چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
انجمن شاعران مرده!!!
نویسنده پیام
abbas.mohtasham
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 42
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 169
سپاس شده 284 بار در 43 ارسال


ارسال: #81
RE: انجمن شاعران مرده!!!
عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

همان يک لحظه اول

که اول ظلم را مي ديدم

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يکدگر ويرانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم

نخستين نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پيمانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم يکي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را

واژگون مستانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

نه طاعت مي پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمايان

سبحه صد دانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يکي مجنون صحراگرد بي سامان

هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو

آواره و ديوانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بعرش کبريائي با همه صبر خدايي

تا که مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يک ناروا گرديده خواري مي فروشد

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش

بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکري

در اين دنياي پر افسانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد

چرا من جاي او باشم

همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من جاي او چو بودم

يکنفس کي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي کردم



عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد


شعر از :استاد رحیم معینی کرمانشاهی

زندگی
سفری سوی ناپیداهاست
لیک باید چون آب
بگذری از تنگی هر حادثه ای
از همه خرمی دشت چشم باید پوشید
و باید بگذشت تا سفر هست
نباید که بمانی در راه Rolleyes
۱۱-۱۴-۱۳۸۹ ۰۷:۳۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maximum ، hossein.amel ، یاسین ، Foruzande ، sadeh ، alik ، mohammad hasan ، VigVig ، تبسم ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #82
RE: انجمن شاعران مرده!!!
مستان سلامت می کنند....


رندان سلامت مي‌كنند جان را غلامت مي‌كنند

مستي ز جامت مي‌كنند مستان سلامت مي‌كنند


در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر

وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت مي‌كنند


غوغاي روحاني نگر سيلاب طوفاني نگر

خورشيد رباني نگر مستان سلامت مي‌كنند


افسون مرا گويد كسي توبه ز من جويد كسي

بي پا چو من پويد كسي مستان سلامت مي‌كنند


اي آرزوي آرزو آن پرده را بردار زو

من كس نمي‌دانم جز او مستان سلامت مي‌كنند


اي ابر خوش باران بيا وي مستي ياران بيا

وي شاه طراران بيا مستان سلامت مي‌كنند


حيران كن و بي‌رنج كن ويران كن و پرگنج كن

نقد ابد را سنج كن مستان سلامت مي‌كنند


شهري ز تو زير و زبر هم بي‌خبر هم باخبر

وي از تو دل صاحب نظر مستان سلامت مي‌كنند


آن مير مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو

وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن مير غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو

وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن جا كه يك باخويش نيست يك مست آن جا بيش نيست

آن جا طريق و كيش نيست مستان سلامت مي‌كنند


آن جان بي‌چون را بگو وان دام مجنون را بگو

وان در مكنون را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو

وان يار و همدم را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن بحر مينا را بگو وان چشم بينا را بگو

وان طور سينا را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو

وان نور روزم را بگو مستان سلامت مي‌كنند


آن عيد قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو

وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت مي‌كنند


اي شه حسام الدين ما اي فخر جمله اوليا

اي از تو جان‌ها آشنا مستان سلامت مي‌كنند


مولانا.....
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده


از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن


از دست عدو نالهٔ من از سر درد است
اندیشه هر آن‌کس کند از مرگ، نه مرد است
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است


عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است
جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده است
دل جز به سر زلف دلارام نداده است
صد زندگی ننگ به یک نام نداده است

عارف قزوینی...

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۶-۱۳۸۹ ۰۹:۳۹ عصر، توسط Mohsen69.)
۱۱-۱۶-۱۳۸۹ ۰۹:۳۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sadeh ، hossein.amel ، Foruzande ، abbas.mohtasham ، alik ، VigVig ، khodam
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2937
سپاس شده 1837 بار در 341 ارسال


ارسال: #83
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را --------- دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز --------- باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون --------- نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل ---------هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت --------- روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است --------- با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند --------- گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند --------- اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی --------- کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد --------- دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر --------- تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند --------- ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود --------- ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۲۰-۱۳۸۹ ۰۸:۵۶ عصر، توسط Maximum.)
۱۱-۲۰-۱۳۸۹ ۰۸:۲۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، یاسین ، hossein.amel ، alik ، abbas.mohtasham ، sadeh ، VigVig ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #84
RE: انجمن شاعران مرده!!!
ای شادی !
آزادی !
ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
وقتی که زبان از لب می ترسید
وقتی که قلم از کاغذ شک داشت
حتی ، حتی حافظه از وحشت ِ در خواب سخن گفتن می آشفت
ما نام ِ تو را در دل
چون نقشی بر یاقوت
می کندیم
وقتی که در آن کوچه ی تاریکی
شب از پی ِ شب می رفت
و هول سکوتش را
بر پنجره ی بسته فرو می ریخت
ما بانگ ِ تو را با فوران ِ خون
چون سنگی در مرداب
بر بام و در افکندیم
وقتی که فریب ِ دیو
در رخت ِ سلیمانی
انگشتر رایک جا با انگشتان می برد
ما رمز ِ تو را چون اسم ِ اعظم
در قول و غزل قافیه می بستیم
از می از گل از صبح
از آینه از پرواز
از سیمرغ از خورشید
می گفتیم
از روشنی از خوبی
از دانایی از عشق
از ایمان از امید
می گفتیم
آن مرغ که در ابر سفر می کرد
آن بذر که در خاک چمن می شد
آن نور که در آینه می رقصید
در خلوت ِ دل با ما نجوا داشت
با هر نفسی مژده ی دیدار ِ تو می آورد
در مدرسه در بازار
در مسجد در میدان
در زندان در زنجیر
ما نام ِ تو را زمزمه می کردیم
آزادی!
آزادی !
آزادی !
آن شب ه، آن شب ها ، آن شب ها
آن شب های ظلمت ِ وحشت زا
آن شب های کابوس
آن ش های بیداد
آن شب های ایمان
آن شب های فریاد
آن شب های طاقت و بیداری
در کوچه تو را جُستیم
بر بام تو را خواندیم
آزادی !
آزادی !
آزادی !
می گفتم :
روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
می گفتم :
روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن ِ مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر !
آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است ...
ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما
می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی !
آیا
با زنجیر
می آیی ؟ ...
از استاد ابتهاج

قاصدک هان چه خبر آوردي ؟
از کجا وز که خبر آوردي ؟
خوش خبر باشي اما اما
گرد بام و بر من
بي ثمر مي گردي . . .

انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز ديّار دياري
برو آنجا که بود چشم و گوشي با کس
برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک
در دلم من
همه کورند و کرند . . .

دست بر دار از اين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه هاي همه تلخ
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب !

قاصدک
هان ... ولي ... آخر ... اي واي
راستي آيا رفتي با باد . . .
با توام آي کجا رفتي ، آي !

راستي آيا جايي خبري هست هنوز
مانده خاکستر گرمي جايي
در اجاقي ــ طمع شعله نمي بندم ــ
خردک شرري هست هنوز ؟

قاصدک
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند . . . .
از اخوان ثالث

اى خشم به جان تاخته ، توفان شرر شو
اى بغض گل انداخته ، فریاد خطر شو
اى روى برافروخته ، خود پرچم ره باش
اى مشت برافراخته ، افراخته تر شو
اى حافظ جان وطن ، از خانه برون آى
از خانه برون چیست که از خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد ، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد ، اى سینه سپر شو

خاک پدران است که دست دگران است
هان اى پسرم ، خانه نگهدار پدر شو



دیوار مصیبت کده ى حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبر تو ، ظفر شو
تا خود جگر روبه کان را بدرانى
چون شیر درین بیشه سراپاى جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سر این تن به قضا داده ، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزاى که وقت است
در یک نفس تازه اثرهاست ، اثر شو



ایرانى آزاده ، جهان چشم به راه است
ایران کهن در خطر افتاده ، خبر شو

مشتى خس و خارند ، به یک شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۲۲-۱۳۸۹ ۰۴:۱۰ صبح، توسط Mohsen69.)
۱۱-۲۲-۱۳۸۹ ۰۳:۳۱ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hossein.amel ، Foruzande ، alik ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam
Foruzande
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,502
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 11976
سپاس شده 11056 بار در 1499 ارسال


ارسال: #85
RE: انجمن شاعران مرده!!!
شعر اول از ابتهاج بی نظیر بود .. ممنون
۱۱-۲۲-۱۳۸۹ ۰۱:۲۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mohsen69 ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #86
RE: انجمن شاعران مرده!!!
خواهش می کنم...
البته بازم با صدای شجریان یه چیز دیگس...:):)
تو نت واسه دانلود هست...(البته تبلیغ ممنوعBig Grin)

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۱۱-۲۲-۱۳۸۹ ۰۲:۰۹ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam
alik
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 234
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 555
سپاس شده 1732 بار در 236 ارسال


ارسال: #87
RE: انجمن شاعران مرده!!!
پيش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنكبوت
نوشتند روی باد :
كين دولت خجستهٔ جاويد زنده باد!!!!
(کدکنی)

در بلا هم می چشم لذاتِ او... ماتِ اوییم، ماتِ اوییم، ماتِ او !
۱۱-۲۲-۱۳۸۹ ۰۹:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، hossein.amel ، Mohsen69 ، یاسین ، abbas.mohtasham ، VigVig ، parvaz ، khodam
sadeh
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,105
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
سپاس ها 11320
سپاس شده 9433 بار در 1122 ارسال


ارسال: #88
RE: انجمن شاعران مرده!!!
(چون به دیوان پروین دسترسی نداشتم از حفظ نوشتم امیدوارم اشتباه ننوشته باشم)
این که خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که زوی یادی کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
هر که باشی و به هرجابرسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هرچه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسد مسکین است
خرم آنکس که در این مهنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
پروین اعتصامی
۱۱-۲۳-۱۳۸۹ ۱۲:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mohsen69 ، molaei ، Foruzande ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #89
RE: انجمن شاعران مرده!!!
ایرانی به سر کن خواب مستی

بر هم زن بساط خود پرستی

که چشم جهانی سوی تو باشد چه از پا نشستی

در این شب سپیده نا دمیده

تیغ شب به خونش در کشیده

امید چه داری از این شب

که در خون کشیده سپیده

تیغ برکش اذر فشان

نغمهه ها را تندری کن

در دل شب

رخ برفروز

کار مهر خاوری کن

از دورن سیاهی برون تاز

پرچم روشنایی بر افراز

تا جهانی از تباهی وا رهانی

نیمه شب را تیغ بر دل برنشانی

با خواری در روزگار

ننگ باشد زندگانی

مرگ به تا چنین زندگانی

ای مبارز

ای مجاهد

ای برادر

دل یکی کن

ره یکی کن

بار دیگر

راه بگشا

سوی شهر روشنی ها

روزگار تیرگی ها بر سر امد
« سکوت سرد زمان »
هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم
روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم
هر نفس آهیست، از دل خونین
لحظه های عمر بی سامان، میرود سنگین
اشك خون آلوده ام دامان، می كند رنگین
به سکوت سرد زمان
به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسی
نه کسی را درد زمان
بهار مردمی ها دی شد
زمان مهربانی طی شد
آه از این دم سردیها، خدایا
آه از این دم سردیها، خدایا
نه امیدی در دل من
که گشاید مشکل من
نه فروغ روی مهی
که فروزد محفل من
نه همزبان دردآگاهی
که ناله ای خرد با آهی
داد از این بی دردیها، خدایا
داد از این بی دردیها، خدایا
نه صفایی ز دمسازی به جام می
که گرد غم ز دل شوید
که بگویم راز پنهان
که چه دردی دارم بر جان
وای از این بی همرازی خدایا
وای از این بی همرازی خدایا
وه که به حسرت عمر گرامی سر شد
همچو شراره از دل آذر بر شد و خاکستر شد
یک نفس زد و هدر شد
یک نفس زد و هدر شد
روزگار من به سر شد
چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد .یارا
دل نهم ز بی شکیبی
با فسون خود فریبی
چه فسون نافرجامی
به امید بی انجامی
وای از این افسون سازی، خدایا
وای از این افسون سازی، خدایا

شعر از جواد آذر

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۲۴-۱۳۸۹ ۰۶:۵۹ عصر، توسط Mohsen69.)
۱۱-۲۴-۱۳۸۹ ۰۶:۵۷ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، molaei ، hossein.amel ، abbas.mohtasham ، alik ، sadeh ، VigVig ، khodam
hossein.amel
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 849
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6085
سپاس شده 5359 بار در 834 ارسال


ارسال: #90
RE: انجمن شاعران مرده!!!
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
کوهها لاله زارن لاله ها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره

نظر دیگران، حتی زمانی که اصیل باشد، حجابی است بین تو و واقعیت.
۱۱-۲۵-۱۳۸۹ ۰۶:۴۸ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، Mohsen69 ، molaei ، Maximum ، abbas.mohtasham ، alik ، sadeh ، VigVig ، khodam
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16675 بار در 1885 ارسال


ارسال: #91
RE: انجمن شاعران مرده!!!
مدینه فاضله

خدا روستا را
بشر شهر را...
ولی شاعران
آرمانشهر را آفریدند
که در خواب هم
خواب آن را ندیدند...

مرحوم امین پور
۱۱-۲۵-۱۳۸۹ ۰۷:۴۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، abbas.mohtasham ، molaei ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
abbas.mohtasham
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 42
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 169
سپاس شده 284 بار در 43 ارسال


ارسال: #92
RE: انجمن شاعران مرده!!!
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید ، باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید ، یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ، ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن ، لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است ، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است ، تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ، بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ، اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید ، یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم ، نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ، بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم




فریدون مشیری

زندگی
سفری سوی ناپیداهاست
لیک باید چون آب
بگذری از تنگی هر حادثه ای
از همه خرمی دشت چشم باید پوشید
و باید بگذشت تا سفر هست
نباید که بمانی در راه Rolleyes
۱۱-۲۶-۱۳۸۹ ۱۲:۲۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maximum ، Foruzande ، محمد حسین ، hossein.amel ، sadeh ، alik ، VigVig ، khodam
sadeh
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,105
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
سپاس ها 11320
سپاس شده 9433 بار در 1122 ارسال


ارسال: #93
RE: انجمن شاعران مرده!!!
این شعر رو جدیدا در دیوان حافظ پیدا کردم ولی تا حالا نتونستم حفظش کنم
................................................................................​................
آن ترک پری چهره که دوش از بر مارفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

تارفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف مانیست که ازدیده چه ها رفت

برشمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که که از سوز جگر بر سر مارفت

دور از رخ او دم به دم از چشمه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بماندیم چو از دست دوا رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمری است که کارم همه در کار دعا رفت

احرام چه بندیم چو آن قبله نه اینجاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو زقانون شفا رفت

ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زآن پیش که گویند که از دار فنا رفت
۱۱-۲۷-۱۳۸۹ ۰۸:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، Mohsen69 ، abbas.mohtasham ، alik ، hossein.amel ، VigVig ، parvaz ، khodam
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16675 بار در 1885 ارسال


ارسال: #94
RE: انجمن شاعران مرده!!!
الهی

الهی به زیبایی سادگی!
به والایی اوج افتادگی!
رهایم مکن جز به بند غمت،
اسیرم مکن جز به آزادگی!

مرحوم امین پور
۱۱-۲۷-۱۳۸۹ ۰۹:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، Mohsen69 ، Maximum ، abbas.mohtasham ، alik ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، parvaz ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #95
RE: انجمن شاعران مرده!!!
ياران موافق همه از دست شدند

در پای اجل يکان یکان پست شدند

بودیم به یک شراب در مجلس عمر

یک دور ز ما پیشترَک مست شدند

خیام
(این دو بیتی واسه روز 25 بهمنه ConfusedConfusedConfused،البته فکر بد نکنید روز ولنتاینو می گم....!!!!
ببخشید اگه با تاخیر بود...)

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۱۱-۲۸-۱۳۸۹ ۰۴:۲۷ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maximum ، محمد حسین ، Foruzande ، abbas.mohtasham ، alik ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
Mohsen69
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 905
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2173
سپاس شده 6475 بار در 920 ارسال


ارسال: #96
RE: انجمن شاعران مرده!!!
شبانگه به سر فکر تاراج داشت

سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت

به یک گردش چرخ نیلوفری

نه تاجی به جا ماند و نه نادری


ببخشید شاعرشو یادم نیست...Big Grin
اگه کسی می دونه بنویسه.
ممنون.

[تصویر:  1497595_568352629913782_2084178942_n.jpg]
۱۲-۱-۱۳۸۹ ۰۲:۳۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، alik ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16675 بار در 1885 ارسال


ارسال: #97
RE: انجمن شاعران مرده!!!
الهی!
کشیدیم، آنچه کشیدیم، همه نوش گشت، چون آوای قبول شنیدیم!

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری...
-------------------------
محسن جان، شعر زیبایی که گذاشتی اگه اشتباه نکنم از میرزا مهدی کلانتری بود...(توی کتاب ادبیات یک قرن این شعرو دیدم)
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱-۱۳۸۹ ۰۹:۴۵ عصر، توسط محمد حسین.)
۱۲-۱-۱۳۸۹ ۰۵:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، alik ، sadeh ، Mohsen69 ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
hossein.amel
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 849
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6085
سپاس شده 5359 بار در 834 ارسال


ارسال: #98
RE: انجمن شاعران مرده!!!
حق و شکست:

حق را ز شکست است درخشش ، بدرستی
پیروزی منصور همان بر سر دار است

بهار امد :

بهار امد ، پریشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز امد اب رفته ، ماهی مرده بود اما !

اخوان ثالث

نظر دیگران، حتی زمانی که اصیل باشد، حجابی است بین تو و واقعیت.
۱۲-۲-۱۳۸۹ ۰۷:۵۸ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، alik ، sadeh ، VigVig ، khodam
majid192003
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 763
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۸۹
سپاس ها 558
سپاس شده 3591 بار در 757 ارسال


ارسال: #99
RE: انجمن شاعران مرده!!!
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه می کنم نمانده بسی
ای که بیست و شش رفت و درخوابی
مگر این چند روزه دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نوساخت....
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت به سر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آن کس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برفست و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غره هنوز
..........

خدایا شکرت.
۱۲-۲-۱۳۸۹ ۱۰:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، parvaz ، Maximum ، alik ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
majid192003
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 763
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۸۹
سپاس ها 558
سپاس شده 3591 بار در 757 ارسال


ارسال: #100
RE: انجمن شاعران مرده!!!
جهان بر آب نهادست و آدمی بر باد
غلام همت آنم که دل بر آن ننهاد.

غلام همت آنم که در این چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.

خدایا شکرت.
۱۲-۴-۱۳۸۹ ۰۸:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Foruzande ، alik ، sadeh ، hossein.amel ، VigVig ، khodam
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  شعری برای انجمن 2 محمد حسین 5 2,322 ۶-۱۰-۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ عصر
آخرین ارسال: ارمیا
  شاعران امروز Far Had 10 4,581 ۸-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۲۷ عصر
آخرین ارسال: Far Had
  شعری در وصف بچه های انجمن!! محمد حسین 15 6,375 ۱-۸-۱۳۹۲ ۱۱:۱۸ صبح
آخرین ارسال: sara69

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان