برگزار شد چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
جلسات گروهی لکنت همدان
نویسنده پیام
Foruzande
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,502
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 11976
سپاس شده 11056 بار در 1499 ارسال


ارسال: #61
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سه گزارش ِ بی نظیر ِ شما سه نفر رو خوندم و واقعا لذت بردم :)
مرسی از آقای مجابی که یادی از من هم کردند Shy.. ماعکسها رو می خواهیم هااا....به ما هم نشون بدیدشون :)
مثل همیشه دلم میخواست می بودم که میسر نبود
فقط از خوندن خرابی ِ ماشین ناراحت شدم..
خوشحالم به همگی خوش گذشته :)
۷-۳۰-۱۳۹۰ ۰۹:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nima66 ، Mhsn ، afsar ، hossein.amel ، ehsan_m_khani ، mojabi ، Mohsen69 ، LAILA556 ، Abbas ، parvaz ، khodam
ehsan_m_khani
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 1,031
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 15916
سپاس شده 11166 بار در 1042 ارسال


ارسال: #62
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
(۷-۳۰-۱۳۹۰ ۰۹:۱۳ عصر)Foruzande نوشته شده توسط:  )
مثل همیشه دلم میخواست می بودم که میسر نبود

سلام خانم فروزنده. جای همه ی دوستان انجمن خالی بود.
ایشالا دفعه بعد.
همیشه رخداد های متفاوت به یاد ماندنی تر میشن.
خرابی ماشین هم یکی از اوناست.
از الان برای سفر های دیگه لحظه شماری میکنم.
(البته اگه منم دوباره ببرن):)

حرف زدن سکوت را می فهمیدم ...
۷-۳۰-۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، Foruzande ، nima66 ، mojabi ، Mohsen69 ، LAILA556 ، Abbas ، parvaz ، khodam
Amin.Askari
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 178
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 6653
سپاس شده 1241 بار در 179 ارسال


ارسال: #63
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
به نام هنرمند بی همتا
گزارش ها راخواندم اینطور که معلومه خیلی به بچه هاخوش گذشته و خیلی عالی بود وبه این جمع خودجوش تبریک میگوئیم امیدوارم ادامه داشته باشد

سنگی که طاقت ضربه های تیشه راندارد تندیس زیبانمی شود فقط یک بار فرصت داری تااز وجودت تندیس بسازی پس از زخم تیشه خسته مشو
۷-۳۰-۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ehsan_m_khani ، یاسین ، Foruzande ، nima66 ، mojabi ، Mohsen69 ، LAILA556 ، Abbas ، parvaz ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #64
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام دوستان
چه گزارش بازاری ست
من هم میخواهم از دوستان عقب نمانم و گزارش خودم را بنویسم
ساعت 6.10 دقیقه رسیدم میدان ازادی

خانم افسر و خانم تاتار و خانم فاطمه در ماشین نشسته بودند و اقای بابایی و اقای وند نوروز و اقای حسین خانی و من مثل بید مجنون از سرما به خود میلرزیدیم و گه گاهی خانم تاتار یک سانت شیشه را میکشید پایین و به ما الو خشکه میدادند ( کمال تشکر ) Angel

اقای مجابی عزیز و اقای رفاهی هم تشریف اوردند و به دو گروه تقسیم شدیم

1. گروهی که از جانشان سیر شده بودند : خانم افسر ، خانم فاطمه ، اقای بابایی ، اقای حسین خانی و اقای وندنوروز Heart
2. گروهی که هنوز ارزو داشتند : اقای مجابی عزیزم ، خانم تاتار ، خانم هژبری ، اقای رفاهی ، کوچک شما HeartHeart

قبل از حرکت به رسم جوانمردی با انگشت اشاره برای دوستان گروه 1 فاتحه ای قرائت شد Tongue

حرکت کردیم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
رکورد زدیم تا به مقصد هیچ اهنگی پخش نشد و مدام در حال صحبت بودیم اقای مجابی با صدای بسیارررررررررررررررررر دل نشینشان
ما را مستفیض (درست نوشتم؟) میکردند

و یک نکته بسیار جالب
گروه ما با کمال ناباوری از رانندگی خانم افسر در تعجب بودیم اخه خدا وکیلی سپر به سپر ما می امدند
در راه رفت و برگشت بارها و بارها از رانندگی ایشان صحبت شد و مورد تمجید قرار گرفتند

ادامه دارد.......
۷-۳۰-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، تبسم ، sina m ، nima66 ، mojabi ، Mohsen69 ، Adel ، Dabir ، فرناز ، ehsan_m_khani ، hossein.amel ، LAILA556 ، Abbas ، afsar ، parvaz
ehsan_m_khani
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 1,031
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 15916
سپاس شده 11166 بار در 1042 ارسال


ارسال: #65
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
(۷-۳۰-۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ عصر)یاسین نوشته شده توسط:  1. گروهی که از جانشان سیر شده بودند : خانم افسر ، خانم فاطمه ، اقای بابایی ، اقای حسین خانی و اقای وندنوروز Heart
2. گروهی که هنوز ارزو داشتند : اقای مجابی عزیزم ، خانم تاتار ، خانم هژبری ، اقای رفاهی ، کوچک شما HeartHeart


ادامه دارد.......
سلام بر ياسين عزيزHeart
آقاي حسين خاني در همدان به ما ملحق شدن.Huh
من محمدخاني ام.Big Grin

حرف زدن سکوت را می فهمیدم ...
۸-۱-۱۳۹۰ ۱۰:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، فرناز ، mojabi ، Mohsen69 ، Foruzande ، LAILA556 ، afsar ، Abbas ، parvaz ، babaei ، khodam
فرناز
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
سپاس ها 1049
سپاس شده 534 بار در 74 ارسال


ارسال: #66
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام به همه دوستان عزیز

واااای همه وقایع را دوستان تعریف کردند و ته دیگ به من رسید..........Big Grin

باشه حالا چکیده ای از اتفاقات را می نویسم.....

عکس تکی (15 نفره)..... صبحانه مفصل با یک قالب پنیر بزرگ و مخلفات .... دوباره عکس تکی می گرفتیم تا از جمع کردن سفره فرار کنیم.... بار اولی بود که همدان می رفتم و حس خوبی داشتم .... جاهای بازدیدی رفتیم.... دوباره عکس تکی

وقتی دوستان رفته بودند آرامگاه بوعلی ... من درب آرامگاه ایستاده بودم و کتانی پام بود و نمیتونستم برم داخل ....که خانمی خوشرو و با چهره ای معصوم جلو اومد و سلام کرد و گفت سلام.... من هم با حالتی خندان گفتم سسلامممم.... وقتی خودش را معرفی کرد که لیلا هستم .... خیلی ذوق کردم آخه مدتها پیش دوست داشتم ببینمش.... واقعا از خانمی هیچی کم ندارن.... دوستش دارمHeart

میزبانان عزیز ما لیلا ی مهربون، محسن هنرمند، عباس با اعتماد بنفس و عادل با استعداد.... که برای ناهار در رستورانی رزرو کرده بودند و واقعا سنگ تمام گذاشته بودند. مرسی :)

ما اول اصرار داشتیم که هزینه ناهار را پرداخت کنیم ولی لیلا قبول نمیکردند....آقای بابایی برای جلب رضایت شون گفت که ما توی انجمن زونکنی داریم برای ایاب و ذهاب و هزینه های سفر..... وااای لیلای عزیز برای اینکه دل ما نشکنه گفت باشه... وقتی رفتیم پیشخوان که فاکتور را بنویسه ... رو به ما کرد و گفت فاکتور به چه نامی باشه؟؟؟؟ .... گفتیم بنویس انجمن لکنت ایران.... متصدی صندوق با خطی خوش نوشت و گفتم به به چه دست خطی .... بخصوص انجمن را خیلی خوب نوشتیدیه آفرینی نثارش کردیم ...ولی او با حالتی متعجب نگاهی کرد .... Big Grin

وقتی وارد منزل آقای عادل شدیم ... چه حیاتی .... یادش بخیر .... همون حس دوران کودکی را برام دوباره زنده کرد ....

در ضمن قابل توجه آقای خجسته فر................ آقای مجابی ما را کشتند از بس که هی گفت : لطفا "روش" را رعایت کنید آقای خجسته فر خیلی تاکید کردند ...........

***********************************************************************
دوستان عزیز،
سفر بهانه ای است تا به نوعی از تار و پود مشکلات و استرسهای روزمره خارج بشیم ....
سفر اراده ها را محکم میکنه تا به هدفی که میخواهیم برسیم.........
سفر دوستانی را به ما هدیه میکند که همیشه آرزویش را داشتیم........
سفر نوع نگاهمون را به زندگی عوض میکنه و اینکه از هر کاهی ..کوه نسازیم...


سفر معجون جوانی است ... پس با ملحق شدن به سفینه انجمن.... همیشه جوان بمانیدBig Grin

********************************************************************************​****
زندگی باید کرد / گاه با یک گل سرخ / گاه با یک دل تنگ / گاه باید رویید در پس این باران / گاه باید خندید بر غمی بی پایان .
۸-۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mhsn ، mojabi ، Mohsen69 ، hossein.amel ، Maximum ، nima66 ، تبسم ، sadeh ، Foruzande ، Adel ، محمد حسین ، ehsan_m_khani ، LAILA556 ، Dabir ، afsar ، یاسین ، Abbas ، sina m ، parvaz ، babaei ، khodam
Dabir
دبیر انجمن
******
دبیر انجمن

ارسال‌ها: 1,998
تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸
سپاس ها 14188
سپاس شده 18789 بار در 1994 ارسال


ارسال: #67
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام به همه دوستان و ممنون از گزارش های خوبشون
ممنون از مهمان نوازی دوستان همدانی
ممنون از دوستانی که یادشان بود که جنبه تمرین و درمانی سفر را فراموش نکردند و شیوه را زنده نگه داشتند...
امیدوارم در سفر های دیگر همراهی تان کنم و از انرژی جمع ،‌ من هم بهره بگیرم.

البته پیشنهاد می کنم برای سفر های بعدی ، اگه مسیر ها نزدیک بود با انوبوس و مسیر های دورتر با قطار، برنامه ریزی کنیم...

اینطوری هم بیشتر خوش میگذره و هم نگرانی کمتره و هم های دگر هم!!!
۸-۱-۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nima66 ، LAILA556 ، hossein.amel ، ehsan_m_khani ، sadeh ، afsar ، یاسین ، Foruzande ، Abbas ، sina m ، فرناز ، mojabi ، parvaz ، babaei ، محمد حسین ، khodam
Adel
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 624
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۰
سپاس ها 4829
سپاس شده 5503 بار در 637 ارسال


ارسال: #68
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام دوباره به همه ی دوستان خوبم:)

دوستان واقعا با تبریکاتون منو شرمنده کردیدBlush

امیدوارم همیشه میزبان دل های گرمتون باشمShy
واقعا از دیدن دوستانی که اینقدر مصمم بودند انرژی دوچندان گرفتم
از لیلا خانوم عزیز و عباس جان و محسن کمال تشکر رو دارمHeart
و حالا نوبت دوستان مهمان :
آقای مجابی : مردی خوش تیپ و دوست داشتنی
آقای بابایی عزیزHeart و آقای رفاهی که واقعا خیلی دوسش داشتم و آقایان وند نوروز ، محمد خانی ، یاسین پر انرژِی و خانومها هژبری ، فرناز ، افسر و فاطمه که همگی با روحیه و عالی بودند و من رو برای رسیدن به هدفم مشتاق تر کردند:)HeartHeartHeart

If There's Something You Want - No Matter What it is - Don't Just Sit Around Wanting it. Reach For it


There's No Doubt That Dreams Do Come True


::. We Are One .::

Heart

سخن عادل (Adel's Speech)


[تصویر:  60724121961791932113.png]
۸-۱-۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sadeh ، afsar ، یاسین ، Foruzande ، ehsan_m_khani ، nima66 ، Abbas ، Mohsen69 ، Dabir ، فرناز ، mojabi ، parvaz ، babaei ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #69
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام
ادامه گزارش سفر یک روزه همدان

بعد از 2 ساعت حرکت و اصرار های بی شائبه خانم هژبری ایستادیم برای صرف صبحانه
پنیرتبریزی 5 کیلووووووووووووووووووووو Exclamationکه اقای مجابی زحمت کشیده بودند و تا اخر صبحانه دلشوره داشتیم که نکند پنیر کم بیاید Big GrinBig Grin
مربا ، خامه ، خیار، گوجه، گردو، اب جوش (بدون چایی خشک که رفتیم از کارگرهای پمپ بنزین گرفتیم) ،نان، نان جو،
خیلی خوش گذشت بهترین صبحانه ای بود که تا به حال میل کرده بودم.
بعد از استراحت و میل صبحانه حرکت کردیم
جای خانم فروزنده بسیار خالی بود خانم افسر جانشین ایشان بودند و فکر کنم در طول سفر 1000 تا عکس گرفتند . با هر حرکت و هر موقعیتی ما عکس داریم
رسیدیم همدان
شهر باباطاهر و بوعلی و غار علیصدر Heart
رفتیم میدان امام خمینی که محسن انجا منتظر ما بود
دور میدان با ماشین توقف کرده بودیم که مامور راهنمایی و رانندگی با کمال احترام و مودب از پلاک ما فهمیده بود که مهمان هستیم و به ما خوش امد گفتندTongueTongue
محسن حسین خانی هم به ما پیوست
رفتیم باباطاهر
بسیار زیبا بود
و گروه موسیقی به اجرای برنامه پرداخته بودند
بازار عکس هم کماکان داغ داغ بود اینقدر داغ بود که دیگر دوستان از عکس فرار میکردند Big Grin
بعد هم حرکت کردیم برای بوعلی
بوعلی هم زیبا بود
عارف قزوینی هم انجا بود
قبل از ورود عباس هم به ما پیوست
ماچ ماچ و ..........Big Grin

اقای رفاهی از انجا یک جا قلمی بسیارررررررررررر زیبا خریدHeartHeart

ادامه دارد.........
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۱۷ صبح، توسط Dabir.)
۸-۲-۱۳۹۰ ۱۲:۲۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تبسم ، Foruzande ، ehsan_m_khani ، sadeh ، nima66 ، Abbas ، Mohsen69 ، Adel ، Dabir ، فرناز ، mojabi ، babaei ، LAILA556 ، parvaz ، afsar
babaei
عضو انجمن

ارسال‌ها: 517
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۸۹
سپاس ها 2851
سپاس شده 5085 بار در 531 ارسال


ارسال: #70
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام به همه دوستان
دوستان گزارشات کاملی نوشتن با این حال منم می نویسم
علارقم اینکه نان کره ای و نان گردویی گرفته بودم صبح زود خودم رسوندم سنگک فروشی تا 3 تا نان سنتی هم بگیرم به اصرار من
شاطر سنگک فروشی شروعی به پخت کرد( با ناز و ادا و فیس و ...)
بعد سریعی رفتم میدان ولیعصر تا به همراه خانمها فرناز و افسر و فاطمه و محمدخانی هم به ما ملحق شد به سمت آزادی حرکت کنیم.
میدان ازادی که رسیدیم مابقی بچه ها هم به ما ملحق شدن بعد مدت ها یاسین دوست داشتنی رو هم دیدم (اخه این روزا دیدن یاسین مثل این می مونه که یه ستاره دنباله دار تو اسمون ببینی)البته من فراموش کردم یه ارزو بکنمBig Grin
از اونجایی که من به افسر خانم ایمان و اطمینان داشتم من تو ماشین افسر خانم نشستم وانصافا از اقایی مجابی کم نیاورد ولی نمیدونید داخل ماشین ،ما چقدر شور و هیجان داشتیم که بعد ها متوجه شدم ماهواره جاسوسی امریکا ماشین ما رو زیر نظر داشت که نکنه بمب اتم جابجا کنیم.Wink
تا اینکه ساعت 10:30 رسیدیم یه جایی برای صبحانه. از یاسین بپرسید صبحانه چه خبر بود
به قول حسین برادر خانم هژبری " منو این همه خوشبختی محاله".Big Grin بعد 30 دقیقه پروژه صبحانه به اتمام رسید.
حرکت کردیم به سمت همدان و اونجا محسن و عباس و لیلا خانم هم به ما ملحق شدن
البته محسن خندان و عباس با هوش و لیلا خانم دوستداشتنی و عزیز که ما را شرمنده کردن علارقم اصرار که داشتیم و نپذیرفت کل بچه را برای ناهار مهمان کرد امیدوارم بتونیم جبران کنیم
در ضمن ما باباطاهر و بوعلی را هم سیاحت کردیم و کلی عکس انداختم چه عکسایی
بعد به جلسی که خون اقا عادل عزیز برگزار میشد رفتم علارقم اینکه من خوابم گرفته بود جلسه بسیار عالی برگزار شد
خانم لیلا با گفتار روانشان کنفرانس عالی دادن و عباس و عادل با اعتماد به نفس خوبی کنفرانس دادن و همین طور فرناز هژبری مثل همیشه عالی بودن و کلا جلسه عالی بود
بعد حرکت کردیم سمت تهران. 50کیلو متر مونده به تهران ما متوجه شدیم ماشین افسر خانم مشکل پیدا کرده فکرشو بکنید تو اون جای تاریک و فوق العاده سرد ماشین خاموش شد و دیگه روشن نشد .یعنی من خودم چند بار رو انداختم و با ماشین افسر خانم صحبت کردم ولی قبول نکرد و گفت من خوابم میاد و گرفت خوابید
دیگه چاره ای نبود تو ماشین نشستیم و منتظر موندیم تا امداد خودرو بیاد که اخرشم نیومد ولی نمی دونم چرا از تو ماشین که بیرونو نگاه میکردم هی احساس میکردم الان از توی این تاریکی چند تا ادمخوار میان به سمتمون اما نیومدن (اگه میومدن چه هیجانی پیدا میکردیم وای خدا)
. اما یه اتفاقی هم افتاد ،تو اون تاریکی و سرما و سوز من از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت صندوق عقب و بازش کردم ، بعد اشک تو چشام حلقه زد نمیدونید چی دیدم
خیار و پنیر ،گردو،نون کره ای و گردویی،سیب و اب معدنی همشون اونجا بودن دست همشونو گرفتم اوردم تو ماشین البته تخمه و بادوم زمینی هم بود بعد هیچی دیگه خودتون تا اخرش بخونید
بعد نمی دونم چرا همش می خندیدیم ؛ افسر خانم چقدر هیجان و شور و شوق پیدا کرده بود بعد شروع کردیم به بازی اسم و فامیل
سرگرم بازی بودیم که متوجه شدیم یه مردی داره میزنه به شیشه درب ماشین تا می خواستیم ببینیم چیکار داره
افسر خانم گفتند بابا سلام ما هم دیگه بساط و جمع کردیم ولی الحق انصاف افسر خانم پدر و برادر خیلی خوب و خونگرمی دارند
پدر افسر خانم هر کاری کردن ماشین درست نشد و در نهایت باماشین برادر افسر خانم تا تهران به قول خانم فرناز اسکورت کردنBig Grin
و بدین شکل روز شگفت انگیز ما به این شکل شگفت انگیز به اتمام رسید.
ممنون از فرناز عزیز و پر انرژی که همیشه حضور گرمی داره
ممنون از افسر خانم عزیز که شخصیت واقعا دوست داشتنی داره مثل پدر و برادرش و تو این سفر خیلی زحمت کشید
ممنون از وندنوروز دوست داشتنی عزیز و محمدخانی با شخصیت ارومش
اقایی مجابی متواضع ودوست داشتنی و یاسین عزیز پرهیجان خانم هژبری عزیز و هنرمندان عزیز فاطمه و رفایی
از اینکه با 9تن از دوستان خوب و بسیار خوش سفر همراه بودم خوشحالم البته جایی بسیاری از دوستان خالی بود از جمله آقای خجسته فر و خانم مولایی و نیما ،مجتبی ،نویم و...
و در نهایت تشکر ویژه از لیلاخانم عزیز به خاطره دعوت و زحماتی که کشید و همین طور از عزیزان محسن ، عباس و عادل به خاطره مهمان نوازیشون
سپاسHeart

من امیدی را در خود بارور ساخته ام تار و پودش را با عشق تو پرداخته ام
مثل تابیدن مهری در دل مثل جوشیدن شعری از جان مثل باریدن عطری در گل
جریان خواهم یافت راه خواهم افتاد باز از ریشه به برگ باز از بود به هست باز از "خاموشی " تا "فریاد"
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۰۴ عصر، توسط Dabir.)
۸-۲-۱۳۹۰ ۰۳:۰۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ehsan_m_khani ، hossein.amel ، Mohsen69 ، Dabir ، Adel ، sadeh ، Foruzande ، mojabi ، parvaz ، محمد حسین ، afsar ، فرناز ، Abbas ، LAILA556 ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #71
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چقدر جوشحال میشم وقتی هر بار که میام توی انجمن و میبینم باز یکی از بچه ها گزارش نوشته...:)

خوشحالم و خدا رو شکر که به همتون خوش گذشته...
ایشالا که بازم میاین...:)Heart

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۸-۲-۱۳۹۰ ۰۴:۵۵ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nima66 ، sadeh ، یاسین ، mojabi ، ehsan_m_khani ، parvaz ، فرناز ، Abbas ، babaei ، Foruzande ، LAILA556 ، khodam
Abbas
مدیر فنی سایت
*******

ارسال‌ها: 2,094
تاریخ عضویت: خرد ۱۳۹۰
سپاس ها 22311
سپاس شده 18392 بار در 2135 ارسال


ارسال: #72
Information RE: جلسات گروهی لکنت همدان
من هنوزم تو فکر اون چندتا دختر و پسر جوونیم که توی آرامگاه میخواستن عکس بگیرن، ما رفتیم و باهاشون عکس تکی انداختیمBig GrinBig Grin بیچاره یکیشون داشت از تعجب شاخ درمیورد، داشتم میدیدم که از دیدن شور و شادی بچه های ما، اونا هم حسابی به وجد اومده بودند
راستی فکری هم به حال فاطمه خانوم بکنید، فکر کنم همین الان که من دارم این پست رو مینویسم، ایشون دارن با انگشت هاشون تنبک نوازی میکنن، حالا زیر دستشون چی باشه، فرقی نمیکنهBig GrinBig Grin

همینجا، جا داره از تمام دوستانی که منت گذاشتند و به همدان اومدند و ما رو حسابی خوشحال کردند، تشکر کنم
همه ی دوستانی هم که نتونستند بیان، جاشون سبز بود و منتظر دیدارشون هستیم
با آرزوی بهترین ها
شاد شاد شاد باشید

عاشق شوید و بلند همتی را پیشه خود سازید
زیرا این ها بال های نیرومندی هستند که شما را به قله های بلند کامیابی می رسانند
"یوهان ولفگانگ گوته"

....
....
در مسیر پیشرفت (عباس)
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۳-۱۳۹۰ ۰۳:۴۸ عصر، توسط Abbas.)
۸-۳-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط saeed.rain ، LAILA556 ، Mohsen69 ، Dabir ، ehsan_m_khani ، afsar ، mojabi ، parvaz ، یاسین ، babaei ، nima66 ، sadeh ، فرناز ، Foruzande ، khodam
LAILA556
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,375
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 24675
سپاس شده 29020 بار در 3481 ارسال


ارسال: #73
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
خوب مثل اینکه من فقط گزارش ننوشته ام
روز 5 شنبه در تماسی که با اقای مجابی داشتم ایشان گفتند اقای دبیر توصیه کرده اند این بجلسه به سادگی و با اجرای شیوه باشد
5شنبه شب به بیمارستان رفتم در حالیکه از خوشحالی رسیدن جمعه در پئست خود نمیگنجیدم . خ.شبختانه شیفت خوبی بود و با وجود سرمای هوا شب سپری شد و به صبح رسید .تمام ترسم از این بود که مهمانان با لباس گرم به همدان نیایند اما فقط به عباس و محسن توانستم تماس بگیر و به انها بگم با لباس گرم بیایند.ساعت 8.30 به خانه رسیدم و تا ساعت 11 خوابیدم ساعت 12 با اقای مجابی تماس گرفتم در باباطاهر بودند به انها پیشنهاد کردم به ارامگاه برند و خودم ساعت12.20 به انجا رسیدم .عباس گفت در موزه هستیم خودم را به انجا رساندم و دیدم عدهای دارند عکس میگیرند و دختری زیبا با انها حرف میزد خوب نگاه کردم و در ان جمع محسن را دیدم فهمیدم انها اعضا انجمن هستند به دختر خانم که بعدا فهمیدم فرناز عزیز است گفتم شما عضو انجمن هستید با تعجب به من نگاه کرد و گفت بله خودم را معرفی کردم و خوشامد گفتم . کم کم بقیه هم به جمع ما پیوستند با اینکه دفعه اول بود انها را میدیدم خیلی زود اکثر انها را شناختم
اقای مجابی که ارزو کردم ایکاش همدان هم فرد مسئولیت پذیری مثل او داشت
اقا یاسین که از ابتدای اشنا با انجمن ارزوی دیدارشان را داشتم و با تشویقهای بلندش همه را به خنده وا میداشت
اقای رفاهی که خیلی با مزه و شوخ طبع بودند
اقای بابایی که از اکراه اولیه شان برای حرف زدن ایشان را زود تشخیص دادم
اقای محمد خانی جوان محجوب و خونگرم
اقای وند نوروز که با لهجه زیبای تبریزی حرف می زند
فرناز دوست داشتنی
خانم هژبری که امیدوارم حضور داییشان درهمدان باعث شود بیشتر ایشان را ببینم
افسر درمانگر با سواد و خونگرم
فاطمه که با دست و پاهایش بدون توجه به انکه بر روی چیست تنبک می زد.
و عباس و محسن اعضا دوست داشتنی کمپ همدان
بعد از اینکه در مزار بوعلی عکس گرفتیم به رستوران رفتیم ساعت1:40 بود.تا وقتی ناهار اماده شد اندکی طول کشید .ساعت 2:30 بود که عادل زنگ زد از او معذرت خواهی کردم که دیرتر به خانه انها میرسیم .بعد از ناهار به اژانس زنگ زدیم تا ما را به خانه عادل برساند.فرناز و محسن همان موقع برای رفتن شیرینی از ما دور شدند و هرچه صبر کردیم نیامدند و من نگران بودم که راننده اژانس به ما چیزی بگوید و بالاخره بعد از دقایقی محسن خبر داد که ما به خانه عادل بریم انها خودشان میایند
و ساعت3:20 به خانه عادل رسیدیم و بعد از رو خوانی کتاب(برای ان به سوی تو میایم)نوبت کنفرانس من و عباس و عادل و سخنان اقای رفاهی و فرناز و پریسا و راهنمایی خانم درمانگر و باز خورد گروهی رسید که واقعا باز خوردها برایم جالب بودند...و از ان جالبتر تذکراتی که به هم میدادیم تا شیوه را رعایت کنیم بود
سپس بچه ها هدیه ای ارزشمند (مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری)که خیلی دوستش دارم و روزی چند بار انرا نگاه میکنمد.متاسفانه ساعت6 خانواده ام خبر دادند که زودتر به خانه برگردم و من موسیقی را از دست دادم.به عباس و اقای بابایی گفتم هروقت به شهرشان رسیدند خبر بدهند که خیالم راحت شود .ساعت 10 عباس خبر داد که به بروجرد رسیده اما از اقای بابایی خبری نبود تا صبح بارها موبایلم را چک کردم تا شاید خبری از اقای بابایی برسد دیگه نگران شده بودم و چاره ای جز صبر نداشتم

شنبه عصر در تماسی که با محسن داشتم گفت ماشین خانم افسر خراب شده پس نگرانی من بی علت نبود...........خیلی ناراحت شدم بویژه که شنیدم چند تا از بچه ها همان شب سرما خورده اند
۸-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط babaei ، nima66 ، saeed.rain ، یاسین ، ehsan_m_khani ، Amin.Askari ، Dabir ، sadeh ، فرناز ، parvaz ، mojabi ، afsar ، Abbas ، Foruzande ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #74
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام
ادامه داستان......
داخل مقبره بسیار زیبای بوعلی شدیم
بسیار زیبا و بسیار شکیل
مقبره عارف قزوینی هم انجا بود
یک موزه ای هم داشت و مورد بررسی دوستان قرار گرفت
سر مزار بوعلی بودیم که هم همه ای دوستان را فرا گرفت Big Grin
لیلا امد..... لیلا امد.....
یاد بهمن 57 افتادم که همه میگفتند Heart
امام امد..... امام امد.....
Big Grin
مشتاقانه امدم تا ایشان را ببینم
در لحظه اول اصلا باورم نمیشد ایشان لیلا خانم هستند ( از نظر چهره )
با تصوراتم جور در نمی امد Tongue
سلام و علیک بسیار گرم و صمیمی پیش امد بین دوستان و لیلا خانم
عکس عکس عکس
همیشه عکس
با دوستان عزیز
غریبه و اشنا هم نداشت
یک گروه نقاش بودند و از یکی از دوستان ما خواهش کرد که ازشان عکس بیندازند
دوستان ما هم همه دوستان نقاش را یاری کردند و یک عکس 15 نفری انداختیم
هاج و واج مانده بودند Dodgy که اینها از کجا هستند
به یکی دوتا عکس هم راضی نبودیم و با ان گروه 5 تا عکس انداختیم :)
به اصرار اقای مجابی برای صرف ناهار امدیم بیرون
داخل رستوران شدیم
یک میز رزرو شده بود
جاتون خالی .............................

اقای مجابی عزیز عاشق نون و ماست بود و از شانس من ، ماست را با اقای مجابی شریک بودم . یک لحظه دیدم ماست نیست ت ت ت ت ت تBig Grin

ادامه دارد .............
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۵۰ صبح، توسط یاسین.)
۸-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۰۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Amin.Askari ، ehsan_m_khani ، Mohsen69 ، Adel ، Dabir ، sadeh ، فرناز ، parvaz ، mojabi ، afsar ، nima66 ، Abbas ، babaei ، تبسم ، Foruzande ، LAILA556
ehsan_m_khani
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 1,031
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 15916
سپاس شده 11166 بار در 1042 ارسال


ارسال: #75
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
آفرین یاسین جان.
واقعا قلم توانایی داری. ایول داره.
میتونم بگم با حالترین گزارشو نوشتی.
امام امد ... امام اومد....
اشکام دراومد اینقد خندیدم.Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin

حرف زدن سکوت را می فهمیدم ...
۸-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۲۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Amin.Askari ، یاسین ، Adel ، فرناز ، parvaz ، mojabi ، afsar ، Abbas ، babaei ، تبسم ، Foruzande ، LAILA556 ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #76
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
ادامه سفرنامه.........

کجا بودیم؟؟؟
اهان یادم امد ( اقای مجابی و ماستBig Grin )

ناهار را میل کریم
جای دوستان خالی
بعضی از دوستان کباب و بعضی از دوستان جوجه
مهمان خانم لیلا بودیم
و هرچه دوستان تلاش کردند که حساب کنند لیلا خانم اجازه ندادند (( ممنون لیلا خانم ))
بعد از ناهار راهی منزل اقای عادل شدیم
البته محسن و خانم تاتار از ما جدا شدند تا شیرینی تهیه کنند و بعد به ما ملحق بشوند
در مسیر راه به یک اتفاق جالب برخوردیم
یک مراسم عروسی بود که ظهر برگزار شده بود و تمام شده بود (( البته فکر کنم رسم شهر همدان باشد که عروسی هایشان را ظهر برگزار کنند ))
با هزار پیچ و خم و دور خودمان چرخیدن به منزل اقای عادل رسیدیم
یک پسر نوجوان و بسیار مودب روبرو شدیم
به رسم مهمان نوازی بسیار خوبشان ما را به منزلشان دعوت کردند Heart
تعداد دوستان برایشان جالب بود و باور نکردنی Tongue
داخل شدیم
و خیلی سریع با مدیریت خانم لیلا جلسه رسمی شد و روخوانی کتاب شروع شد
محسن و خانم تاتار به ما اضافه شدند و البته با جعبه شیرینی Tongue
دوستان شروع به معرفی خودشان کردند
جلسه مقارن شده بود با تولد لیلا خانم
از طرف دوستان یک کتاب تهیه شده بود و اهدا شد به لیلا خانم و تشویق همه دوستان :):)
دوستان شروع به کنفرانس دادن کردن

عباس
لیلا خانم
اقای عادل
خانم هژبری
خانم شیوانا ( تاتار )

همه دوستان عالی بودند Heart
و در اتمام هر کنفرانس دوستان بازخورد میدادند و در اتمام هر بازخورد خانم دکتر افسر ان بازخورد ها را جمع اوری میکردند و بیان میکردند

جلسه تمام شد
و رفتیم توی بخش الات موسیقی ( بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا Wink )
هر کسی هرچه داشت رو کرد
اقای رفاهی (( گیتاریست ))
اقای محسن حسین خانی (( تار ))
خانم فاطمه (( تنبک ))
خانم هژبری (( نی و فلوت ))
و از همه مهم تر
صدای شجریانی اقای مجابی (( بزن کف قشنگ رو ))
همه دوستان مبهوت لب و دهان اقای مجابی بودند که این صدا صدای کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صدای شجریان؟ صدای اصفهانی؟ صدای ویگن؟ صدای شماییی زاده ؟ صدای کیست؟
بله
این صدا صدای کسی نبود جز اقای مجابیHeart

البته همخوانی خانم ها هم قابل تقدیر است ( به دلیل مسایل امنیتی توضیح بیشتر شرمنده ام ) Sleepy


ادامه دارد ................
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۸-۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ عصر، توسط یاسین.)
۸-۸-۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ehsan_m_khani ، nima66 ، تبسم ، msh22 ، sadeh ، mojabi ، Adel ، فرناز ، sina m ، babaei ، لبخند ، parvaz ، Dabir ، Amin.Askari ، molaei ، Foruzande ، afsar ، محمد حسین ، Abbas ، LAILA556 ، khodam
LAILA556
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,375
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 24675
سپاس شده 29020 بار در 3481 ارسال


ارسال: #77
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
اقا یاسین با تشکر از شماHeartHeart
ناهار مهمان کمپ لکنت همدان (نه تنها من)بودید و من فقط هماهنگ کننده بودم.و این وظیفه ما بود که دوستان را برای ناهار دعوت کنیم.
عروسی ما همدانیها در ظهر برگزار نمیشه ...نمیدونم موضوع چی بودهHuh
از هدیه دوست داشتنی شما و بقیه متشکرمBlush
۸-۹-۱۳۹۰ ۰۳:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط babaei ، لبخند ، ehsan_m_khani ، parvaz ، Dabir ، Amin.Askari ، nima66 ، یاسین ، mojabi ، Foruzande ، afsar ، فرناز ، sadeh ، محمد حسین ، Abbas ، khodam
LAILA556
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,375
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 24675
سپاس شده 29020 بار در 3481 ارسال


ارسال: #78
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
هفتمین جلسه گروهی همدان روز پنجشنبه سوم اذر در پارک پرواز محل الاچیق برگزار میشود
لطفا شعر و کنفرانس همراه داشته باشید
۹-۲-۱۳۹۰ ۰۱:۰۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، Mohsen69 ، Adel ، محمد حسین ، Abbas ، nima66 ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #79
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلاااااااااااااام

من كه هستم به احتمال 99 %

Wink:)Big GrinRolleyesShyHeart

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۹-۲-۱۳۹۰ ۰۱:۵۷ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Abbas ، nima66 ، LAILA556 ، khodam
Adel
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 624
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۰
سپاس ها 4829
سپاس شده 5503 بار در 637 ارسال


ارسال: #80
RE: جلسات گروهی لکنت همدان
سلام:)
چرا زودتر خبر ندادید؟
حالا ساعت چند؟Huh

If There's Something You Want - No Matter What it is - Don't Just Sit Around Wanting it. Reach For it


There's No Doubt That Dreams Do Come True


::. We Are One .::

Heart

سخن عادل (Adel's Speech)


[تصویر:  60724121961791932113.png]
۹-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۳۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Abbas ، nima66 ، LAILA556 ، khodam
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  درمان لکنت ناگهانی mohammadmh53 2 208 ۹-۲۳-۱۳۹۵ ۱۰:۳۲ عصر
آخرین ارسال: farnaz1364
Star انجمن خودیاری لکنت همدان LAILA556 0 285 ۵-۱۷-۱۳۹۵ ۰۷:۵۱ عصر
آخرین ارسال: LAILA556
  شماره ی کمپ همدان Mohsen69 2 1,945 ۳-۲۵-۱۳۹۵ ۰۹:۲۶ عصر
آخرین ارسال: LAILA556
  جلسات گروهی والدین nasibeh 0 299 ۲-۳-۱۳۹۵ ۱۱:۱۹ عصر
آخرین ارسال: nasibeh
  همایش لکنت در همدان LAILA556 13 1,434 ۱۲-۱۵-۱۳۹۴ ۰۴:۰۹ عصر
آخرین ارسال: Adel
Lightbulb کارگاه آموزشی در همدان LAILA556 8 1,382 ۱۲-۲-۱۳۹۴ ۰۱:۱۵ عصر
آخرین ارسال: درمانگر
  لكنت در همدان mehran 3 1,684 ۱۱-۲۵-۱۳۹۴ ۱۱:۴۴ صبح
آخرین ارسال: LAILA556
  عکاسی در همدان lenuxe 3 1,803 ۱۱-۱۷-۱۳۹۴ ۱۱:۴۶ عصر
آخرین ارسال: LAILA556
  کوهنوردی در همدان LAILA556 11 3,728 ۳-۱۵-۱۳۹۴ ۰۵:۳۵ عصر
آخرین ارسال: مجتبی
  مراکز گفتاردمانی همدان محمد حسین 0 1,000 ۲-۲۷-۱۳۹۳ ۰۸:۲۵ عصر
آخرین ارسال: محمد حسین
  جلسات هفتگی hadi naghavi 0 1,266 ۸-۲۰-۱۳۹۲ ۰۴:۲۸ عصر
آخرین ارسال: hadi naghavi
  پیک نیک در همدان LAILA556 61 25,761 ۵-۵-۱۳۹۱ ۱۱:۳۵ عصر
آخرین ارسال: LAILA556
  جلسات گروهی همدان... Mohsen69 12 3,882 ۷-۲۵-۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ صبح
آخرین ارسال: LAILA556
  جلسه سوم همدان و کنفرانس Mohsen69 16 4,682 ۲-۱۳-۱۳۹۰ ۰۱:۴۲ عصر
آخرین ارسال: LAILA556
  سومین جلسه گروهی همدان LAILA556 7 3,137 ۲-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۵۲ عصر
آخرین ارسال: یاسین

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان