برگزار شد چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
کمپ 3 مهر 1393 اصفهان
نویسنده پیام
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16671 بار در 1885 ارسال


ارسال: #1
کمپ 3 مهر 1393 اصفهان
سلام..
شاید بچه های اصفهان کم کار شده باشند ولی ما که هنوز هستیم 53
شاید بقیه هم دیگه خیلی دل و دماغ حضور و خوندن و نوشتن نداشته باشند، ولی ما که هنوز هستیم 53
...
یاسین زحمت خرید بلیط رو کشیده بود. قرار بود خانم ارمیا هم به جمع مان اضافه شوند، که در آخرین لحظات موفق نشدند که تشریف بیارند. اما جاشون خالی بود..
صبح رسیدیم اصفهان.
شب قبل، توی ترمینال، یاسین پاش مصدوم شده بود. با این وجود به وعده اش عمل کرد و قرار بود صبح که رسیدیم اصفهان، بریم حلیم بزنیم! ... ولی حلیمی پیدا نکردیم!
وارد جلسه شدیم..
خانم موذنی، آقای شفیعی، و دو تا دیگه از دوستان اصفهانی در کلینیک حضور داشتند..
یکی یکی دوستان به جمعمون اضافه شدند...
درمانگران عزیز، قبل از برگزاری کمپ، برای هرکدوم از مراجعین، اندوخته های چندین و چند سالۀ یک دانشمند لکنت رو آماده کرده بودند..
دانشمند من، آقای پیتر رایمینگ بود...
این دانشمندان عزیز(!) روزی لکنت داشتند و بعد از گذراندن یک دوره درمانی موفق، تجربه ها و اندوخته هاشون رو در قالب کتاب های مختلف آورده بودند... و ما، جمع شده گان روز 3 مهر در اصفهان، این اندوخته ها رو ارائه دادیم..
برای ارائه، من اولین نفری بودم که آماده شدم...
ادامه دارد...
..
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۵-۱۳۹۳ ۰۲:۰۳ عصر، توسط محمد حسین.)
۷-۴-۱۳۹۳ ۰۹:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، سعیدـ112 ، razieh ، parnia ، تبسم 68 ، fahime ، درمانگر ، ارمیا ، محسن حقیقت ، Rey Han ، ali.asoodeh ، Abbas ، sina m ، mahsa n ، baroon ، aliii
ارمیا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 706
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
سپاس ها 6752
سپاس شده 5264 بار در 738 ارسال


ارسال: #2
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
سلام محمد حسین مهربان ...
سلام یاسین بزرگوار ...
سلام خانم موذنی ...
سلام آقای شفیعی ...
خدا قوت به عزیزان شرکت کننده و بزرگواران برگزار کننده ...

چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست *** بـی‌ چـراغِ دلِ آگـاه بـه ایـن راه مرو
۷-۵-۱۳۹۳ ۰۳:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، Rey Han ، ali.asoodeh ، یاسین ، mahsa n ، سعیدـ112 ، baroon ، horeyeh ، fahime ، aliii
ehsan2000
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 639
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
سپاس ها 340
سپاس شده 3605 بار در 643 ارسال


ارسال: #3
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
حسابی جای من خالی بوده ها . . . .

گیرم که باخته ام !
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیاندازد،


شوخی که نیست ،
من شــــــــاه شطرنجم
۷-۶-۱۳۹۳ ۱۲:۳۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ali.asoodeh ، Rey Han ، ارمیا ، یاسین ، mahsa n ، محمد حسین ، horeyeh ، fahime ، aliii ، سعیدـ112
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16671 بار در 1885 ارسال


ارسال: #4
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
سلام..
گزارش کمپ 3 مهر اصفهان.

یاسین همسفر خوبی است. خوش صحبت است و تبلت جدیدش پراست از بازی ها و فیلم های رنگارنگ.

صبح روز پنجشنبه، به خانۀ کشکِ سبز می رسیم! تضاد جالبی است. خانه ای که معماری اش سبز است اما از کشک های مستر یالوم پر.

جلسه با شعرخوانی یاسین و خانم درمانگر شروع می شود. 10 – 12 نفر می شویم. مستر یالوم از هدف جلسه می گوید. از اینکه امروز «درمانجو» خودش انتخاب می کند که چرخ جلسه را چگونه به حرکت درآورد.

خانم درمانگر و مستر یالوم، نظریات و تجربه های دانشمندان را در 10 فصل خلاصه کرده اند. آنقدر قشنگ و منظم، ترتیب شده اند که گویی هر دانشمند، خلاصه ای است از یک درمانجو. و این هنر یک درمانگر است..

برای کنفرانس پیش قدم می شوم. مدام به درمانگر نگاه می کنم. مبادا جایی از متن را اشتباه بیان کنم و مبادا شیوه هایم را به درستی اجرا نکنم.

بخش بعدی، گوی جهان نماست. بازی جالبی است. 6 ماه بعد را مجسم می کنیم...

یاسین اولین نفری است که گویش را سر و رویی می بخشد تا آینده اش آفتابی شود. دوبار از آرامش می گوید و اینکه دیگر به آن مسئله فکر نمی کند. و من برایش امیدوارم... یاسین از سفرش به آنتالیا و بعد از آن، کربلا، می گوید.

درمانگر انگار خوب نیست حالش. به اتاق می رود. نوبت من می رسد. کمی خودخواهم و دوست دارم درمانگر شش ماه بعدم را ببیند. صدایش می زنیم. می آیند. آزمون ارشد ادبیات و پیشرفت گام به گام لکنت، چشم انداز شش ماه بعدم است. گوی جهان نما، صحبت تلفنی با پروانه جعفری که در یک شرکت معماری کار می کند را نشان می دهد. می خواهم پرونده شش ماه بعدم را ببندم که یاسین زنگ می زند. آنتالیاست.

بخش بعدی، به گروه های دو نفره تقسیم می شویم. من همگروه دختر خانمِ دانشجویی می شوم که چند دقیقه قبل، ارائه اش، همه را شگفت زده کرده است.

اکثر ارائه ها شبیه به هم است؛ اما فکر و برداشت هرکسی با دیگری توفیر دارد.

صلاﺓ ظهر است و وقت ناهار و نماز. ناهار را میهمان همان رستوران همیشگی هستیم.

صدای شور و شوق بچه ها رستوران را پر کرده است. خوشحالند. گارسون مو بلندِ چهارشانه هم نرم شده است از برخورد پرهیجان بچه ها.

بازگویی مصائب شغلی «باوی» شروعی است بر بحث بی پایان مقایسه شغل ها. هرکسی شغلش سخت ترین شغل دنیاست. همه صبح تا عصر کار می کنند و شب هنگام، خسته و بی رمق، سر بر بالین می گذارند. و پیروز کسی است که عاشق باشد..

یاسین، غذاهای باقیمانده را با آغوش باز می پذیرد. و او دوست داشتنی ترین فردی است که می توانی با او به رستوران بروی!

به کلینیک بر می گردیم. بخش بعدی تقسیم شدن به گروه های چهارنفری است. هدف، جمع بندی از اندوخته های دانشمندان لکنت است. اندوخته هایی که باید در 6 سطر خلاصه شوند.

گروه ما را خانم درمانگر همراهی می کند. دوست دارم حرف هایم را با خاطراتم بیان کنم. بیشتر از اعضای گروه حرف می زنم و با این حال فکر می کنم هنوز پرم از حرف های نگفته و نگفتن حرف هایم اجحافی است در حق گروه و خودم!

گروه ما دلش نمی آید حتی کوچکترین حرف های طلایی دانشمندان را از دست بدهد. الحاق کردن حرف ها با واژۀ طلایی «و» هم خودش فکری است!

ساعات پایانی پرشور تر و پرهیجان تر دنبال می شود.گروه ها برای حک شدن نتیجه شان بر روی تخته سفید، حریصند. بحث و جدل بالا می گیرد. صدا، خنده و شور و شوق بچه ها بلند می شود تا شاید اندوخته هایشان بر اندوخته های دیگر گروه بچربد. بحث ناتمام است و طولانی. اعلام نتیجۀ نهاییِ خانم درمانگر، پایانی است بر بحث ها و جدل ها..

کلینیک آرام می شود. هرکس، حرف هایی دارد برای پایان. و مثل همیشه حرف های آخر پر است از ناگفتنی های ناتمام. درمانگر از احساسش می گوید به مراجع. از اینکه کاش بمانند مراجعین و فراموش نکنند پروانه های کوچک در حال پرواز را. درمانگر از یاسین می گوید. از اینکه همراه چهارسالۀ همیشگی بوده است. از زمان، که مراجع را از همراه سوا می کند... یاسین خیسیِ چشم هایش را پنهان می کند. پشت تنۀ تنومندش، احساسی است به ظریفیِ یک پروانه.

حرف های مستر یالوم، اشک های دختر دانشجو را سرازیر می کند. اشک هایی که برخاسته از رنج چندین ساله است. مستریالوم رنج های دختر را بیان می کند و همزمان پیشرفت هایش را نیز. دختر لبخند می زند و نمی زند. اشک می ریزد و نمی ریزد. دوام نمی آورد. های های گریه اش را می شنویم. ترکیب زیبایی است. ترکیب شادی و غم.

اشک های غرق در سکوت دختر، یکه تازی می کند..

و چه احساس پاکی است، احساس گروهی که بی ریا، عشق را رو سفید می کنند. در قلب و گوشت و خون آدمی باقی می مانند کسانی که می توانند عشق بورزند، رنج ببرند، آرزو کنند، به یاد بیاورند... و بالاخره زندگی کنند...

خانم درمانگر مرا می خواند برای شعرخوانی پایان جلسه. با وجود هماهنگی های قبل از جلسه، کمی غیر منتظره است.. احساس، بر من پیروز است. شعر را با لرزش احساس می خوانم...

سوار بر اتوبوس، کنار یاسین نشسته ام و اصفهان را به مقصد تهران ترک می کنیم. یاسین با من حرف می زند اما گوش ها و پلک هایم سنگین شده اند... چیزی جز سکوت نمی شنوم...
.
.
.
بارالها!
کاش فراموش نشوند کسانیکه به زندگی مان عشق بخشیدند و بالغ شدند..
و روزی روزگاری – تنها - از سرزمین عشق دور شدند.
مهرماه 1393
یا علی.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۱۲-۱۳۹۳ ۱۲:۰۰ صبح، توسط محمد حسین.)
۷-۱۱-۱۳۹۳ ۱۱:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ارمیا ، Rey Han ، baroon ، horeyeh ، محسن حقیقت ، مهسا ، M.Salehi ، محمد.پ ، یاسین ، fahime ، mahsa n ، aliii ، سعیدـ112 ، Jahani2246 ، parnia ، ...Fereshte
horeyeh
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 280
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 1941
سپاس شده 1515 بار در 274 ارسال


ارسال: #5
Rainbow RE: کمپ 3 مهر اصفهان
بسیار عالی بود ....

موفق و شاد باشید 53

زندگی جیره مختصری است مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است مثل یک حبه قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
۷-۱۲-۱۳۹۳ ۰۹:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ارمیا ، Rey Han ، محمد حسین ، مهسا ، محمد.پ ، یاسین ، fahime ، mahsa n ، aliii ، سعیدـ112 ، parnia
Rey Han
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 41
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 1197
سپاس شده 289 بار در 38 ارسال


ارسال: #6
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
آقای محمد حسین توضیحاتتون جامع وکامل بود
اینقد قشنگ لحظه به لحظه ی سفر رو توضیح دادید که انگار دراین سفر حضور داشتم105
مرسییییی 6

دردهایت را دورت نچین که دیوار شوند... زیر پایت بچین تا پله شوند...
۷-۱۲-۱۳۹۳ ۰۱:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، مهسا ، ارمیا ، یاسین ، fahime ، aliii ، سعیدـ112 ، parnia
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #7
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
به نام خدا ....

1393/7/3

مقصد : شهر گنبد های فیروزه ای
مبدا : پارک سوار بیهقی
ساعت :1/30 بامداد

چه افتخاری بالا تر از این که با محمد حسین همسفر باشید ؟؟؟؟
ولی من هم دوست دارم کنار پنجره بشینم !! اقای خودخواه !!! خودت گفتی برگشت تو بشین !!! ولی ..... باشه اقا محمد حسین 20

توی هواپیما چقدر باهم حرف برای گفتن داشتیم .... از خاطرات امدن به اصفهان .... از احسان محمد خانی ... از اتوبوس بنز ....اب معدنی های مجانی .... جای ثابت ما در هواپیما ......و کلی گفتن و خندیدن...
و چندین بار یاد گردیم از دوست نازنین ی که در کمپ پیش در صندلی کنار ما خوابیده بود ....
چقدر یادتون بودیم خانم دکتر لبخند ......
البته ارمیا خانم هم قرار بود با ما همسفر باشه ولی امان از زندگی تاهل ی ... 65

صبح رسیدیم ....
یک راست سمت کلینیک ....
کلینیک آیران
دوستان کم کم امدند
بوی جلسه ای خاص می اید ...
جلسه ای متفاوت ....
چرا ؟
چون تعداد خیلی کم بود و برگزیده ....
با خودم گفتم از اون جلساتی ست که ادم جرات نداره نطق بکشه !!!
مستر یالوم هم خیلی جدی موضوع جلسه رو گفت
ساعت اندیشه

مستر یالوم اول جلسه مسئولیت شاد بودن جلسه را بر عهده من گذاشت !!! من ؟؟؟؟؟؟ بلا به دور !!!

روزی که گفتار درمان ها بیشتر شنونده هستند و بار اصلی بر دوش ماست...
همین هم بود
همه جلسه بر دوش ما بود و مراجع ها بودند که جلسه را برگزار میکردند با کنفراس ها و نتیجه گیری ها و بحث ها و شرکت در گروه های چند نفره .....
درمانگر ها بیشتر جلسه را هدایت میکردند تا اداره....
برنامه ها یکی از یکی هدفمند تر و مفید تر....

برای شخص من یک کمپ کاملا متفاوت بود .... کمپ بسیار عالی و کاربردی....

ممنونم از خانم درمانگر و مستر یالوم عزیز....

و اما مرور چند خاطره ...

اب معدنی....تغذیه ....ناز کردن برای سوار شدن اتوبوس ترمینال جنوب .... اتوبوس بنز ..... از تهران تا اصفهان فقط 5 هزار تومان .... تاکسی .....هشت بهشت .... دو ساعت پیاده روی به امید یه حلیم فروشی..... پنج دقیقه وقت دارید ؟ نه .....مستر یالوم .....پیشرفت بی نظیر پروانه .....خودخواهی اقای باووی ....انتالیا .....لجبازی خانم های همگروهی با یاسین .... شایان امیری ....بارونی شدن ....
ارائه بی نظیر محمد حسین ....لحظه خداحافظی ....اغوش های پر از احساس....تاکسی برگشت .... تعریف محمد حسین از یاسین بر اینکه روابط عمومی ..... گز..... پله برقی .... شایان امیری ..... چمن ترمینال .... چایی ... رانی ... اب میوه ... حرکت هواپیما ....محمد حسین خواب و صحبت کردن یاسین با دیوار .....

دعای محمد حسین رو تکرار میکنم

بارالها!
کاش فراموش نشوند کسانیکه به زندگی مان عشق بخشیدند و بالغ شدند..
و روزی روزگاری – تنها - از سرزمین عشق دور شدند.

به امید کمپ های آتی .....
۷-۱۵-۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، fahime ، horeyeh ، mahsa n ، baroon ، aliii ، ارمیا ، mojtaba_abbasi ، سعیدـ112 ، saeed_khojastehfar ، parnia ، Rey Han
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,837
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 29804
سپاس شده 36606 بار در 4895 ارسال


ارسال: #8
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
یادی کنم از دوستان ی که جای خالی شان با تمام وجود حس میشد ...
خانم دکتر ملایی ، خانم دکتر لبخند ، ارمیا خانم ، خانم سکوت اجباری ، خانم بارون ، پرنیا خانم ، فهیمه خانم ، احسان محمد خانی عزیز ، داداشم احسان 2000 ، محمد رجبی عزیز ، شهید همت ، ارمان عزیز ، ساده عزیز و.....
جای همتون سبز بود دوستان ....
۷-۱۷-۱۳۹۳ ۰۱:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط baroon ، ali.asoodeh ، محمد حسین ، aliii ، ارمیا ، mahsa n ، سعیدـ112 ، Jahani2246 ، parnia ، Rey Han
aliii
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 335
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 4976
سپاس شده 2658 بار در 355 ارسال


ارسال: #9
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
یا سلام به همه دوستان عزیز
کمپ خیلی عالی بود و با کمپ قبلی تفاوت های زیادی داشت و فکر کنم همه بچه ها استفاده لازم رو از اون بردند. منکه هروقت کمپ اصفهان توی ذهنم میاد یاد یاسین میوفتم که با کلی انرژی و مسخره بازی باعث میشد به ادامه جلسه و همچنین حضور در کمپ بعدی امیدوار باشیم. ولی جداً کار تئاترش عالیه و واقعاً کوهی از انگیزه و اعتماد به نفسه، البته بماند که خیلی منو اذیت کرد.... همیشه از حضور آرامش بخش محمدحسین لذت میبرم و واقعاً فکر میکنم شخصیت با اعتماد به نفس و آرومی داره. مطمئنم هر کاری که بخواد رو میتونه انجام بده و توش موفق باشه. آقای شفیعی و خانم مؤذنی هم که مثل همیشه فوق العاده بودن و با حرفهاشون مفید بودن جلسه رو به بقیه دیکته کردند. پیشرفت خانم جعفری زادگان هم واقعاً محسوس بود و واقعاً باید بهشون تبریک گفت. آقای بابایی هم مثل همیشه محکم و خندان حضور داشتند. خانم دانشجوی ارشد پرستاری هم که اعتماد به نفس فوق العاده ای داشتند و با حرفهاشون که نشون از خونگرمی جنوبی ها داشت ....... همه رو به وجد آورده بود.
ولی خداییش توی رستوران همه بخ وردن یاسین و بعدش آقای شفیعی آفرین میگفتیم که نذاشتن حتی تیکه ای از غذاها باقی بمونه. خلاصه کلی خندیدیم.
بقیه دوستان هم عالی بودن و امیدوارم که باز هم بتونم همه رو ببینم و کمپ بعدی رو درحضور همه دوستان قدیمی و جدید دوباره برگزار کنیم.
جای دوستان دیگه خالی بود، خانم ملایی، آقای رجبی، آقای سعیدی و .....
موفق باشید

یادت باشه تو معمار زندگی خودت هستی پس شکست هایت رو گردن کسی نیانداز.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۱۸-۱۳۹۳ ۱۲:۰۹ صبح، توسط aliii.)
۷-۱۸-۱۳۹۳ ۱۲:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ارمیا ، mahsa n ، محمد حسین ، mojtaba_abbasi ، سعیدـ112 ، Jahani2246 ، Rey Han ، baroon ، یاسین ، saeed_khojastehfar ، parnia
mojtaba_abbasi
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 2
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۳
سپاس ها 11
سپاس شده 11 بار در 2 ارسال


ارسال: #10
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
جای من خالی آقای باوی؟آفرین به بچه های اصفهان
۷-۱۸-۱۳۹۳ ۰۲:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط aliii ، سعیدـ112 ، Jahani2246 ، محمد حسین ، Rey Han ، یاسین ، parnia
aliii
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 335
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس ها 4976
سپاس شده 2658 بار در 355 ارسال


ارسال: #11
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
سلام آقا مجتبی شرمنده بخدا من اسم بچه ها رو یادم نیست و حتی شما رو هم دقیقا به خاطر نمیارم. اگر اشتباهی نوشتم معذرت میخوام.

یادت باشه تو معمار زندگی خودت هستی پس شکست هایت رو گردن کسی نیانداز.
۷-۱۸-۱۳۹۳ ۰۲:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سعیدـ112 ، Jahani2246 ، mojtaba_abbasi ، محمد حسین ، baroon ، یاسین ، parnia ، ارمیا ، Rey Han
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,841
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 16521
سپاس شده 16671 بار در 1885 ارسال


ارسال: #12
RE: کمپ 3 مهر اصفهان
(۷-۱۵-۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ عصر)یاسین نوشته شده توسط:  ولی من هم دوست دارم کنار پنجره بشینم !! اقای خودخواه !!! خودت گفتی برگشت تو بشین !!! ولی ..... باشه اقا محمد حسین 20
...
یاسین جان باور کن من به هیچ چیز جز خواب فکر نمی کردم. باورت میشه اصلا هیچ صحنه ای از برگشت توی اتوبوس یادم نمیاد؟
خلاصه ببخشید واقعا... دفعه بدی قول میدم نزارم کسی غیر از خودت کنار پنجره بشینه... حتی محمد حسین!
۷-۲۰-۱۳۹۳ ۰۳:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط baroon ، یاسین ، aliii ، parnia ، ارمیا ، Rey Han ، ...Fereshte
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  کمپ اصفهان........ یاسین 75 24,501 ۲-۲۵-۱۳۹۵ ۰۸:۲۵ صبح
آخرین ارسال: محمد حسین
  مراكز گفتار درماني اصفهان Dabir 4 14,814 ۲-۲۷-۱۳۹۳ ۰۸:۱۷ عصر
آخرین ارسال: محمد حسین
  برگزاری کمپ 1 اسفند در اصفهان mohammad rajabi 62 16,140 ۱-۱۱-۱۳۹۳ ۰۳:۵۹ عصر
آخرین ارسال: مهسا
  گزارش یک روز درمانی در اصفهان....... یاسین 12 5,799 ۵-۳۰-۱۳۹۲ ۱۲:۰۶ عصر
آخرین ارسال: arash69
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 3 خرداد 92 mohammad rajabi 4 2,443 ۳-۵-۱۳۹۲ ۱۲:۳۲ صبح
آخرین ارسال: mohammad rajabi
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 27 اردیبهشت 92 s.h 4 2,090 ۲-۲۹-۱۳۹۲ ۰۵:۰۶ عصر
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 20 اردیبهشت 92 s.h 2 1,762 ۲-۲۱-۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ صبح
آخرین ارسال: یاسین
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 13 اردیبهشت 92 s.h 5 2,381 ۲-۱۵-۱۳۹۲ ۰۵:۰۴ صبح
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 6اردیبهشت 92 s.h 0 1,324 ۲-۸-۱۳۹۲ ۰۵:۲۳ صبح
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 30فروردین 92 s.h 6 2,314 ۲-۱-۱۳۹۲ ۱۱:۲۲ عصر
آخرین ارسال: یاسین
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 12 اسفند91 s.h 3 1,976 ۱۲-۱۲-۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ عصر
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 4اسفند91 s.h 0 1,149 ۱۲-۵-۱۳۹۱ ۰۲:۵۳ عصر
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 20بهمن91 s.h 0 1,339 ۱۱-۲۰-۱۳۹۱ ۰۳:۲۱ عصر
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 13بهمن91 s.h 5 2,446 ۱۱-۱۵-۱۳۹۱ ۱۰:۵۸ صبح
آخرین ارسال: s.h
  گزارش گروه حمایتی اصفهان 8 دی91 s.h 15 5,321 ۱۰-۱۲-۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ عصر
آخرین ارسال: amini

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان