• آخرین اخبار انجمن:

  • * شماره سامانه پیامکی انجمن لکنت ایران 30007227001506 - "اخبار رسمی انجمن تنها از این سامانه اطلاع رسانی خواهد شد"
  • * افزونه جدید آمار انجمن نصب شد، تقدیم به کاربران محترم انجمن
  • * به دلیل احترام به حریم خصوصی کاربران، امکان مشاهده فعالیت افراد آنلاین از انجمن حذف شد
  • * با هدف رفاه کاربران انجمن، امکان مشاهده لیست موضوعات مشابه هر موضوع، در پایین هر تاپیک افزوده شده است

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
حرف های بارانی (سیمین )
نویسنده پیام
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #1
حرف های بارانی (سیمین )
هیولای کودکی من (لکنت)

شب های کودکیم با کابوس تو سپری شد
به یاد فردا
وقتی که تمسخر بچه های کوچه روحم را می آزرد.
تو از دیدن اشکهای من چه سرمست میشدی
وقتی کوچه و بچه هایش را به بهانه سرما از یاد می بردم
و کنج خلوت اتاقم میشد همه چیزم
من سکوت میکردم
ولی در حنجره ام بغض هزار فریاد بیداد میکرد
تو هیولای کودکیم بودی
که شب ها توی شیشه ها پیدایت میشد
و مرا می ترساندی و بعد دیوانه وار می خندیدی
هنوز هم هستی ولی پیر و شکسته
آنقدر مرا در چنگال وحشی خود فشردی به امید شکستنم
ولی حتی خیال شکستن هم با من نیود
هیولای وحشی من دیگر مستانه نخند
پیر شده ای و همین روزهاست که بمیری .

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۲۹-۱۳۹۰ ۰۵:۴۲ عصر، توسط سیمین.)
۹-۲۸-۱۳۹۰ ۰۵:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mohsen69 ، saeed.rain ، LOVE ، ehsan_m_khani ، Abbas ، Foruzande ، msh22 ، sadeh ، sepideh ، Dabir ، m_kuhestani ، تبسم ، محمد حسین ، mojabi ، Mhsn ، fahime ، hossein.amel ، ali.asoodeh ، sh-azad ، baroon ، آرمان ، saleh ، aysuoda ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، كيان ، RAMIN KIAN ، babaei ، بابک روحانی ، فاصله ، Morteza1412 ، الهه ، horeyeh
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 917
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2172
سپاس شده 6340 بار در 915 ارسال


ارسال: #2
RE: حرف های بارانی (سیمین )
سلاااام

چه خوب مينويسيد!
نوشته هاي خودتونه؟؟ Shy

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۹-۲۸-۱۳۹۰ ۰۶:۰۸ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط LOVE ، ehsan_m_khani ، سیمین ، Abbas ، Foruzande ، Dabir ، محمد حسین ، mojabi ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری
RAMIN KIAN
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,909
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 24053
سپاس شده 31837 بار در 3912 ارسال


ارسال: #3
RE: حرف های بارانی (سیمین )
سلام
نوشته حاتو خیلی قشنگه
بازم بنویسید

وقتی خداوند من را آفرید مطمئن بود که اشتباه نکرده است....پس من چرا خودم را باور نداشته باشم!!!


۹-۲۸-۱۳۹۰ ۰۹:۵۰ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط LOVE ، سیمین ، Abbas ، Foruzande ، ehsan_m_khani ، Dabir ، محمد حسین ، mojabi ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #4
RE: حرف های بارانی (سیمین )
مادر
این زرد رنگ هزار افسون که بیاید
رفتنت 6 ساله میشود
میخواهم بگویم که .............
جوانیم را همان شب باد با خود برد
همان شبی که تو در هجوم نگاه زخمی من
آرام
دستهایت را از لرزش دستانم کشیدی
نشان به این نشانی که شبیه تو شده ام
تندیسی از همیشه ی غم
هنوز هم در تفسیر آخرین نگاه تو جا مانده ام
بگذریم ........
می خواهم بگویم که............
دوستتدارم
و این بار این جمله ی عاشقانه را تکرار میکنم
هر هجایش را
هزار بار
و این بار نمی هراسم از ترحم نگاه تو .

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۲۸-۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ عصر، توسط سیمین.)
۹-۲۸-۱۳۹۰ ۱۱:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط LOVE ، Abbas ، Mhsn ، Foruzande ، ehsan_m_khani ، msh22 ، sadeh ، Dabir ، m_kuhestani ، تبسم ، محمد حسین ، Mohsen69 ، mojabi ، hossein.amel ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، sh-azad ، آرمان ، saleh ، aysuoda ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، فاصله ، Morteza1412 ، horeyeh
ehsan_m_khani
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 1,029
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 15797
سپاس شده 10865 بار در 1029 ارسال


ارسال: #5
RE: حرف های بارانی (سیمین )
چقدر این تاپیک قشنگه.
چقدر دلنشینه.
واقعا اینجا میشه فهمید که : سخنی که از دل براید , بر دل نشیند.

هزاران آفرین به این قلم زیبا.

حرف زدن سکوت را می فهمیدم ...
۹-۲۹-۱۳۹۰ ۰۱:۲۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Abbas ، RAMIN KIAN ، sadeh ، LOVE ، Dabir ، m_kuhestani ، سیمین ، Foruzande ، محمد حسین ، Mohsen69 ، mojabi ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #6
RE: حرف های بارانی (سیمین )
برای انجمن
اینجا
به لبخندی دل خوش کرده ام
به ایجاد یک رابطه ی معصوم
با دستهای خالی احساس
اینجا دلم که میگیرد
پرواز میکنم سوی حرف های خاموش
و احساس میکنم
با تمام خودم حرف میزنم
اینجا مردمانش
از نسل تکرارند
از تبار تنهایی که از هجوم نگاه های نامحرم
دور هم
حلقه زده اند
تا باور هایشان را در گوش هم به زمزمه بنشینند
اینجا خالی از هرگونه تکلف
به سادگی می توان سادگیشان را فهمید
اینجا جا برای همه هست
تمام آنهایی که دلتنگ اینند
که حرفهایشان را کسی بشنود
اینجا انتهای آرزوهای زخمی من است

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
۹-۳۰-۱۳۹۰ ۰۶:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط saeed.rain ، Mhsn ، Mohsen69 ، Foruzande ، محمد حسین ، mojabi ، LOVE ، Abbas ، ehsan_m_khani ، 87523 ، sadeh ، hossein.amel ، m_kuhestani ، ali.asoodeh ، Dabir ، baroon ، آرمان ، saleh ، aysuoda ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، molaei ، فاصله ، Morteza1412 ، horeyeh
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #7
RE: حرف های بارانی (سیمین )
تو..............
تو در تقاطع نفس های من راه میروی
آنجا که حق عشق من به تو پرداخت می شود
از میان صفی از ترانه های زخمی ام.
می بینمت.
از نفس هایم که میگذری
می رسی به نگاهم
دور میزنی
و از حاشیه ی اشک هایم دور میشوی .
می دوم تا دوبار ه بیاورمت در تقاطع نفس هایم
اما تو
اما تو
اما تو
در میدان عشق کس دیگری دور میزنی ................................

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۹-۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ عصر، توسط سیمین.)
۱۰-۹-۱۳۹۰ ۰۷:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط RAMIN KIAN ، Maximum ، neda_s ، Abbas ، Foruzande ، sadeh ، Mohsen69 ، nima66 ، محمد حسین ، hossein.amel ، m_kuhestani ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، Dabir ، baroon ، آرمان ، aysuoda ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، فاصله ، Morteza1412 ، Goz yasi ، horeyeh
87523
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 90
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
سپاس ها 429
سپاس شده 969 بار در 88 ارسال


ارسال: #8
RE: حرف های بارانی (سیمین )
سیمین خانم سلام
نوشته هاتون زیباست

معبودا ،چه گویم، که دست رفاقتت را برایم دراز کردی ولی من همچون طفلی ضعیف ، دست از دستان پرتوانت رها میکنم.
ولی میدانم که باز هم مرا دوست داری....
۱۰-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، Dabir ، baroon ، aysuoda ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #9
RE: حرف های بارانی (سیمین )
سلام . از لطف همتون ممنونم.
خواستم یه جا از همه کسانی که نظر دادن تشکر کنم :
از آقا محسن
از آقا رامین
از آقا احسان
و از آقای 87523(ببخشید اسمتونو هنوز نمی دونم.)
و بقیه دوستان که تشکر کردند.
اظهار لطف شما مایه دلگرمی من میشه .
ممنون.

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
۱۰-۹-۱۳۹۰ ۱۱:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، RAMIN KIAN ، Abbas ، Mohsen69 ، Foruzande ، ehsan_m_khani ، nima66 ، m_kuhestani ، LOVE ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، Dabir ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، molaei ، فاصله ، Morteza1412 ، horeyeh
fahime
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 731
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 14766
سپاس شده 7914 بار در 731 ارسال


ارسال: #10
RE: حرف های بارانی (سیمین )
بنويس سيمين عزيزم
خيلي زيبا بود
اين نوشته ها حرف دل همه ماست

جهان با سیب سرخی شروع شد، همرنگ عشق ...
۱۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۵:۰۱ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mohsen69 ، سیمین ، ehsan_m_khani ، saeed.rain ، Dabir ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، horeyeh
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #11
RE: حرف های بارانی (سیمین )
در زمان قحط یک لبخند

بر غم این این سینه ام سوگند

ای تو را با بی وفایی بازهم پیوند

دوست میدارم..............

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۷-۱۳۹۰ ۰۳:۱۶ عصر، توسط سیمین.)
۱۰-۱۷-۱۳۹۰ ۰۳:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، fahime ، Mohsen69 ، msh22 ، محمد حسین ، molaei ، hossein.amel ، m_kuhestani ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، Dabir ، baroon ، آرمان ، saleh ، khodam ، سکوت اجباری ، فاصله ، Morteza1412
سیمین
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 64
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 245
سپاس شده 706 بار در 65 ارسال


ارسال: #12
RE: حرف های بارانی (سیمین )
مرا ببخش......

دروغ گفتم
مرا ببخش
ترسیدم که عاشقت شوم به تو به تمام زندگیم دروغ گفتم.
دروغ گفتم و عاشقت شدم.
حالا تو بگو با این دروغم چه کنم؟

زانو نمیزنم.........

حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قد من باشد
.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۷-۱۳۹۰ ۰۹:۵۲ عصر، توسط سیمین.)
۱۰-۱۷-۱۳۹۰ ۰۹:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط RAMIN KIAN ، hossein.amel ، ehsan_m_khani ، m_kuhestani ، Abbas ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، saleh ، aysuoda ، khodam ، سکوت اجباری ، فاصله ، Morteza1412 ، horeyeh
سیمین بری
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,052
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 13092
سپاس شده 26804 بار در 3060 ارسال


ارسال: #13
RE: حرف های بارانی (سیمین )
دوباره نقاشی ام کن خدا........

چشمهایم را ببین.
رنگ غم اند.
واین لبهایم که در حسرت لبخندی مبهوت مانده اند.
و این صدایی که از عمق حنجره ام به سختی به گوش میرسد
صدای کسی است که سالهاست صدایش را به سکوتی گران فروخته است.
بوم تو کجاست؟
رنگ هایت؟
نقاشی ام کن
دوباره
دوباره
دوباره
نقاشی ام کن.
به چشمهایم رنگ امید بپاش
بر لبهایم لبخند بکش
و صدایم را
صدایم را
صدایم را
از دام این تکرار عذاب آور نجات بخش.
بگذار در آینه که می نگرم
به چشمهای امیدم لبخند بزنم.
و با صدایی که دیگر گرفتار لکنت نیست
آواز خوشبختی بخوانم.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۹-۱۳۹۰ ۰۲:۱۷ صبح، توسط سیمین بری.)
۱۰-۱۸-۱۳۹۰ ۰۳:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hossein.amel ، ehsan_m_khani ، RAMIN KIAN ، Foruzande ، nima66 ، Mhsn ، m_kuhestani ، lord ، محمد حسین ، Abbas ، Mohsen69 ، ali.asoodeh ، saeed.rain ، baroon ، Dabir ، آرمان ، saleh ، aysuoda ، Seed ، یاسین ، khodam ، سکوت اجباری ، molaei ، فاصله ، Morteza1412 ، ali@r ، horeyeh
behrooz longlang
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 912
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 7322
سپاس شده 9034 بار در 911 ارسال


ارسال: #14
RE: حرف های بارانی (سیمین )
جلل خالقExclamation
موضوع چیه؟؟؟
‏۲ تا سیمین داریم با عکسای مثل هم!!!
چرا منه پیر مردو تو این موقعیت قرار میدید؟؟؟


زیر باران تنها پناهم ابری پر از اشک است که از شوق رسیدن به ابر دیگری گریه میکند

بریم شکار موفقیت؟
ارادتو جا نذاری!!![/size]
۱۰-۱۸-۱۳۹۰ ۰۹:۰۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ehsan_m_khani ، محمد حسین ، RAMIN KIAN ، Mhsn ، nima66 ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری
baran 70
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 32
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 59
سپاس شده 324 بار در 32 ارسال


ارسال: #15
RE: حرف های بارانی (سیمین )
جلل خالق:e‎
موضوع چیه؟؟؟
‏۲ تا سیمین داریم با عکسای مثل هم!!!
چرا منه پیر مردو تو این موقعیت قرار میدید؟؟؟


زیر باران تنها پناهم ابری پر از اشک است که از شوق رسیدن به ابر دیگری گریه میکند

HuhHuhHuhHuh
راست میگه چرا؟
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۸-۱۳۹۰ ۱۰:۵۹ عصر، توسط baran 70.)
۱۰-۱۸-۱۳۹۰ ۱۰:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط lord ، ehsan_m_khani ، RAMIN KIAN ، ali.asoodeh ، Dabir ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، سکوت اجباری ، horeyeh
سیمین بری
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,052
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 13092
سپاس شده 26804 بار در 3060 ارسال


ارسال: #16
RE: حرف های بارانی (سیمین )
چه خوبه که اینقدر دقت دارید. مرسی.
اما بعد...........
آقا بهروز و باران جون Heart:
بنده رمز عبورمو فراموش کرده بودم.این بود که ثبت نام جدید کردم با نام سیمین .
خلاصه ببخشید که تو همچین موقعیت سختی قرار گرفتید.Tongue
۱۰-۱۸-۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ehsan_m_khani ، nima66 ، RAMIN KIAN ، ali.asoodeh ، m_kuhestani ، saeed.rain ، baroon ، Seed ، khodam ، molaei ، فاصله ، horeyeh
سیمین بری
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,052
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 13092
سپاس شده 26804 بار در 3060 ارسال


ارسال: #17
RE: حرف های بارانی (سیمین )
به تمنای بودن توست که زنده ام.
تماشایم کن.
ببین چگونه قد کشیده ام .
من که تادیروز نهال کوچک سرخورده ا ی بودم.
اینک به لطف توست که اینگونه سبزم.
دیگر زمستانی در من نیست .
به همیشه بهار بودنم ایمان بیاور.
ایمان بیاور که معجزه ی عشق است
که اینگونه ام کرده است.
۱۰-۱۹-۱۳۹۰ ۰۳:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، Mohsen69 ، محمد حسین ، Abbas ، Mhsn ، nima66 ، ali.asoodeh ، m_kuhestani ، saeed.rain ، baroon ، آرمان ، saleh ، Seed ، khodam ، فاصله ، Morteza1412 ، horeyeh
ali.asoodeh
عضو انجمن

ارسال‌ها: 2,131
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۰
سپاس ها 17490
سپاس شده 14749 بار در 2096 ارسال


ارسال: #18
RE: حرف های بارانی (سیمین )
فرض کنید در مکانی هستید که چندین کابین پیش روی شماست. روی هر یک از کابین ها کامه ای نوشته شده که مشخص می کند فضای درون کابین چگونه است. مثلا روی یک نوشته شده " غم". یعنی درون این کابین فقط غصه و غم وجود دارد و اگر داخل آن شوید و در را ببندید اطراف خود چیزی جز غم نمی بینید. و یا روی کابینی نوشته شده "شادی". یعنی در این کابین فقط شادی وجود دارد و دیگر هیچ. به همین صورت کابین های دیگری وجود دارند با نام های زیبایی ،زشتی ، تفکر، عبادت ، سفر، تفریح و ...
حال فرض کنید چشمان شخصی را می بندیم و او را در کابین " غم " قرار می دهیم. مسلما وقتی او چشمان خود را باز میکند چیزی جز غم نمی بیند و به هر طرف نگاه می کند غصه و عذاب و ناراحتی است و تحت تاثیر فشار این همه غم به گوشه ای می رود و شروع به گریه میکند. او حق دارد، چون در دنیایی از غم غرق شده است و از نگاه او هیچ گزینه ای که او را بخنداند وجود ندارد. اگر هم به او بگوییم کابین های شادی و لذت هم وجود دارد باور نخواهد کرد و خواهد گفت: کو ؟پس چرا نمی بینم؟
مشکل اینجاست که او چون در یک کابین در بسته قرار گرفته است جز فضای داخل کابین خود(کابین غم) هیچ چیز نمی بیند. او نمی تواند کابین های دیگری را که دقیقا در کنار کابین او هستند ببیند. کابین های شادی و تفریح و لذت دقیقا کنار او نمی بیند. ناگهان او از شدت ناراحتی مشتی بر در می کوبد و به طور تصادفی در باز می شود. او وقتی از کابین بیرون می آید چشمش به کابین های دیگر می افتد و با تعجب فریاد می زند: واااااای!!! یعنی در کنار من این همه کابین بود و من در کابین خود محبوس بودم؟ از تنوع کابین ها شگفت زده می شود و حسرت خواهد خورد که چرا در کابین خود غرق غصه و غم بود و از بیرون به کابین ها نگاه نکرد.
بله دوستان عزیز!
مراحل مختلف زندگی دقیقا مثل همین کابین ها هستند. اما ما انسان ها گاهی آن چنان در اندوه خود غرق می شویم که انگار تمام زندگی همین لحظه ای است که ما در آن قرار داریم. انگار که قرار نیست این لحظه بگذرد.
یادتان باشد. اندوه آن قدر هم چیز بدی نیست. وقتی اندوهگین هستیم حالت معنوی زیبایی داریم. به شرط آنکه در اندوه خود غرق نشوید و از بالا به این لحظه خود نگاه کنید. آن قدر بالا بروید تا بتوانید تمام زندگی را در یک نگاه ببینید نه اینکه فکر کنید هر چه هست و نیست همان لحظه است و به قول قدیمی ها دنیا به آخر رسیده.
وقتی که خود اوج بگیرید و از بالا به خودتان نگاه کنید می بینید که درست چند روز یا شاید چند لحظه دیگر یک اتفاق خوب منتظر شماست که از پایین آن را ندیده بودید. آری! انسان های بزرگ اینگونه به کمال رسیدند که غصه هیچ چیز را نمی خورند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــ
خدایا شکرت...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۲۱-۱۳۹۰ ۰۴:۰۴ عصر، توسط ali.asoodeh.)
۱۰-۲۱-۱۳۹۰ ۰۲:۱۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط RAMIN KIAN ، LOVE ، سیمین بری ، Abbas ، saeed.rain ، aysuoda ، Seed ، khodam ، فاصله ، Morteza1412
سیمین بری
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,052
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس ها 13092
سپاس شده 26804 بار در 3060 ارسال


ارسال: #19
RE: حرف های بارانی (سیمین )
این شعر نیست حرف بارانی است..........

تنهاییم را با خود همه جا می برم. احساس میکنم جزئی از من است . رهایش نمی کنم.
حتی به کتابخانه ی او که میروم در هجوم آنهمه شعر باز با تنهاییم تنهایم.
نگاهم را میخواند .میخندد.به طعنه میگوید: فهمیدم تو همان شاعری که شعرهایت را فروختی.......
تلخ میخندم. راست میگوید.......
او هم مینویسد. نوشته هایش به اندازه ی زندگیش تلخ نیست.
وقتی میگوید:روزی خودم را از این دنیا خواهم راند.
به یاد هدایت می افتم و زنده به گورش.
این جوانک نویسنده عجیب شبیه صادق است............
۱۰-۲۳-۱۳۹۰ ۱۱:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط RAMIN KIAN ، محمد حسین ، Abbas ، saeed.rain ، نازنین ، آرمان ، Seed ، mhmd ، khodam ، navid zadmehr ، فاصله ، Morteza1412 ، Goz yasi
saeed.rain
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 885
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۰
سپاس ها 2881
سپاس شده 4459 بار در 856 ارسال


ارسال: #20
RE: حرف های بارانی (سیمین )
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق...
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست...
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی...!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی ...
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی...
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی...
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری...
Sleepy

نگفتمت نرو بمان کناره هم بشين به حالِ هم بُغض مي کنيم
نگفتمت چگونه در ميانٍ وِل مُعطليم
ببين چگونه در زيرِ آب زار ميزنيم
۱۰-۲۳-۱۳۹۰ ۰۸:۰۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سیمین بری ، RAMIN KIAN ، محمد حسین ، Gandom ، Abbas ، آرمان ، Seed ، khodam ، navid zadmehr ، فاصله
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان