چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
گفتار روان برای چه؟!
نویسنده پیام
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #21
RE: گفتار روان برای چه؟!
برای گروهی از دوستانم، مطالبی را در زمینه ی گراف توضیح میدادم.
جالب بود، وقتی که حرف های معمولی را میگفتم، ذهنم خلوت بود و تمرکزم روی گفتار و اندام های گفتاری ام بود، آگاهانه حرف می زدم و خیلی راحت از لکنت هایم عبور می کردم، ولی وقتی به مطالب ریاضی رسیدم، ذهنم درگیر مطلب و جملاتی شد که قرار بود بگویم، بدون توجه حرف می زدم و گفتارم اتوماتیک شد، در نتیجه لکنت هایی بروز پیدا میکرد که پرفشارتر و سخت تر بود. این اصرار ذهن برای بازگشت به عادات و استفاده از الگوها و مسیرهای قبلی اش جالب است! بعد از این تجربه، داشتم به این فکر میکردم که لکنت شاید بیشتر یک عادت است.
که البته با زیر نظر گرفتن این عادت و الگوهای آن ( همان کاری که در صحبت کردن آگاهانه انجام می دهیم) می توان آن ها را تغییر داد.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۶-۴-۱۳۹۵ ۰۹:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، fahime ، mehrdad.n ، ali.asoodeh ، ابوذر ابراهیمی ، lord ، لبخند ، Kia.na
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #22
RE: گفتار روان برای چه؟!
زمانی یکی از سخت ترین تمرین هایم، صحبت کردن با تلفن روبروی آینه بود، آنچه که این تمرین را برایم دشوار میکرد دیدن مهسا در حال لکنت کردن بود. دیدن چهره ام در لحظه های وقوع لکنت و قفل.
خیلی جالب بود که من سالیان سال با قفل های سخت و پرفشار صحبت کرده بودم ولی وقتی خودم را در آینه در حال لکنت کردن میدیدم، انگار اولین بار بود که مهسا را در چنین وضعیتی مشاهده میکردم.
دلیلش شاید این بود که در تمام آن سال ها، ذهنم را با حرف ها و فکرهایی مشغول نگه می داشتم تا واقعیت لکنتم را نبینم. مثلا مدام به این موضوع فکر می کردم که روزی به گفتار کاملا روان میرسم و با فکر کردن به آینده ، واقعیات موجود کنونی را نمی دیدم. در واقع از هر روشی استفاده میکردم تا لکنت مهسا را نبینم و از دیدن آن فرار کنم. برایم پذیرش چنین وضعیتی غیرممکن بود.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۶-۶-۱۳۹۵ ۰۱:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط fahime ، behnam.mohamadzadeh ، mehrdad.n ، ali.asoodeh ، ابوذر ابراهیمی ، lord ، لبخند ، Kia.na
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #23
RE: گفتار روان برای چه؟!
شاید شبیه شعار باشد، ولی مدتی است از اینکه یک فرد دارای لکنت هستم، ناراحت نیستم.
چون لکنت و دردهای ذهنی ناشی از آن، باعث شد که بیشتر متوجه دنیای درونم باشم!!!

دقت کرده اید که وقتی یکی از دوستان مان که دارای لکنت است ، در مقابل مان حرف میزند و دچار لکنت می شود، در ذهن ما چه میگذرد؟

شاید دیدن چهره ی آن شخص در لحظه ی بروز لکنت، ما را یاد رنج های خودمان در هنگام لکنت کردن بیندازد و کمی آزرده شویم. ولی در نهایت این افکار به زودی تمام می شود ، واقعیت لکنت او را میبینیم و شاید بعدا راهکارهایی را هم به او پیشنهاد بدهیم برای روان تر صحبت کردن.

ولی وقتی خودمان لکنت میکنیم-با اینکه اتفاق مشابهی می افتد- وضعیت کمی متفاوت می شود. حتی تا مدت ها بعد از لحظه ی بروز لکنت ، ذهن مان هنوز درگیر افکاری مرتبط با آن است. نه افکاری از جنس اینکه راهکار مناسب برای این چنین موقعیت هایی چیست؟. افکاری مانند اینکه : چقدر من بدبختم ؟! چرا من!؟ بقیه چه فکری میکنند؟! و..

شاید علت این تفاوت عملکرد ذهن در دو اتفاق مشابه ،آن باشد که " خود" را با لکنت قبول نکرده ایم و هنوز انتظار داریم که خودمان بدون لکنت و کاملا روان حرف بزنیم، ولی از آن دوست مان چنین انتظاری نداریم و میدانیم که گاهی لکنت می کند.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۷-۱۳۹۵ ۰۱:۱۳ صبح، توسط m_kuhestani.)
۶-۷-۱۳۹۵ ۱۲:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، fahime ، mehrdad.n ، ali.asoodeh ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند ، Kia.na
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #24
RE: گفتار روان برای چه؟!
منيت <چیزی نیست مگر انبوه یا مجموعه ای از ادراک های مختلف، که با سرعت باور نکردنی یکی پس از دیگری می آیند و پیوسته در تغییر و در حرکت اند>. ذهن <صحنه ی تئاتر است و ادراک های متعدد پیوسته بر آن خودنمایی میکنند ، می روند ، باز میگردند، ناپدید می شوند و در انبوهی حالات و مواضع گوناگون درهم می آمیزند >.

" دنیای سوفی"

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۶-۱۳-۱۳۹۵ ۰۱:۱۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mehrdad.n ، ali.asoodeh ، ابوذر ابراهیمی ، fahime ، لبخند ، Kia.na ، تبسم 68
ابوذر ابراهیمی
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 192
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۴
سپاس ها 269
سپاس شده 553 بار در 180 ارسال


ارسال: #25
RE: گفتار روان برای چه؟!
(۶-۷-۱۳۹۵ ۱۲:۴۷ صبح)m_kuhestani نوشته شده توسط:  شاید شبیه شعار باشد، ولی مدتی است از اینکه یک فرد دارای لکنت هستم، ناراحت نیستم.
چون لکنت و دردهای ذهنی ناشی از آن، باعث شد که بیشتر متوجه دنیای درونم باشم!!!

دقت کرده اید که وقتی یکی از دوستان مان که دارای لکنت است ، در مقابل مان حرف میزند و دچار لکنت می شود، در ذهن ما چه میگذرد؟

شاید دیدن چهره ی آن شخص در لحظه ی بروز لکنت، ما را یاد رنج های خودمان در هنگام لکنت کردن بیندازد و کمی آزرده شویم. ولی در نهایت این افکار به زودی تمام می شود ، واقعیت لکنت او را میبینیم و شاید بعدا راهکارهایی را هم به او پیشنهاد بدهیم برای روان تر صحبت کردن.

ولی وقتی خودمان لکنت میکنیم-با اینکه اتفاق مشابهی می افتد- وضعیت کمی متفاوت می شود. حتی تا مدت ها بعد از لحظه ی بروز لکنت ، ذهن مان هنوز درگیر افکاری مرتبط با آن است. نه افکاری از جنس اینکه راهکار مناسب برای این چنین موقعیت هایی چیست؟. افکاری مانند اینکه : چقدر من بدبختم ؟! چرا من!؟ بقیه چه فکری میکنند؟! و..

شاید علت این تفاوت عملکرد ذهن در دو اتفاق مشابه ،آن باشد که " خود" را با لکنت قبول نکرده ایم و هنوز انتظار داریم که خودمان بدون لکنت و کاملا روان حرف بزنیم، ولی از آن دوست مان چنین انتظاری نداریم و میدانیم که گاهی لکنت می کند.


Excellent

I feel blue
۶-۱۴-۱۳۹۵ ۰۲:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، fahime ، لبخند ، Kia.na ، تبسم 68
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #26
RE: گفتار روان برای چه؟!
از دید بودا زندگی رشته ای از فعل و انفعالات مادی و معنوی است که مردم را مدام در حال تغییر و دگرگونی قرار می دهد. مرد بالغ همان کودک نیست، و من امروز همان آدمی نیستم که دیروز بودم.

"دنیای سوفی"

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۶-۱۵-۱۳۹۵ ۰۷:۴۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط lord ، behnam.mohamadzadeh ، fahime ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند ، mehrdad.n ، تبسم 68
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #27
RE: گفتار روان برای چه؟!
همیشه فکر میکردم که من در مسیر زندگی ام، بخاطر داشتن لکنت ، با موانع و چالش های زیادی روبرو می شوم که موجب رنج و آزارم می شود، فقط خودم و سختی های زندگی خودم را می دیدم، همیشه از پشت عینک "خود"، به جهان و انسان ها نگاه می کردم. همیشه در حال مقایسه ی خود با دیگران و محاسبه ی نداشته هایم بودم که بزرگترین شان "گفتار روان" بود. حال آنکه سایر انسان ها هم در زندگی شان ، دچار فراز و نشیب های زیادی می شوند ، اما هرکدام به شکلی کاملا متفاوت از دیگری.
حقیقت این است که هر فردی، شرایط و واقعیت هایی دارد که باید آن ها را بپذیرد و مطابق با آن ها در مسیر زندگی اش گام بردارد.
ولی متاسفانه ما به جای پذیرفتن یک مساله و یا تلاش برای حل یا بهبود آن ، یاد گرفته ایم که مدام با قیاس خود با دیگران، مساله را پیچیده تر و بغرنج تر کنیم.
و همه ی این رفتارها، شاید از "خود محور" بودن ما نشات میگیرد. از اینکه خود را تافته ی جدا بافته ای میدانیم که نباید هرگز دچار هیچ مشکلی شود و همیشه باید در بهترین شرایط زندگی اش را سپری کند.
حال آنکه زندگی مجموعه ای از همین سختی ها و آسانی هاست، مجموعه ی همین تلخی ها و شیرینی ها. ولی اغلب به جای آنکه با واقعیات ، زندگی کنیم، با تصاویری ایده آل که ساخته و پرداخته ی ذهن مان است، خود را مشغول نگه می داریم.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۶-۲۶-۱۳۹۵ ۰۷:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، لبخند ، mehrdad.n ، behnam.mohamadzadeh ، Amir.hm ، Kia.na ، درمانگر ، تبسم 68 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #28
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام
امروز در کلاس بحثی پیش آمد که من در ادامه ی بحث ، اظهار نظر کرده و در مورد لکنت و گفتار درمانی صحبت کردم.
خیلی جالب هست که حتی اقشار تحصیل کرده ی جامعه هم در این مورد اطلاعی ندارند. مثلا میگفتند بیماری لکنت یا فکر میکردند برای
درمانش باید به پزشک مراجعه کرد و...
و من گفتم لکنت یه اختلال گفتاری است و برای درمان هم باید به گفتاردرمانگر مراجعه نمود و بعد در مورد لکنت خودم و...
اخیرا صحبت کردن در مورد لکنت حتی در جمع های ناآشنا هم برایم راحت تر شده و از هر فرصتی برای آگاه کردن جامعه استفاده میکنم و
نگران قضاوت های بقیه هم نیستم.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۷-۲۴-۱۳۹۵ ۰۳:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Amir.hm ، mehrdad.n ، Kia.na ، لبخند ، درمانگر ، تبسم 68 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #29
RE: گفتار روان برای چه؟!
چقدر امشب دلم گرفته بود.
اکثر ما فقط متوقع هستیم و انتظار داریم جامعه گل و بلبل باشد. ولی خودمان حتی حاضر نیستیم ، کوچک ترین کار ممکن را که هیچ زحتمی هم ندارد، انجام دهیم. جای بسی تاسف داره!!!

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۷-۲۸-۱۳۹۵ ۰۱:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط DAVOOD ، mehrdad.n ، Amir.hm ، Kia.na ، لبخند ، تبسم 68 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #30
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام
امروز سرکلاس بودم و خیلی راحت هر سوالی که به ذهنم میرسید از استاد می پرسیدم. در لحظات قبل از پرسیدن سوال، حین پرسیدن سوال و بعد از آن ، همه ی توجه م به سوال و پاسخ استاد بود و اصلا متوجه قفل هایی که پیش می آمد و ثانیه هایی که مکث میکردم، نبودم.
بعد از کلاس داشتم به این فکر می کردم که در گذشته نه تنها اگر سوالی برایم پیش می آمد، نمی پرسیدم، بلکه از ابتدای کلاس تا انتها، با نگرانی سپری می شد که مبادا مجبور شوم در کلاس حرفی بزنم
و همه ی این نگرانی ها، ریشه در ترس داشت، ترس از اینکه دیگران متوحه لکنتم شوند، ترس از اینکه وقتی لکنت میکنم، دیگران در مورد من چه قضاوتی می کنند ، ترس از نگاه ها و واکنش های دیگران و...
اما امروز هیچ کدام از این ترس ها در ذهنم نبود، نه تنها نگران واکنش های بقیه نبودم ، بلکه در لحظات بروز لکنت نیز ارتباط چشمی داشتم و واکنش های مخاطب را می دیدم. واکنش هایی که با آنچه که من قبلا فکر میکردم کاملا متفاوت بود ، متوجه می شدم همه ی فکرهایی که قبلا در ذهنم می آمده است، چقدر بیهوده بوده و لکنت من در نظر دیگران، به آن اندازه که در ذهن خودم بزرگ بوده ، نیست.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۸-۲۸-۱۳۹۵ ۰۱:۰۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Kia.na ، لبخند ، behnam.mohamadzadeh ، دانشجو ، درمانگر ، sina m ، تبسم 68 ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #31
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام.
وقتی آدم مریض میشه و بدنش ضعیف میشه، انگار از نظر روانی هم دچار ضعف میشه، یعنی زودرنج و حساس میشه یا انگار ذهن دنبال بهانه می گرده برای اینکه ناراحت باشه و...
منم امشب همینطور بودم. واسه همین دوست داشتم بنویسم. نوشتن رو خیلی دوست دارم. من این ترم یه ارائه دارم ، قراره پروژه ای رو ارائه بدم که خیلی براش زحمت کشیدم، سوال و طرح اولیه ش هم خیلی خوب و کاربردی بوده و...
اما دلایلی وجود داره که این کار رو برام سخت میکنه.من تا حالا توی دوران تحصیلیم حتی یک ارائه ی خوب هم نداشتم،( خوب از این نظر که بعدش رضایت درونی داشته باشم). روز دفاع پایان نامه ی ارشدم هم اگرچه ظاهرا خوب بود، ولی برام غم انگیز بود و هیچوقت اون غم رو بروز ندادم. دلیل دیگه ای که سختش میکنه، موضوع پروژه م هست. موضوعیه که صحبت کردن در موردش به مدت طولانی ، اون هم در جمع برام سخته.
با اینکه الان از نظر گفتاری خیلی بهترم و از نظر ذهنی هم نسبت به گذشته بیشتر با لکنتم کنار اومدم، ولی خاطرات تجربیات تلخی که در حافظه م هست، دست از سرم برنمیداره.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۹-۲-۱۳۹۵ ۰۲:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sina m ، تبسم 68 ، لبخند ، fahime
behnam.mohamadzadeh
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,320
تاریخ عضویت: خرد ۱۳۹۴
سپاس ها 2390
سپاس شده 3921 بار در 1142 ارسال


ارسال: #32
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام
ارائه های دانشگاهی آن هم در مقاطع ارشد و دکتری برای اکثر افراد سخته و همراه با استرس که تا اندازه ای هم طبیعی هستش
نگران این هستند که نکنه یه وقت اون روز به لحاظ روحی در شرایط خوبی نباشند، نتونند خوب صحبت کنند و ....
برای ما افراد دارای لکنت، نگرانی لکنت کردن هم اضافه میشه ولی اگر بهش مثبت نگاه کنیم می تونه کمک کننده باشه و باعث باشه شمرده تر صحبت کنیم و در نتیجه با آرامش و تسلط بیشتری دفاع مون را انجام بدیم
قطعا از ارائه های گذشته تجربیات خوبی کسب کردید و می دونید چطور باید صحبت کنید
باید بیشتر تمرین کنید در جمع هایی که راحت هستید
درسته تجربیات نا موفق گذشته در ذهن مون هستش ولی باید سعی کنیم تا جایی که مقدوره بهشون فکر نکنیم و افکار منفی را کنترل کنیم، کنترل ذهن در موقعیت های گفتاری خیلی حائز اهمیت هستش
انشالله که بتونید ارائه خوبی را داشته باشید
۹-۴-۱۳۹۵ ۰۹:۲۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، لبخند ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #33
RE: گفتار روان برای چه؟!
(۹-۴-۱۳۹۵ ۰۹:۲۸ عصر)behnam.mohamadzadeh نوشته شده توسط:  سلام
ارائه های دانشگاهی آن هم در مقاطع ارشد و دکتری برای اکثر افراد سخته و همراه با استرس که تا اندازه ای هم طبیعی هستش
نگران این هستند که نکنه یه وقت اون روز به لحاظ روحی در شرایط خوبی نباشند، نتونند خوب صحبت کنند و ....
برای ما افراد دارای لکنت، نگرانی لکنت کردن هم اضافه میشه ولی اگر بهش مثبت نگاه کنیم می تونه کمک کننده باشه و باعث باشه شمرده تر صحبت کنیم و در نتیجه با آرامش و تسلط بیشتری دفاع مون را انجام بدیم
قطعا از ارائه های گذشته تجربیات خوبی کسب کردید و می دونید چطور باید صحبت کنید
باید بیشتر تمرین کنید در جمع هایی که راحت هستید
درسته تجربیات نا موفق گذشته در ذهن مون هستش ولی باید سعی کنیم تا جایی که مقدوره بهشون فکر نکنیم و افکار منفی را کنترل کنیم، کنترل ذهن در موقعیت های گفتاری خیلی حائز اهمیت هستش
انشالله که بتونید ارائه خوبی را داشته باشید
سلام آقای محمدزاده.
خیلی ممنونم بابت راهنمایی تون.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۹-۵-۱۳۹۵ ۰۱:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #34
RE: گفتار روان برای چه؟!
گاهی به هر دلیلی یاد درمان ها و درمانگرهای مختلفی که زمانی درمانجوی اون ها بودم، می افتم و غمگین و دلتنگ میشم. هفته ی پیش هم اتفاقاتی افتاد که به همه ی اون سال ها سفر کردم. به انجام تمرین هایی که اغلب خیلی سخت و دشوار بود، به بازخوردها و واکنش های بقیه، به درمانگرهایی که در هر دوره ای میخواستند به من کمک کنند و با من همراه می شدند، به شرایطی که داشتم و تلاش هایی که برای درمانم کردم ،به احساساتی که اون موقع داشتم و احساسی که الان نسبت به اون سال ها دارم، به اینکه معیار و مقیاس درمان چی هست، صرفا گفتار روان، به شدت لکنت الانم و ...
شاید بعد از مدت های زیاد، دوباره لکنت برام پررنگ شد و بهش نگاه کردم.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۱۱-۱۳۹۵ ۰۱:۳۷ صبح، توسط m_kuhestani.)
۹-۸-۱۳۹۵ ۱۱:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، fahime ، ابوذر ابراهیمی
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 960
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6839
سپاس شده 10301 بار در 968 ارسال


ارسال: #35
RE: گفتار روان برای چه؟!
نگاه کردن دوباره بهش، ولی نگاهی متفاوت با اون سالها.
اون سالها نگاهی توام با ترس بود. ترس از خودش و ترس از اینکه بقیه نگاهش کنن و ببیننش.
ولی الان توام با حس غم و دلسوزی زیاد بود؟!!

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۱۱-۱۳۹۵ ۰۳:۲۳ عصر، توسط m_kuhestani.)
۹-۱۱-۱۳۹۵ ۰۱:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، fahime ، ابوذر ابراهیمی
Mohammad sh
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۵
سپاس ها 0
سپاس شده 1 بار در 1 ارسال


ارسال: #36
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام دوستان عزیز ، من حدود دوم راهنمایی بود که فهمیدم نوک زبانی حرف میزنم البته قبلش خودم حس میکردم ولی دیگه از دوم راهنمایی به بعد تا الان که بیست و یک سالمه بیشتر شده البته با تمرینای زیادی که توی خونه کردم یه مقدار بهتر شده ، ولی واقعا با این جو جامعه ی ما این مسئله خیلی آزار دهندس ، لطفا خواهشا اگر میتونید منو راهنمایی کنید ! دیگه کلافه شدم
۹-۱۲-۱۳۹۵ ۰۳:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط fahime
ابوذر ابراهیمی
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 192
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۴
سپاس ها 269
سپاس شده 553 بار در 180 ارسال


ارسال: #37
RE: گفتار روان برای چه؟!
درود به دوستای خوبم ... خصوصاً اونهایی که دنبال گفتار روان هستن!!!

امروز می خوام در مورد یکی دیگه از ابزارهای موفقیت در درمان لکنت باهاتون صحبت کنم که البته نظر شخصیست.

"پذیرش"
ظاهر کلمه غلط اندازه و همه فکر می کنیم که این چه کاریه ما که پذیرفتیم که لکنت داریم اما باطن کلمه به چیز دیگه ای اشاره داره ( به نظرم به حرکت به سمت گفتار روان اشاره داره )

در اکثر دوستای دارای لکنت که از قبل می شناسم درک واضحی از این کلمه نداشتن. نظر شما در این مورد چی می تونه باشه؟

پذیرش یه امر پیش پا افتاده نیست بلکه رکن اصلی درمان لکنته ، که می تونم بگم ستون فقرات درمان به حساب میاد.
وقتی درمانگر از شما می خواد شیوه ای رو که بهتون آموزش داده رو از محیط خونه به جو دوستان و آشنایان و برو بچ فامیل انتقالش بده، اینجاس که پذیرش خودشو نشون میده و اینجاس که متوجه درک و شناخت فرد از کلمه پذیرش میشیم.

بنابراین من فرد دارای لکنت هستم و به همه هم گفتم که لکنت دارم و همه هم می دونن ، منحصراً پذیرش به حساب نمیاد.
بلکه اجرای شیوه های گفتار درمانی و جایگزین کردن این شیوه در زمانهایی که گفتار درمان برای شما در نظر می گیره و نحوه برخورد شما با این موضوع نشان از پذیرشه.

فکر می کنم مفهوم پذیرش به اجرای شیوه در شرایط مختلف ارتباط مستقیمی داشته باشه چرا که هر اندازه که فرد پذیرفته باشه که لکنت داره ، بهتر با اجرای شیوه کنار میاد و می تونه با هر سختی که باشه ، شیوه جدید رو به نحو احسنت جایگزین شیوه تُپُق زدن کنه.

بله دوستان ، پذیرش به زبان آوردن و خود فریبی اینکه همه از لکنت من آگاه هستن و خودم هم دیگه از اینکه لکنت می کنم دلخور نیستم ، نیست ... بلکه یه هدف از زیر مجموعه اهداف دستیابی به گفتار پایدار به حساب میاد که در روند درمان دست یافتنی خواهد بود.

بپذیریم که سالها با لکنت زندگی کرده ایم و این موضوع بر هیچ کس از اطرافیان در ارتباط با ما پوشیده نیست ... پس باید تغییری در گفتارمان ایجاد کنیم.
بپذیریم که درمان یعنی تغییر و تحمل رنج تغییر و تلاش برای دست یابی به گفتار روان نه رویا شدن این موضوع!

این نظر شخصیم بود ... امیدوارم اشتباهی در این مورد نباشه.

موفق باشید.

I feel blue
۱۰-۲۵-۱۳۹۵ ۰۴:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان