چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
اتاق بی در و پیکر من
نویسنده پیام
sevenskylove
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,740
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 22025
سپاس شده 11926 بار در 1847 ارسال


ارسال: #381
RE: اتاق بی در و پیکر من
65همینجوری یهویی دلم خواست سر بزنم!

[تصویر:  147.gif]

آنقدر پشت نقــــــــــاب ماندیم که گم شدیم،

حالا هیچکس آشنا نیست.

غریبه هایی هستیم، نشسته برسوگ تنـــــــــــــــــهایی...


[تصویر:  147.gif]
۶-۲۴-۱۳۹۴ ۰۸:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لیلا* _ DeletedAcount ، saeed_khojastehfar ، یاسین ، fahime ، لبخند ، محمد حسین ، sadeh ، ارمیا ، ali.asoodeh ، DAVOOD
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #382
RE: اتاق بی در و پیکر من
یادش بخیر قدیما کلی با دوستان برا هم چایی می ریختیم با کیک شکلاتی می خوردیم و چقدر هم مزه می داد....منم همیشه وقتی ازم تعریف می شد...جون ظرفیت نداشتم..چائیها رو می ریختم تو سینی38.....

ممنون آقای خجسته فر....مطمئنید این چیزا که گفتید با پشت سری نبودید؟؟؟؟

یاسین .....مشکوک می زنی...نمی دونم چه خبره...دارم از شدت فضولی می میرم20

میلاد ....ظرفیت بسیار زیادت رو تحسین می کنم....ولی هنوزز از دستت عصبانیم47....

خدایا چرا کاری از دستم بر نمی اد20

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
۶-۲۵-۱۳۹۴ ۰۶:۰۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لیلا* _ DeletedAcount ، قاصدک ، یاسین ، محمد حسین ، sadeh ، sevenskylove ، ارمیا ، saeed_khojastehfar ، ali.asoodeh ، behnam.mohamadzadeh
ارمیا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 705
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
سپاس ها 6752
سپاس شده 5264 بار در 738 ارسال


ارسال: #383
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام مهربون...

اگــر بــه زلــف دراز تــو دســت مـا نـرسـد /// گـنـاه بـخـت پـریـشـان و دسـت کوته ماست

خوشحالم هستید...8

چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست *** بـی‌ چـراغِ دلِ آگـاه بـه ایـن راه مرو
۶-۲۶-۱۳۹۴ ۰۷:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند ، یاسین ، saeed_khojastehfar ، sevenskylove ، محمد حسین ، لیلا* _ DeletedAcount ، ali.asoodeh ، sadeh ، شاید منم!!؟
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #384
RE: اتاق بی در و پیکر من
(۶-۲۵-۱۳۹۴ ۰۶:۴۳ عصر)لیلا* نوشته شده توسط:  
(۶-۲۵-۱۳۹۴ ۰۶:۰۹ عصر)لبخند نوشته شده توسط:  یاسین .....مشکوک می زنی...نمی دونم چه خبره...دارم از شدت فضولی می میرم20

سلام... خانم لبخند خیلی خوشحالم که آمدید... 6

سوال من هم هست ... اینجا چه خبره ؟ 29

قربون کنجکاویت برم عزیزم8....یه سیمین 8 نامی بود خوب حساب این پسرا رو می گذاشت کف دستشون...از اینجا رفته.....
به نظر من این پسرا نمی تونن زیاد یه چیزی رو پنهان کنند.....بلاخره صداش در می اد024....بیا دوتایی صبور باشم6

سلام ارمیای عزیزم8
ممنون که لطف کردید برام نوشتید....قد یه دنیا خوشحالم کردید......نمی دونم چرا همه اینجا من رو با صفت مهربون می شناسن....داشنجوام فکر می کنن من سنگدلترین موجود روی زمینم29.....هیچکس جرئت نداره جلوی من ناز کنه....همچین جمعش می کنم که تا چن وقت اینجوریه1313
براتون تو تاپیکتون نوشتم...یکم به نظر هندی می اد ولی واقعاًاز ته قلبم بود99

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۲۶-۱۳۹۴ ۱۰:۰۵ عصر، توسط لبخند.)
۶-۲۶-۱۳۹۴ ۰۹:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، لیلا* _ DeletedAcount ، قاصدک ، saeed_khojastehfar ، sevenskylove ، ارمیا ، محمد حسین ، ali.asoodeh ، sadeh ، شاید منم!!؟ ، behnam.mohamadzadeh
saeed_khojastehfar
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 477
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
سپاس ها 6506
سپاس شده 4304 بار در 493 ارسال


ارسال: #385
RE: اتاق بی در و پیکر من
(۶-۲۵-۱۳۹۴ ۰۶:۰۹ عصر)لبخند نوشته شده توسط:  یاسین .....مشکوک می زنی...نمی دونم چه خبره...دارم از شدت فضولی می میرم20

نکنه شما خبر ندارید؟
یاسین رسما از دست رفت...

آخرین بار خودش را اینطوری معرفی کرد

یاسین اکبری .... عقد کرده ... شیراز......

اینها یادمه بقیه اش دیگه در صدای جیغ کف و هورا گم شد....
۶-۲۷-۱۳۹۴ ۰۹:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لیلا* _ DeletedAcount ، قاصدک ، sevenskylove ، یاسین ، nasibeh ، ارمیا ، محمد حسین ، ali.asoodeh ، sadeh ، شاید منم!!؟ ، لبخند ، fahime ، behnam.mohamadzadeh
رنگین کمون
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 246
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۴
سپاس ها 3104
سپاس شده 649 بار در 231 ارسال


ارسال: #386
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام لبخند خانم عزیز و مهربون 116

اومدم حالتون رو بپرسم 11

الحمدلله خوبین؟

خدا رو شکر 53

امیدوارم که همیشه و در تمام لحظات زندگیتون خوشبخت باشین و حق یارتون باشه 63

53535353535353
۱۰-۱۶-۱۳۹۴ ۱۲:۰۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، محمد حسین ، DAVOOD ، شاید منم!!؟ ، لبخند ، sevenskylove ، fahime ، ارمیا
DAVOOD
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 556
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۴
سپاس ها 1205
سپاس شده 1088 بار در 495 ارسال


ارسال: #387
RE: اتاق بی در و پیکر من
لبخند انعکاس این خانه بی در و پیکر است
که نباید بچه های انجمن فراموش کنند
۱۰-۳۰-۱۳۹۴ ۰۳:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط fahime ، behnam.mohamadzadeh ، شاید منم!!؟ ، رنگین کمون ، ارمیا ، لبخند
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #388
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام دوستان عزیزم
امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه....خیلی وقت بود که ننوشته بودم . امروز نوشته های اخیر مهسای عزیز رو که بیشترش بر مسئله پذیرش لکنت و قبول کردن خودمون با تمام خصوصیات خوب و بدمون بود من رو وادار کرد تا بیام مثالهای عملی بزنم که از کجا بفهمیم لکنت رو قبول نکردیم ...همه ما وقتی کلمه پذیرش لکنت رو می شنویم می گیم ای بابا یعنی چی...معلومه که لکنت داریم....نتیجه فکر های من به بیان جملات زیر ختم شد...هر وقت هر کدوم از جملات زیر را بگیم و یا حتی با خودمون فکرش کنیم یعنی هنوز لکنت رو به عنوان خصوصیت خودمون نپذیرفتم و تا تو این فاز هستیم یا سراغ درمان نمی ریم یا اگر بریم همت کافی برای ادامه نداریم و با تغییرات مقطعی دل خوش می کنیم ....2929

1- چند وقتیه صحبت کردن خیلی برام سخت شده وقتی میخوام یه چیزی رو بگم یهو قفل میکنم تا حالا خیلی خیلی کم برام این اتفاق میفتاد ولی الان خیلی زیاد شده

2- راستیتش لکنت زبان من بگیر نگیر داره، فصلی هست. مثلا تو ماه های امتحانا ت شدید میشه . کسی راه حلی داره؟

3- لکنت من خیلی کمه فقط وقتی سردی می خورم یکمی خودش رو نشون می ده هیچکدوم از شماها مثه منین

4- من با کسایی که آشنا هستم خیلی راحت حرف می زنم با ناآشناها و رئیسم و هر موقع جایی که غریبه ها هستم می رم شدید می شه من فقط اینطوریم یا بقیه هم هستن

5-من با همه خوب حرف می زنما ولی هر وقت دائیم رو می بینم لکنت می کنم نمی دونم چرا....یا با همه خوب حرف می زنم ولی به جنس مخالف که می رسم بروز می کنه...فردا خواستگاری دارم فوتی و فوری یه راه بگین خوب شم اموراتم بگذره بقیه شو خدا بزرگه

6- من با شماها فرق دارم اصلا لکنت ندارم فقط وقتی می خوام کلمه ای رو بگم که با حروف صدادار شروع می شه یک کمی خیلی کم کم قفل می کنم کسی راه حلی داره

7- من اصلاً لکنت ندارم فقط موقع مصاحبه برای استخدام یکم گیر می کنم وگرنه با دوستام خیلی راحتم و اصلا کسی نمی دونه لکنت دارم

8- من فقط تو گفتن حروف آ و ب و پ و ت و ن و م گیر دارم تو بقیه حروف معرکه ام...فردا مصاحبه دارم یکی فوری و فوتی بهم بگه چه جوری اینها را بپیچونم اموراتم بگذره...

9-اگه فقط اون اتفاق و اون ادم بی انصاف و اون همسایه نامرد و اون پدر و مادر بی انصاف نبودن و من رو تو کودکی نمی ترسوندن من الان اینطوری نبودم....اون یه اتفاق بود خدا لعنتشون کنه هیچوقت نمی بخشمشون....بلاخره خدا انتقام من رو می گیره

خوشحال می شم اگر شما لیستمو کامل کنید811

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۲۶-۱۳۹۵ ۰۲:۱۸ عصر، توسط لبخند.)
۶-۲۶-۱۳۹۵ ۱۱:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، mehrdad.n ، DAVOOD ، fahime ، Amir.hm ، MohammadMahdi
DAVOOD
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 556
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۴
سپاس ها 1205
سپاس شده 1088 بار در 495 ارسال


ارسال: #389
RE: اتاق بی در و پیکر من
10- در هر مرحله از درمان دو به شکه حتی نزدیک قله

11- هنوز قبول نکرده که تنهاست ( کمک و معجزه ای نداره )

12-تلاش نکرده نا امیده

13- تلاش کرده باز هم نا امیده
۶-۲۷-۱۳۹۵ ۰۲:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Amir.hm ، behnam.mohamadzadeh ، fahime ، لبخند
Amir.hm
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 172
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۴
سپاس ها 1113
سپاس شده 717 بار در 171 ارسال


ارسال: #390
RE: اتاق بی در و پیکر من
شماره های ۱و۲و۳و۴ منم دارم اما در مورد ۵ باید بگم در برخورد با جنس مخالف من کمترین لکنت رو دارم حتی برای خودم سواله که چرا. من هر وقت کار فوری دارم برای فرار از کلمه ای که احتمال لکنت میدم در اول کلمه از حرف إإإ بصورت کشیده استفاده میکنم مثلا برای گفتن «بابا» میگم « إبابا». این کاریه که آدمای بدون لکنت هم ناخاسته انجام میدن وحتی سعی میکنم نفس گیری خوبی داشته باشم مثلا هر ۴یا۵ کلمه حتما تنفس از دهان انجام میدم

من لکنت دارم
۶-۲۷-۱۳۹۵ ۰۳:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط DAVOOD ، behnam.mohamadzadeh ، fahime ، لبخند
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #391
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام دوستانم8
امروز اینجا یه پست خوندم که من رو به گذشته های نه چندان دور برد و نوشته های الان من نتیجه این سفر ناخوشایند بود

لکنت همیشه درد و رنج عظیمی با خودش داره...بازم دارم فلسفی می نویسم نه عزیزم نشد...

من دوران پر رنج و دردی را با لکنت زندگی کردم....هیچوقت تسلیمش نشدم و نگذاشتم سوارم بشه....کسایی که من رو می شناسن می دونن چی می گم...ولی از هیچ موفقیتی تو زندگیم لذت نبردم و واقعاً شاد نشدم32
روزهای دفاعم تو تمام مقاطع تحصیلیم عزیزانم کنارم نبودن.....جاهائیکه همه شیرینی پخش می کنن و عکسهای یادگاری می گیرن....من با دسته گلهایی که استادام برام می اوردن ( بخاطر دفاع عالیم و نمره بالام و ....) تنها می رفتم خونه و با یه بوسه و یه بغض فرو خورده تو گونه مامانم بهش می گفتم انشالله دفعه دیگه.....

نمی خوام هندی بازی در بیارم...لکنت درد و رنج داره ....و من هیچوقت واقعاً زندگی نکردم تا زمانیکه تونستم تاثیر لکنت رو از زندگیم پاک کنم....
مستند لکنت نقصهای زیادی داره که یاسین که متخصص این زمینه هاست باید بیاد بگه.....من و یا خیلی های دیگه ازش بدمون می اد چون مثل آینه دردهامون رو بی رحمانه پرت می کنه جلومون.....شاید تعجب کنید من حتی نمی تونستم مستقیم به صفحه تلویزیون نگاه کنم زیر چشمی نگاه می کردم....درست مثل ان موقع ها که در اوج لکنت چشمهامو می دزدیدم و به زمین نگاه می کردم.....به قول متخصصها ارتباط چشمی مو قطع می کردم.......الان دیگه لکنت دغدغه زندگی من نیست و تازه دارم زندگی می کنم و از ته دل می خندم ولی بار این رتنج همیشه رو دوشم سنگینی می کنه.....
کاشکی اسمش مستند لکنت نبود......رنج لکنت بود

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
۳-۹-۱۳۹۶ ۱۲:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، behnam.mohamadzadeh ، سهراب ، LAILA556 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6851
سپاس شده 10358 بار در 983 ارسال


ارسال: #392
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلااام. 8
اول این رو بگم که خیلیی دلم براتون تنگ شده و خیلی برام عزیز هستید.
بعد اینکه نوشته‌تون خیلی برام ملموس بود‌، اون رنج‌ها، اون روزها، اون لحظه‌هایی که همه خوشحال بودن، روزهایی که استادام بهم تبریک میگفتن و من عمیقا ناراحت بودم،
روزی که دوست داشتم مامانم کنارم باشه ولی چون نمیخواستم جلوش لکنت کنم، اجازه ندادم بیاد و....

ولی الان سعی می‌کنم لکنت روی من تاثیر نذاره، من کارهای مهم‌تری جز فکر کردن به لکنت دارم، دوست دارم در این مرحله‌ از زندگیم اونقدر خوب و قوی عمل کنم که بعدا حسرت تکرار این روز‌ها رو نداشته باشم، روز دفاع دکتری‌م دیگه مامانم باید باشه و مهسا رو چه با لکنت چه بی لکنت ببینه.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۳-۹-۱۳۹۶ ۰۳:۰۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، لبخند ، LAILA556 ، fahime
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #393
RE: اتاق بی در و پیکر من
(۳-۹-۱۳۹۶ ۰۳:۰۴ عصر)m_kuhestani نوشته شده توسط:  سلااام. 8
اول این رو بگم که خیلیی دلم براتون تنگ شده و خیلی برام عزیز هستید.
بعد اینکه نوشته‌تون خیلی برام ملموس بود‌، اون رنج‌ها، اون روزها، اون لحظه‌هایی که همه خوشحال بودن، روزهایی که استادام بهم تبریک میگفتن و من عمیقا ناراحت بودم،
روزی که دوست داشتم مامانم کنارم باشه ولی چون نمیخواستم جلوش لکنت کنم، اجازه ندادم بیاد و....

ولی الان سعی می‌کنم لکنت روی من تاثیر نذاره، من کارهای مهم‌تری جز فکر کردن به لکنت دارم، دوست دارم در این مرحله‌ از زندگیم اونقدر خوب و قوی عمل کنم که بعدا حسرت تکرار این روز‌ها رو نداشته باشم، روز دفاع دکتری‌م دیگه مامانم باید باشه و مهسا رو چه با لکنت چه بی لکنت ببینه.

سلام عزیزم8
احساس متقابلی وجود داره یعنی هم خیلی دوستتون دارم و هم خیلی دلم براتون تنگ شده...در ضمن قبولی دکتراتون رو هم تبریک می گم535353هر چند یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم ایجاد شده که در مقطع دکترا چی می خونین که سمینار درسی تون در زمینه لکنت بوده...وقتی که کارشناسی ارشدتون ریاضی می خوندین؟393939
الان زمینه های تحصیلی بین رشته ای زیادی ایجاد شدن می شه یه جوری این دو تا رو بهم ربط داد2323

در هر صورت بسیار خوشحالم که تصمیم های مهمی برای اینده گرفتید تا اینده ای بدون حسرت رو تجربه کنید و براتون آرزوی موفقیت در این زمینه رو دارم666

خیر پیش عزیزم

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
۳-۱۱-۱۳۹۶ ۱۰:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، behnam.mohamadzadeh ، LAILA556 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6851
سپاس شده 10358 بار در 983 ارسال


ارسال: #394
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلااااااام
ممنوون بخاطر تبریک‌تون.
در جواب علامت سوال‌تون باید بگم که ریاضی می‌‌خونم ولی ترم پیش درسی داشتم که به کمک اون می‌تونستیم برای مقادیر کمی، پیش بینی انجام بدیم. شدت لکنت هم که مقداری هست بین ۰ تا ۸. کارم هم خیلی خوب شد، یعنی خیلی دقیق پیش‌بینی می‌کرد. چون خیلی کار جدید بود، خیلی هم ازش استقبال شد.
قرار بود مقاله بشه و برای یه کنفرانس بفرستیم؛ ولی متاسفانه بخاطر یه سری مسائل حاشیه‌ای که پیش اومد، لحظه‌ی آخر استادم مخالفت کرد. خیلی ناراحت کننده بود. ولی فعلا دیگه گذاشتمش کنار.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-۱۱-۱۳۹۶ ۰۴:۰۲ عصر، توسط m_kuhestani.)
۳-۱۱-۱۳۹۶ ۱۱:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند ، behnam.mohamadzadeh ، LAILA556 ، fahime
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #395
RE: اتاق بی در و پیکر من
(۳-۱۱-۱۳۹۶ ۱۱:۱۳ صبح)m_kuhestani نوشته شده توسط:  سلااااااام
ممنوون بخاطر تبریک‌تون.
در جواب علامت سوال‌تون باید بگم که ریاضی می‌‌خونم ولی ترم پیش درسی داشتم که به کمک اون می‌تونستیم برای مقادیر کمی، پیش بینی انجام بدیم. شدت لکنت هم که مقداری هست بین ۰ تا ۸. کارم هم خیلی خوب شد، یعنی خیلی دقیق پیش‌بینی می‌کرد. چون خیلی کار جدید بود، خیلی هم ازش استقبال شد.
قرار بود مقاله بشه و برای یه کنفرانس بفرستیم؛ ولی متاسفانه بخاطر یه سری مسائل حاشیه‌ای که پیش اومد، لحظه‌ی آخر استادم مخالفت کرد. خیلی ناراحت کننده بود. ولی فعلا دیگه گذاشتمش کنار.

سلام
چقدر جالب یه جور مدل سازی ریاضی برای پیش بینی مقادیر کمی...اگر صد سالم فکر می کردم ...شاید می تونستم حدس بزنم024

خیلی حیف شد که نشد چاپش کنین....خیلی باعث افتخار من و بقیه بچه ها هستید...انشالله که موفق باشید حتی تو صحنه های بین المللی88
خیر پیش عزیزم

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
۳-۱۱-۱۳۹۶ ۰۹:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، behnam.mohamadzadeh ، LAILA556 ، fahime
رنگین کمون
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 246
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۴
سپاس ها 3104
سپاس شده 649 بار در 231 ارسال


ارسال: #396
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام خانم متین 11

حالتون خوبه؟

یاد شما افتادم ،،، شما مادر خوب این تالار و همینطور انجمن هستین ،،، نوشته هاتون موجب دلگرمی ماست من که لذت میبرم.

دوست دارم برامون بنویسید و ما استفاده کنیم 8

53535353535353
۵-۱۷-۱۳۹۶ ۱۰:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، لبخند
لبخند
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,428
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 23236
سپاس شده 16628 بار در 1460 ارسال


ارسال: #397
RE: اتاق بی در و پیکر من
متشکرم خانم رنگین کمون عزیز8
من یه عضو ساده مثل تمامی اعضا دیگر انجمن هستم ، بنابراین لطفاً لقب مادر تالار و انجمن را برای من به کار نبرید.63 مادر کلمه مقدسی است و فکر میکنم دلیلی نداره تو تالار مثل هاچ زنبور عسل دنبال پدر و مادر برای انجمن بگردیم10
من هر روز ارسالهای تالار رم چک می کنم و می خونم راستش فکر می کنم همه حرفهای گفتنی زده شده و اگر کسی حوصله کنه و ارسالهای قدیمی را با دقت مطالعه کنه کلی اطلاعات ناب و باارزش از تجربیات و حتی درددل های آنها پیدا می کنه....الان یه جورایی تالار به جا برای درددل و حرفهای تکراری تبدیل شده...هر فناوری یه عمری داره و به نظر من عمر تالارهای گفتگو سر آمده...به همین دلیل خیلی از دوستان تمایلی برای نوشتن و یا حتی پاسخ ندارند....یه مقدار قبولش سخته ولی واقعیتها رو نمی شه کتمان کرد.....پس حالا نوبت شما هاست که اگر می خواین دوباره گرمش کنید024

بازم از لطفتون متشکرم

:) خدایا شکرت به خاطر انجمن لکنت ایران.....فقط خدا می دانه چقدر منتظرش بودم
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۱:۵۳ عصر، توسط لبخند.)
۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۱:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رنگین کمون ، behnam.mohamadzadeh ، MohammadMahdi ، RAMIN KIAN
رنگین کمون
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 246
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۴
سپاس ها 3104
سپاس شده 649 بار در 231 ارسال


ارسال: #398
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلامی دوباره لبخند خانوم عزیزم ،،، منظورم از واژه ی مادر برای این بود که شما مثل حامی هستید برای ما .
هر زمانیکه نگرانی ،، دلواپسی و یا مسئله ای بود شما با صحبت های گرمتون موجب آرامش ما میشدید و من این واژه را برازنده ی شما دیدم ولی چشم ، به خاطر تواضع و فروتنی شما از این واژه دیگر استفاده نمیکنم ولی برای من همان معنی را میدهید 11

امیدوارم همیشه سلامت و پیروز باشید 63
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۶:۳۰ عصر، توسط رنگین کمون.)
۵-۱۷-۱۳۹۶ ۰۶:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، لبخند ، RAMIN KIAN
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 975
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6851
سپاس شده 10358 بار در 983 ارسال


ارسال: #399
RE: اتاق بی در و پیکر من
سلام خانم لبخند عزیز.
می‌خواستم سلامی عرض کنم و بگم که وقتی اسم‌تون رو پایین پست‌ها می‌بینم حس خوبی پیدا می‌کنم و مهربونی‌هاتون در ذهنم تداعی میشه.
ایشالا همیشه سلامت و شاداب باشید.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۷-۲۴-۱۳۹۶ ۰۱:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند ، RAMIN KIAN
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان