برگزار شد چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
روزشمار رسیدن به روانی
نویسنده پیام
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #1
روزشمار رسیدن به روانی
سلام
از امروز میخوام تمرین هامو ثبت کنم.تا تمرین هامو دست کم نگیرم و بدونم هرشب سایت اتتظار نوشته ها و تمارینمو میکشه و باید چیزی برای گفتن داشته باشم، پس باید تمرین کنم تا حرفی برای گفتن داشته باشم .
با اینکه افرادی لکننی زیاد دیدم و اطرافم هستن اما توجهی نمیکردم و حوصله بحث های روانشناسیه لکنت رو نداشتم و برام کمرنگ بود.اما وقتی برای دومین بار در عمرم رفتم توی کلاس و جلوی یک جمع 25 نفره صحبت کردم دیدم چقدر داشتن اعتمادب نفس و نداشتن استرس و نگرانی از بایت قضاوت های دیگران چقققققدر تاثیر کذاره.
این روزا داره برام سردرگم میگذره.میخوا یه روسامون به گفتارم و تاثیرش در زندگیم بدم ، ....
پس شروع میکنم با امید و توکل به خودش

امروز از صبح که پاشدم تصمیم گرفتم یه برنامه سنگین بچینم برای خودم.از انواع تمارین و نکاتی که باید در گفتارم رعایت کنم و کلی کتابای روانشناسی و روحیه بخش و شناخت عمیق لکنت.
تمرینامو از کنفرانس جلوی اعضای خانواده شروع کردم.جایی که شدیدترین لکنت هامو دارم.
امروز با مامنم و خواهر کوچیکم تمرین کردم و چقققدر سخت بود! با اینکه دو تا 20 دقیقه بود ولی کلی انرژی گذاشتم تا حواسم به شیوه باشه ولی هی یادم میرفتو سرعتم زیاد میشد.لکنتام روی چند تا حرف خاص بود. "ک " ر"س" م"ب"
یک بیست دقیقه هم خودم تمرین کردم و روخوانی با اغراق انجام دادم.شیوه تمرین ریتمیک بود.وقتی با اغراق تمرین میکنم تا چند ساعت بعدش ارامش عجیبی دارم..نمیدونم از کجا میاد این آرامش
ولی حالم خوبه...امیدوارم باز ناامید نشم از استارتی که زدم..
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۲۸-۱۳۹۳ ۰۷:۱۳ عصر، توسط mahdi.s.)
۱۰-۲۸-۱۳۹۳ ۰۷:۰۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد.پ ، shirin-asal ، saeed_khojastehfar ، faramarzi ، amini ، rezaseddighi ، alireza_25 ، مهسا ، fahime ، ارمیا ، ali.asoodeh ، خلیق ، kooheboland ، پرند ، محبوبه سادات حسینی نژاد
محمد.پ
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 327
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۳
سپاس ها 1778
سپاس شده 1685 بار در 321 ارسال


ارسال: #2
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلاااااااام مهدی جون.
خیلی خیلی خوشحال شدم.
امیدوارم روز به روز پیشرفت کنی.
تصمیم خوبی گرفتی.امیدوارم مسیر درمان رو تا آخرش طی کنی.
به امید پیشرفت روز افزون.
41414141414141414141414141414141414141

توکل + تلاش =رسیدن به هدف
۱۰-۲۸-۱۳۹۳ ۰۷:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s ، saeed_khojastehfar ، faramarzi ، amini ، alireza_25 ، fahime ، ارمیا ، ali.asoodeh ، خلیق ، kooheboland
faramarzi
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 465
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۱
سپاس ها 1083
سپاس شده 2622 بار در 464 ارسال


ارسال: #3
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام حاجقا
ما که داریم از روانی به دیوانگی میرسیم 4

مهدی خیلی خوشحال شدم که این تصمیم رو گرفتی و ناراحت شدم که برنامه سنگینی برای خودت چیدی .
انشاالله که بتونیم با تلاش و برنامه به روانی در گفتار برسیم .Heart

می دانم که هیچ نمیدانم .
۱۰-۲۸-۱۳۹۳ ۰۹:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ali@r ، محمد.پ ، amini ، saeed_khojastehfar ، rezaseddighi ، fahime ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق ، kooheboland
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #4
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام
امروز روز عجیب و پر باری بود...
عجیب ازین نظر که همیشه گفتار درمانگرم از کائنات برام مگفت و اینکه اگر دنبال هدفت باشی موقعیت ها خودشون به سراغت میاد.من عقیده ای آنچنان نداشتم.تا اینکه بهش رسیدم.
همین دیروز بود که گفتم میخام برم تو دل لکنت و رسیدن به درمان که از دیشب موقعیت های خفنی برام پیش اومد.
دیش یک قرار ملاقات دوستانه با یک دوست با سرعت گفتار بالا داشتمف خیلی سعی کردم سرعتش روم اثر نذاره اما تاثیر خودشو گذاشتو سرعتم رفت بالا .بین سرعت ارام و شمره ، سرعت بالا ، توجه به حرفام و شیوه ریتمیکم بود که کلا همه چی بهم ریخت و لکنت کردمو گیر کردم .لزون به بعد دیگه با سرعت بالای همیشگی و کم لکنتر تر صحبت کردم.همین قرار باعث شد فردا 4 موقعیت سخت برام بوجود بیاره.
صحبت و گرفتن امضا از مدیران مدرسه راهنماییم و دبیرستانم، برای درست کردن کارای سربازیم.
و بعد لز اون رفتم آموزش پرورش و صحبت راجب معافیت و .. .
سرعتم بالا بود گیر زیاد کردم ولی اثبات شد برام جامعه سخت تر از اوناست ک فکرشو میکردم.و بعد از اون رفتم ک پدرمو ببرم آزمایشگاه خون.اونجاهم باید شماره میگرفتمو نوبت.اونجا عالی بودم.
الان هم به 8 تا تور مسافرتی زنگ زدم و تمرین کردم.چققققدر سرعت بالاشون روم تاثیر میذاشت.ولی ریتمیک رو تونستم اجرا کنم نصفه نیمه.وسطاش هر چی میخاستم ارام و شمرده صحبت کنم نمیشد ، گیر میکردم.ولی زنگ آخری بهتر از همه بود.توی استانبول و هتل گیر کردم که حدود 1.5 ثانیه طول کشید.
الان م تصمیم دارم روی کلماتی ک با ه و ا شروع میششه تمرین کنم.
ولی سرم درد گرفته الان بعد از تلفن زدن.
نمیدونم چطور هم حواسم به حرفاییی ک قراره بزنم باشه و هم شیوه یادم باشه ک استفاده کنم.خیلی دشواره. و البته سعی کنم طرف روی سرعتم تاثیر نذاره با گفتار سریعش....
۱۰-۲۹-۱۳۹۳ ۰۴:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد.پ ، alireza_25 ، faramarzi ، saeed_khojastehfar ، مهسا ، fahime ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
alireza_25
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 168
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۳
سپاس ها 681
سپاس شده 856 بار در 163 ارسال


ارسال: #5
RE: روزشمار رسیدن به روانی
(۱۰-۲۹-۱۳۹۳ ۰۴:۵۵ عصر)mahdi.s نوشته شده توسط:  نمیدونم چطور هم حواسم به حرفاییی ک قراره بزنم باشه و هم شیوه یادم باشه ک استفاده کنم.خیلی دشواره. و البته سعی کنم طرف روی سرعتم تاثیر نذاره با گفتار سریعش....
سختی رعایت کردن شیوه همینه. یعنی اول باید جرئت اینطوری حرف زدن رو داشته باشی و خیال الکی نکنی که مردم از صحبت آروم من خسته میشندواز این حرفای چرت(چون واقعا چرته تا حالا هیشکی بهم نگفته چرا انقدر آروم حرف میزنی) بعدشم این که اول باید بدونی میخوای چی بگی و بعد همون رو و فقط همون رو ! به صورت شیوه بگی.....
با تمرین مکرر مطمئنن این نیز محقق می شود...
یاحق
۱۰-۳۰-۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s ، saeed_khojastehfar ، محمد.پ ، مهسا ، fahime ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
faramarzi
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 465
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۱
سپاس ها 1083
سپاس شده 2622 بار در 464 ارسال


ارسال: #6
RE: روزشمار رسیدن به روانی
باریک مهدی ، یکم تو خونه بیشتر تمرین کن که کم کم به مهارت برسی و کمتر روی شیوه فکر کنی ، نفس گیری رو حتما انجام بده بنظر من مهمترین بخش در روانی گفتار همین نفس گیری هست .
برای بار اول خیلی خوب بود آفرین همین که جسارت به خرج دادی عالی بود ، اگه میخواست برای تمرین اول هم شیوه خوب باشی و هم از لحاظ ذهنی که نامردی بود 474 همین که از این فرصت ها درس گرفتی و میخوای فرصت بعدی بهتر باشی بنظرم کافیه (دیگه مهم نیست از لحاظ ذهنی و گفتاری چگونه بودی)


نقل قول: خیال الکی نکنی که مردم از صحبت آروم من خسته میشندواز این حرفای چرت(چون واقعا چرته تا حالا هیشکی بهم نگفته چرا انقدر آروم حرف میزنی) بعدشم این که اول باید بدونی میخوای چی بگی و بعد همون رو و فقط همون رو ! به صورت شیوه بگی.....
اینا خیال الکی نیست ! من تاحالا با شیوه صحبت کردم که طرف داشته خوابش میبرده ، و یکبار هم از یکی از دوستان پرسیدم چطوریه ؟ گفت خیلی آرومه آدم حوصلش سر میره ، یکبار سر کلاس یک متن آرم خودنم استاد گفت یکم با سرعتر و بچه ها دیگه هم تاییدش کردن و...
شما صدا خودت رو ضبط کن ببینم بازم همین نظر رو میدی که چرته ؟

همه اینها درسته و چرا خودمون رو گول بزنیم نه لکنت کنی انقدرها هم بد نیست ، شیوه با سرعت پایین فلان نیست و.... اینا یک مشت دروغ بیش نیست ، فقط با گذشت سن ما با افرادی سرکار داریم که درکشون بیشتر شده و عکس العمل انچنانی نسبت به دوران بچگی نشون نمیدن .

اینجاست که پذیرش نقش پیدا می کنه ، باید پذیرش داشته باشی که گاهی غیر عادی صحبت می کنی و دیگران حق بدترین عکس العمل ها رو بدی نباید انتظار داشته باشی بخاطر تو و احساساتت با زور جلو خودشو بگیره ، شاید یکی نتونه و شاید یکی بیشعور باشه ....

و پذیرش داشته باشی که این ها گذارا ست ک اگه در مسیر جرکت کنی ازین غیر عادی صحبت کردن میگذری

می دانم که هیچ نمیدانم .
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۳۰-۱۳۹۳ ۱۲:۴۶ عصر، توسط faramarzi.)
۱۰-۳۰-۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط saeed_khojastehfar ، محمد.پ ، مهسا ، fahime ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #7
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام
قبل از شروع حرفام میخوام تشکر کنم از دو تا دوستای گل و با معرفتم حمید و محمد که حسابی کمکم میکنن و تشویقم میکنن با پیگیری هاشون و خبرهایی که ازم میگیرن.ممنونم از ازشون یه عاااااااالمه.
ممنون از پاخ علیرضای عزیز ، و با قسمت اخر حرفت موافق بودم ک تمرین مکرر نیازه آما نمیشه گفت فقط همون جملاتی که تمرین کردی رو بگی و فقط و فقط! چون حرف توی حرف میاد و حرفایی رو باید بزنی که اصلا فکرشک نمیکنی.و اینکه شیوه صحبت کردن برای دیگران خسته کنندست اگر اغراق امیز باشه من اینو تجربه کردم از گفته های مادرم و خواهرم و دوستانی که جلوشون با شیوه اغرا آمیز صحبت میکردم .اما اینکه ما افراد دارای لکنت حساسیت های بالایی دارم و ذهن خوانی شدیدی دارین شکی نیست.
۱۰-۳۰-۱۳۹۳ ۰۳:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط saeed_khojastehfar ، محمد.پ ، مهسا ، fahime ، faramarzi ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #8
RE: روزشمار رسیدن به روانی
امروز یه ضد حال خوردم...
رفتم به یه گففتکوی سه نفره با حضور گفتاردرمانم.خیلی خوب شروع کردم ولی تا خواستم یه خاطره هیجانی و یکسری پاسخ بدم در مورد کسی که خیلی ناراحت بودم ازش قفل های زیادی برام بوجود اومد.قفل های کوچیک و یک ثانیه ای و اصلا نشد اونی باشم ک فکر میکردم.بعد از جلسه حتی قفل های خیییییییلی شدید تر شد و اصلا نتونستم خوب صحبت کنم و قفل هام طولانی تر شد.
ولی وقتی سوار اتوبوس شدم و دوستم زنگ زد بهم عالی صحبت کردم.نمیدونم این هیجان چیداره ک اینقد اثر بدمیذاره روی من.
گفتار درمانم میگه هیجان کلا همه چیزو ازت میگیره دیگه حتی یادت میره تمرکزتو حفظ کنی و شیوه که هیچی و کلا فردی شدیدا احسسی و هیجانی هستی.
امروز روز خوبی نبود.نتونستم علی رغم تلاشم روز خوبی برای خودم بسازم
۱۱-۲-۱۳۹۳ ۰۵:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آرزو ، محمد.پ ، faramarzi ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
samira1
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 24
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
سپاس ها 9
سپاس شده 146 بار در 24 ارسال


ارسال: #9
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام . خیلی خوبه که دوستانتون پیگیر درمانتون هستن. چه دوستان خوبی هستند. ای کاش من هم دوستان به این خوبی داشتم. موفق باشید.

انتظار یکی از زیباترین و عمیق ترین جلوه های روح فراری و بی آرام انسان است.63
۱۱-۲-۱۳۹۳ ۰۸:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s ، محمد.پ ، faramarzi ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
faramarzi
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 465
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۱
سپاس ها 1083
سپاس شده 2622 بار در 464 ارسال


ارسال: #10
RE: روزشمار رسیدن به روانی
هیجان زمان داره و سرعت بالا
باید تو هر شرایط بسنجی که آسان ترین کار چیست ؟
قرار ما از آسان به مشکل شروع کنیم و این کلی نیست بلکه تو هر شراط هم باید در نظر بگیری آسان تر کار الان چیه ؟
در
سرعت ؟
فرد ؟ افراد ؟
محیط؟
زمان ؟

و بعد به تدریج سختر کنی .
انشاالله تلاشت روزای بعدی به کمکت میان .

می دانم که هیچ نمیدانم .
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۲-۱۳۹۳ ۰۹:۵۷ عصر، توسط faramarzi.)
۱۱-۲-۱۳۹۳ ۰۹:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد.پ ، ارمیا ، یاسین ، ali.asoodeh ، خلیق
ارمیا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 706
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
سپاس ها 6752
سپاس شده 5264 بار در 738 ارسال


ارسال: #11
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام آقای مهدی...
چه تاپیک مفیدی...
چه دوستان خوبی...آقا محمد و آقا حمید
و مهم تر اینکه ما اعضای انجمن را در تجربیات خودتون سهیم کردید...متشکریم

چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست *** بـی‌ چـراغِ دلِ آگـاه بـه ایـن راه مرو
۱۱-۴-۱۳۹۳ ۰۵:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، faramarzi ، محمد.پ ، Jahani2246 ، ali.asoodeh ، خلیق
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #12
RE: روزشمار رسیدن به روانی
حالم گرفتست.تجربه های خوب و بد پشت سرهم برام اتفاق میفتن.نمیدونم بابد خوشحال باشم یا ناراحت.امیدوار باشم یا ناامید.ادامه بدم یا ندم....و کلی سوال دیگه که غبار غم روشو گرفته و کمی ناامیدی.
گفتاردرمانم خیلی برام وقت و انرژی گذاشت و میذاره ولی من نمیتونم به انرژی اون پاسخ درخوری بدم.اون میگه پیشرفتت خوبه ولی من راضی نیستم از خودم.واقعا خیلی تغییرکردم.بعضی وقتا خودمم باورم نمیشه چطور اینکارارو انجام دادم و هنوزم باورم نمیشه.ولی پیشرفتام برام کمرنگ و منفی هام برام پررنگه.
از برنامه غذاییم شروع کردم به تغییر تاااااااا گفتارم و حتی سرعت حرکاتم.اشپزی یادگرفتم غذاپختم تا تغذیم درست و مفید باشه، دکتر رفتم تا کم خونیمو برطرف کنم، سرعت پیاده روی، رانندگی، صحبت کردن،کارای روزامم و.... کلی کارای دیگه ک همیشه با عجله انجام میدادم و خودکار اینکارها سرعت گفتارمم زیاد میکرد
اما الان برعکسش کردم و تاثیر عجیبی گذاشت روی گفتارم و خیلی ارامش بیشتر و گفتار روانتری رو تجربه کردم.حتی در صورت بروز لکنت راحتتر صحبت میکنم نسبت به قبل.بعداز ۲۴ سال سرکلاس سه بار کنفرانس دادم و بازخوردهای خوبی گرفتم.همه اینها در طول کمتر از ۵ماه اتفاق افتاد ولی اینها راضی کننده برام نبود و نیست چون قابلیت خودم رو بیشتر از اینها میدونم اما هرچی میرم نمیرسم به حد توقعم.
تحمل شکست و بازگشت لکنت و یا دیدن و تحربه کردن موقعیت با لکنت زیاد رو پس از تجربه های روانی زیاد در جامعه ندارم و خیلی ناامیدم میکنه.
لکنت داره خستم میکنه.درگیری ذهنی زیاد انرژی برام نمیذاره....
گفتاردرمانمو خیلی خیلی دوسدارم.اینقد برام زحمت کشید ک شرمندم کرده.بعضی جاها عین یک مادر دلسوز هوامو داشت که مبادا در شروع جلسات گفتارم چیزی ناامیدم کنه یا ضربه بزنه به روحیه ای ک خودش بهم تزریق کرده بود با رفتارش، حرفاش، و پیگیریاش.ازش یه دنیا ممنونم ولی اینروزا واقعا خستم....خسته...
۱۱-۲۵-۱۳۹۳ ۱۲:۰۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط faramarzi ، یاسین ، محمد.پ ، Jahani2246 ، ارمیا ، خلیق
محمد.پ
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 327
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۳
سپاس ها 1778
سپاس شده 1685 بار در 321 ارسال


ارسال: #13
RE: روزشمار رسیدن به روانی
(۱۱-۲۵-۱۳۹۳ ۱۲:۰۷ صبح)mahdi.s نوشته شده توسط:  تحمل شکست و بازگشت لکنت و یا دیدن و تحربه کردن موقعیت با لکنت زیاد رو پس از تجربه های روانی زیاد در جامعه ندارم و خیلی ناامیدم میکنه.
اول اینکه قبل از همه چیز باید بگم که واقعا پیشرفت کردی.اگه بخوای نسبت به سال قبل مقایسه کنی، واقعا فرق کردی.
لکنت یک شبه به وجود نیومده که بخواد یک شبه از بین بره.اگه تمریناتت رو پیوسته انجام بدی، برگشتی اتفاق نمی افته.
دوره ی درمان (در صورت انجام تمرینات) دو سه ساله.به نظر من نصف راه رو اومدی.
به نظر من باید با خودت بگی چقدر راه رو اومدم، نه اینکه مدام توی ذهنت تکرار کنی که "وااااای. هنوز چقدر دیگه راه مونده"
امیدوارم موفق باشی.

توکل + تلاش =رسیدن به هدف
۱۱-۲۵-۱۳۹۳ ۰۷:۳۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط faramarzi ، saeed_khojastehfar ، Jahani2246 ، ارمیا ، خلیق
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #14
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلااااااااااااااااااااااااام
سلام به خودم اول از همه .سلامی به شیرینی احساس موفقیت پس از یک مدت تقریبا طولانی در تمرین های متعدد و سخت و کسب موفقیت های شیرین
و دوم سلام به دوستای گلم حمید ومحمد که مثل همیشه تنهام نمیذارن و امیدوارم نذارن.
یک مدت ننوشتم چون سوالات زیادی ذهنمو درگیر کرده بود در زمینه لکنت ، سوال هایی مثل چرا باید شیوه رعایت کنیم ؟ چرا اینقد تحت تاثیر عوامل بیرونیم ؟ چرا نمیتونم درستو حسابی شیوه رودر جامعه رعایت کنم ؟ چرا هی فراز و فرود دارم و کلی سوال دیگه ، که دو تا دوستام و گفتار درمانم خیلی بهم کمک کردن و البته کتابی که اخیرا شروع کردم به خوندنش و یک جمع بندی و روشن کننده ی خوبی برام بود...(کتابی از فردی درمان شده در زمینه لکنت )
اینقد بهم ریخته بودم که سرزده رفتم پیش گفتاردرمانم و بی مقدمه گفتم حالم بده ! نمیدونم چرا.... منو از جاده خاکی بیارین وسط لاین و مسیر درست، ته این جاده کجاست ؟ چرا نمیرسم ؟ چرا همش دارم به خاکی میزنم تا برم جلو؟؟؟؟؟
و بعد از یک جلسه 1.5 ساعته با فول انرژی اومدم بیرون.
من دو هفته پیش برای اولین بار تونستم با شیوه و روان خودمو معرفی کنم در جلسات گروهی. اینقد برام پررنگ بود این اتفاق که بعد از دو سال تمرین نامتوالی تونستم برای یک بار باور های فکریمو بشکنم و با شیوه جلوی جمع صحبت کنم ، علی رغم اینکه فکر میکردم خیلی اغراق آمیزه ولی بعد از جلسه اینقدر بازخورد مثبت گرفتم که گفتار عادی بوده و بسیار روان که حساااااااااااابی حالمو خوب کرد.
از اون روز باورم رو تغییر دادم که من میخوام با شیوه باشم در جامعه و این کار رو هم کردم و بسسسیار موفق بودم طوریکه دوستانم که بهش ازعان داشتند.
الان جایی نیست که بدون شیوه صحبت کنم و خودمو موذب کنم.
حالا میخوام از تمریناتم بگم و کارایی که کردم طی این چند هفته:
مهمترین هاش تسلط تقریبی به شیوه تنفسی و تغییر بعضی از باور های فکریم بود که خیلی کمکم کرد.وقتی به ادمای اطرافم دقت میکنم میبینم چقدر سرعت گفتارشون پایین تر از منه ، چقدر مکث دارن توی گفتارشون و چقدر راحت صحبت میکنن حتی وقتی دیگران با عجله باهاشون صحبت میکنن.پس چرا من نتونم؟؟؟؟
استارتش رو زدم، اول از زنگ زدن به آگهی های روزنامه و تورهای مسافرتی ک بسییییییییییییار سرعت گفتارشون بالا بود و من بخوبی تونستم کنترل کنم سرعتمو گرچه بعضی جاها گیر داشتم و سرعتم میرفت بالا.مکالماتمو ضبط کردمو برای گفتار درمانم فرستادم.و ایشون هم بسیااااا بازخورد مثبتی بهم دادن و از اون برای دیگر مراجعینش استفاده کردن.
دوم : زنگ میزدم به دوستانم و با شیوه صحبت میکردم.خیلی احساس ارامش بخشی بود برام که چقدر صحبت کردن با ارامش شیرینه ، چقدر با تامنینه صحبت کردن لذت بخشه و دلیلی برای با عجله و سرعت صحبت کردنم رو پیدا کردم و اون چیزی جز قضاوت و ذهن خوانی دیگران نبود.اینهارو حذف کردم.
سوم تمرین در خونه : توی خونه با اعضای خانودم تمرین کردم ، کسانی که باهاشون سختترین و عذاب آور ترین لکنت ها رو داشتم.و نتایجش رو هم دیدم.هفته قبل که به پدرم زنگ زدم و فقط در دوکلمه کمی گیر کوچیک داشتم ، در صورتیکه سالهاست با پدرم پای تلفن بیشتر از دو کلمه رو نیتونستم روان ادا کنم. این یک موفقیت بزرگ بود برای من و بسیار روحیه بخش.
واقعا قدرت فکر و تفکر سالم و منطقی بیش از اونه که فکرشو بکنین
من بهش ایمان اوردم
امتحانش کنین تا قدرتشو ببینین.
فکر کنم خیلی حرفیدم
تا درودی دیگر بدرود....
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۵-۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ عصر، توسط mahdi.s.)
۱۲-۵-۱۳۹۳ ۱۱:۴۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد.پ ، faramarzi ، ارمیا ، خلیق
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #15
RE: روزشمار رسیدن به روانی
امروز 2 ساعت
تمرین جلوی خانواده و دوستم و انفرادی
۱-۱۸-۱۳۹۴ ۰۵:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kooheboland ، faramarzi ، محمد.پ
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #16
RE: روزشمار رسیدن به روانی
یک ساعت جلسه دونفره
نیم ساعت تمرین اغراق امیز
۱-۱۸-۱۳۹۴ ۱۰:۲۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد.پ
محمد.پ
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 327
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۳
سپاس ها 1778
سپاس شده 1685 بار در 321 ارسال


ارسال: #17
RE: روزشمار رسیدن به روانی
امیدوارم روز به روز پیشرفت کنی.
با همین قدرت ادامه بده039039039

توکل + تلاش =رسیدن به هدف
۱-۱۸-۱۳۹۴ ۱۰:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s
alireza_25
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 168
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۳
سپاس ها 681
سپاس شده 856 بار در 163 ارسال


ارسال: #18
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام من تازه با این تاپیک اشنا شدم و عجب تاپیک خوبی ایجاد کردید. کاش منم مث شما این کار رو بکنم. البته منم اکثر روزها حداقل نیم ساعت تمرین رو دارم و از اول امسال هم خیلی برای کنترل لکنت تمرین کردم و می کنم...
۱-۱۸-۱۳۹۴ ۱۱:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s
پرند
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 998
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
سپاس ها 1709
سپاس شده 3743 بار در 924 ارسال


ارسال: #19
RE: روزشمار رسیدن به روانی
سلام

آقا مهدی تاپیکتونو خوندم. تمرین کردن واقعا حوصله میخواد: بهتون تبریک میگم بابت این همه انرژی این همه انگیزه؛حتما نتیجه ی خوبی میگیرید؛

فقط یه سوال آشپزی یاد گرفتن و آشپزی کردنتون چه ربطی به درمان لکنت داره؟؟

[تصویر:  eshgh55.gif]
۱-۱۹-۱۳۹۴ ۰۱:۳۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdi.s
mahdi.s
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 72
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۱
سپاس ها 32
سپاس شده 414 بار در 71 ارسال


ارسال: #20
RE: روزشمار رسیدن به روانی
مرسی محمد جان
دوست همیشگی و خوبم

(۱-۱۸-۱۳۹۴ ۱۱:۵۳ عصر)alireza_25 نوشته شده توسط:  سلام من تازه با این تاپیک اشنا شدم و عجب تاپیک خوبی ایجاد کردید. کاش منم مث شما این کار رو بکنم. البته منم اکثر روزها حداقل نیم ساعت تمرین رو دارم و از اول امسال هم خیلی برای کنترل لکنت تمرین کردم و می کنم...

سلام اقا علیرضا
من صداتو توی جلسات اسکایپ شنیدم.من همون مهدی هستم ک از مشهد بود.
هیچ چیز جای تمرین رو نمیگیره فقط باید پشتکار وانگیزه خوبی داشته باشی برای ادامه ک واقعا سخته

(۱-۱۹-۱۳۹۴ ۰۱:۳۲ صبح)پرند نوشته شده توسط:  فقط یه سوال آشپزی یاد گرفتن و آشپزی کردنتون چه ربطی به درمان لکنت داره؟؟

سلام .ممنونم.لطف دارین.
درمان لکنت یک درمان همه انبه ست و نمیشه فقط با تمرین گفتار حلش کرد.من کم خونی شدید دارم و بی اشتهایی شدید.از ازمایش خون بگیر تا غذا پختن.خودم شروع کردم به درمان خودم و درست کردنه تغذیم.ازون موقع تا الان که 3 ماه میشه بی حوصلگیام خیلی کم شده و اشتهام واقعا زیاد شده.غذا ک بخورم انرطی دارم و تمرینامم انجام میدم.
موفق باشین
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۱۹-۱۳۹۴ ۰۴:۴۲ عصر، توسط mahdi.s.)
۱-۱۹-۱۳۹۴ ۰۴:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sadeh
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان