تالار گفتگوی انجمن لکنت ایران
..:: حرف دل من ::.. - نسخه قابل چاپ

+- تالار گفتگوی انجمن لکنت ایران (http://loknat.org/forum)
+-- انجمن: لكنت و .... (/forumdisplay.php?fid=3)
+--- انجمن: سخن دوستان... (/forumdisplay.php?fid=45)
+---- انجمن: دوستان تازه آشنا شده با تالار (/forumdisplay.php?fid=53)
+---- موضوع: ..:: حرف دل من ::.. (/showthread.php?tid=5747)



..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۱۷-۱۳۹۶ ۱۰:۳۶ صبح

سلام دوستان خوب

منم تصمیم گرفتم برای خودم اینجا یه خونه درست کنم البته این فکر کنم دومین خونه ای هست که در این تالار دارم ،،، خراب میکنم و دوباره میسازم.

دیگه ذوق قبلا رو ندارم که تزئین کنم و از این جور کارها ،،، اومدم که حرف دلمو بزنم 53

یه جورایی مثل تاپیک ( حال الآن من ) هست.

ولی اینجا دیگه اختصاصی منه و درباره همه چیز از لکنت گرفته تا ...

امیدوارم بتونم زود به زود بیام و سر بزنم و بنویسم از حال خوب و اتفاقای شیرین 6

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::​:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

از امروز شروع میکنیم :

دلخورم از دست دو نفر زیاد یکی از یکی بیشتر ...

دلم میخواد خدا جوری بهشون بفهمونه که ازشون ناراحتم که دیگه جرئت نکنن این کارو بکنن.

من خیلی وقت ها سکوت کردم ،،، خیلی وقتا ناراحتی و بغضمو تو خودم بردم فکر میکنید کار راحتیه ؟

از درون حالم بده و همه ی اینا پیش خدا بدون جواب نمیمونه ( حتی اگر کارشون بدون آگاهی باشه)

ببخشید که اولین حالم اینطوری بود ،،، خونه ی من اینطوریه دیگه ،،، اصلا به خاطر حال بدی که دارم تصمیم گرفتم این خونه رو درست کنم تا هر وقت خواستم بیام و حرف دلم را بزنم.


RE: ..:: حرف دل من ::.. - لبخند - ۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۲:۱۰ عصر

سلام رنگین کمون عزیزHeart

خونه جدید مبارک..024...هیچوقت نفهمیدم که چرا خراب کردین و چرا دوباره ساختین و ....39...احتمالاً هیچ ربطی هم به من نداره...اینجا دنیای مجازی است و ادمها مجازند هر کاری دوست دارن بکنند...
من و بقیه اعضای تالار نوشته هاتون رو می خونیم و تمام انها برای ما ارزشمنده و دوست داریم نوشته هاتون که مثل اثر انگشت و ردپای شماست به نقطه چین تبدیل نشند چون یه زمانی اون نوشته ها جون داشتند و کوهی از احساس و محبت رو منتقل می کردند و من بالشخصه در مواردی دوست دارم مسیر رفته رو بر گردم و اون احساسهای ناب رو دوباره زنده کنم...امیدوارم همونقدر که من و خیلی های دیگه برای شما و تمام اعضای دیگه به حق ارزش و اعتبار قائلیم خودتون هم این ارزش را برای خودتون قائل باشین....نوشتم به یه جور دردل برای خودم تبدیل شد...امیدوارم شما به خودتون نگیرین88
مشتاقانه منتظر نوشته هاتون هستم
خیر پیش


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۶:۲۶ عصر

سلام لبخند خانوم عزیز و مهربون من 11

خیلی خوشحالم و سعادت من بود که اولین مهمان این خونه شما بودید 66

بله دوست دارم این خانه مثل دفتری باشه که بتونم گاهی بیام و ببینم و مرور کنم و اون حس و حالات و اتفاقاتی رو که داشتم.

من اصولا تو دنیای واقعی خاطره ای نمینویسم چون دوست ندارم دست کسی بیفته ولی اینجا فقط از حال دلم میگم.

ممنون میشم مهمان عزیز خانه ی من باشید و هر زمان که صلاح دیدید برام بنویسید و من بهره مند بشم .

این خونه همیشه منتظر قدم سبز شماست 88


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۱۸-۱۳۹۶ ۰۷:۴۱ عصر

سلام وقت همگی بخیر ؛

تا پیش از شروع شدن ترم جدید مدتیه که خودمو مشغول و سرگرم کارهای هنری کردم

هم مزیت داره و هم ایراداتی ، مزیتش این هست که بهم آرامش میده و این کار را دوست دارم خیلی ( مثل درست کردن عروسک ، کیف و ..)

ایراداتش هم این هست که مرتب میشینم و کار رو رها نمیکنم تا تموم بشه و نتیجه رو ببینم و لذت ببرم. هم شبا دیر تر میخوابم و هم کمرم یه کم درد میگیره .

ولی در کل میتونم بگم خوبه و من دوست دارم ،،، استعداد زیادی هم دارم توی کارهای هنری و خوشحالم میکنه.

امیدوارم این کارا رو ادامه بدم و توش موفق باشم و رها نکنم .

الهی آمین 63

...


RE: ..:: حرف دل من ::.. - FATEMEH.T - ۵-۱۸-۱۳۹۶ ۰۹:۲۲ عصر

سلام رنگین کمون عزیز

چه قدر خوبه که کارهای هنری و دستی انجام میدی
من این دفتری رو که داری هر روز یادداشت میکنی دنبال میکنم
امیدوارم خوشمزه و شیرین باشه


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۱۹-۱۳۹۶ ۱۱:۱۰ صبح

سلام فاطمه جان مهربون 8

خیلی خوشحالم و تشکر میکنم از اینکه مهمون این خونه شدید و نوشته ها رو دنبال میکنید باعث افتخار منه 11

ممنونم دوست عزیزم ،،، بله مدتیه رفتم سراغ کاردستی و اینا البته قبلا هم انجام میدادم ولی رهاش کردم و دوباره برای اینکه سرم گرم باشه و بیشتر برای اینکه بهم آرامش میده انجام میدم و دوسش دارم و خدا رو شکر میکنم.

53535353535353

سلام دوستان عزیز ؛

دیروز رفتم یه جامدادی درست کنم که متأسفانه زشت شد و خودم حالم بهم خورد ازش ،،،، همیشه اونجور که ما میخواهیم نمیشه با اینکه من تلاشم رو هم کردم ولی اشتباهم این بود که سلیقه ی بقیه رو نادیده گرفتم و خواستم طرحی رو که دیده بودم و فکر میکردم خوب از آب در میاد درست کنم که خورد تو ذوقم.

خیلی خوبه در کنار نظری که خودمون داریم یه مشورتی هم از بقیه بگیریم ،،، روش فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم.

فکر نکنیم همیشه ما حرف درست رو میزنیم و کارمون درسته .

تازه این که یه کار کوچیک بود ولی در کارها و تصمیماتی که سرنوشت سازه حتما باید با بزرگتر ها و اونایی که تجربه دارن مشورت کنیم.

خیلی جالبه برام یکی از همکلاسی هام میگفت آدمی که ممکنه تو چهل سالگی به این نتیجه برسه من الآن بهش رسیدم اون هم اینه که هیچ کاری به نظر دیگران نداشته باشم مگر اونایی که دوسشون دارم و برام با ارزش هستند،،، وقتی یه کاری انجام میداد که درست نبود میگفت من میخوام راحت باشم و کاری به نظر دیگران ندارم.

میگفت من تا حالا پشیمون نشدم و ضرر نکردم و خدا هم کمکم میکنه و ان شاءالله هیچ وقت اتفاقی برام نمی افته.

آخه این دلیل میشه که تو فکر نکنی و قید همه چیو بزنی ،،، آدمای اطرافت رو بریزی دور و هرکاری که عشقت و نفست گفت انجام بدی.

یعنی به معنای واقعی حالم بهم میخوره ازش .

خیلی پرم از بعضی آدما ،،، از بعضی رفتارا ،،، از بعضی کارهایی که قبحش ریخته شده و...


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۲۱-۱۳۹۶ ۰۲:۱۰ صبح

سلام وقت همگی بخیر ؛

واقعیتش چندین ساعت پیش میخواستم بیام و بنویسم ولی واقعا نمیدونستم واژگان رو چطور کنار هم قرار بدم و بتونم منظورم رو برسونم ،، برام سخت بود ،،، اغلب صحبت کردن برای من خیلی راحت تر از نوشتاره ( البته بدون لکنت ) ولی مزیت نوشتار اینه که دیگه راحت بدون لکنت میتونی حرفتو بزنی.... همیشه تو نوشتن داستان هم مشکل داشتم با اینکه قوه تصور و تخیل خوبی دارم.میتونم یک داستان تو ذهنم بسازم ولی سخته برام که به قالب داستان نوشتنی در بیارم.

حالا از حرفی که میخوام بزنم دور نشیم ،،، اومدم موضوع مهمی رو بگم که شاید خیلی هامون تو زندگی تجربش کردیم ولی من الآن یاد گرفتم و سعی دارم که ان شاءالله عملیش کنم.

واقعا هیچ چیز بهتر از رعایت تعادل در امور نیست ،،، هر چی که هست ،،، افراط و تفریط خیلی بده به خصوص در رابطمون با دیگران .... همیشه سعی کنید متعادل رفتار کنید نه خیلی صمیمی و مهربون و قربون صدقه رفتن و نه اینقدر کم محلی و گوشه گیری و انزوا ...

ممکنه با یکی رابطه صمیمانه برقرار کنید ولی یک بار عمل اشتباهی مرتکب بشه و شما به خاطر وابستگی که به اون دارید اذیت بشین دلتون بشکنه و تو ذوقتون بخوره چون ازش توقع داشتید .

میگن با هر کسی مثل خودش ( تو همه ی موارد قبول ندارم ولی یه جاهایی چرا)

اگر از افرادی که بهشون محبت میکنید ولی اون رفتار متقابل رو حتی اندکی دریافت نمیکنید فاصله بگیرید .... و یا اینکه اگر میتونید کلا بدون توقع داشتن از رفتار متقابل با دیگران رفتار کنید

رفتار خوبی داشته باشید ،،، دوستانه باشید ولی طوری نباشید که اگر موردی هم بینتون پیش اومد که خیلی هم کوچیک بود توقعتون اینقدر زیاد باشه که چشمتون رو روی همه ی خوبی ها ببندید و خط قرمز روی اون آدم بکشید .

امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم.

همین رو اومدم بگم که سعی کنید توقعتون از رفتار دیگران کم باشه اینطوری خودتون اذیت نمیشید و راحتید.

103 میام دوباره


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۲۲-۱۳۹۶ ۰۳:۳۰ عصر

سلام وقت بخیر ؛

هم حالم خوبه هم یه کم بد ،،،، امیدوارم حال بد زود بگذره و حال خوب غالب بشه و پایدار بمونه 63

وقتی حس کنی تنها یار و یاورت خداست ،،قادر مطلق ،،، بهترین پشتیبان ،،، اون موقع به آرامش عمیق میرسی و اون حال خوب همیشه موندگاره .

امیدوارمهممون این حال خوب رو پیدا کنیم ،، 8

الهی آمین


RE: ..:: حرف دل من ::.. - FATEMEH.T - ۵-۲۲-۱۳۹۶ ۰۸:۴۰ عصر

سلام رنگین کمون عزیز
امیدوارم حال دلت عالی باشه
همیشه خداوند پشتیبان و یاورت باشه
مطمئنم دنیا اون لحظه توی مشتت قرار داره


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۲۲-۱۳۹۶ ۱۰:۳۲ عصر

سلام فاطمه عزیزم 11

خیلی ممنونم دوست گلم از دعای قشنگت امیدوارم شما هم همیشه موفق و سربلند باشی در تمامی مراحل زندگی 63

ممنونم که مهمون خوب این خونه هستی و نوشته های منو میخونی 888


RE: ..:: حرف دل من ::.. - ali.asoodeh - ۵-۲۴-۱۳۹۶ ۰۸:۲۷ صبح

دوست عزیز و مهربون رنگین کمون خانم ، نوشته هاتون رو با تمام احساس خوندم
بسیار جذاب احساستون رو به نوشتار تبدیل کردین و این خود نوعی آرامش روح و ذهن ست
سعی میکنم هر وقت میام تالار این کلبه زیبا رو دنبال کنم
اصولا قبلنا که مهمون هر خونه ای میشدیم به رسم مهمون نوازی که بود یه پذیرائی ساده ای مثل چایی چیزی میشدیم به هر حال نمیشه خشکی خشکی بیایم بشینیم و حرف بزنیم و بریمTongue
دلتون همیشه شاد باشه دوست مهربان


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۵-۲۴-۱۳۹۶ ۰۲:۰۰ عصر

سلام آقای آسوده وقتتون بخیر؛

بسیار خوشحال شدم و همینطور ممنونم و سپاسگزارم از اینکه به این خانه آمدین و نوشته های منو خوندید برام با ارزشه که مهمان های خوبی دارم .

برای نوشتن هر مطلبی مدت ها فکر میکنم که چطور درست و حسابی بچینم کنار هم و آخر هم گاهی اذیت کننده هست ....

بله آقای آسوده البته که به خاطر دارم قدیم رو ( انگار چقدر وقته عضو تالارم ! ) سال 94 بود بعد کنکور .... وقتی مهمان ها می آمدند چه پذیرایی میکردیم منم که انواع و اقسام شکل های متحرک کیک و شیرینی از اینترنت میگرفتم و قرار میدادم...

از دعای زیبای شما هم خیلی ممنونم ،، من هم امیدوارم همیشه شاهد لحظات زیبا و شیرینی در زندگی شما باشیم ،،، تو تاپیکتون بنویسید تا بیاییم و بخونیم 63

بفرمائید این هم آلوچه 38

((( ببخشید هر کاری کردم عکس آلوچه نمیاد )))


RE: ..:: حرف دل من ::.. - رنگین کمون - ۶-۴-۱۳۹۶ ۰۱:۱۶ صبح

سلام دوستان خوبم 53

حالتون چطوره ؟

مدتی نبودم ،،، نه اینکه حرفی برا گفتن نداشته باشم ،،، چرا حرف خیلی زیاده اینکه کدومش رو بگم مهمه.

غمگینم ...

حرف هایی توی دلم دارم که وقتی نگاه میکنم به اطرافم ،،، میبینم حتی یه هم زبون هم ندارم ،،، یکی که بشه روش حساب کرد...

خیلی تلخه ،،، واقعا با تمام وجود احساس تنهایی میکنم.

من اخلاقم به گونه ای هست که برای دوست شدن با کسی باز نمیشم و دوست دارم بیشتر تنها باشم ... در طول عمرم وقتی واقعا نیاز به یک هم صحبت داشتم دیدم نیست و حسابی دلم شکست.

شاید بگید با خدا حرف بزن با اماما صحبت کن ،،، ولی وقتی یه نفر جلوت باشه و وجود و حضور داشته باشه خیلی فرق میکنه وضع تا اینکه تو با کسی صحبت کنی که نمیبینیش و خیال کنی که داره صحبت هاتو میشنوه هنوز به اون در جه از کمال نرسیدم Sad

بد تر از همه صحبت با اونایی هست که تو رو نمیفهمن یعنی وجود دارن ولی نمیفهمنت ... شاید هم بفهمن ولی سعی دارن که تو فکرتو عوض کنی.

طولانی نمیکنم چون چیزی که حل نمیشه ...خواستم بگم ما آدما واقعا تنهاییم حتی تو اوج زمانی که بیشترین آدما دورمون رو گرفتن وقتی واقعا نیاز به یک هم صحبتی باشه که تو رو با تمام وجودش بفهمه نیست و اون وقت تو میمونی و دلی شکسته.

خدا هم هست منتها نمیبینیمش 29


RE: ..:: حرف دل من ::.. - DAVOOD - ۶-۲۶-۱۳۹۶ ۰۸:۳۴ عصر

سلام دوستان
شاید هیچ وقت راهی پیدا نشه
شاید نزدیک ترین ها هم هیچ وقت درکمون نکنن





اگه درک کنیم که تنهاییم خیلی آسونتره
همین