برگزار شد چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
گفتار روان برای چه؟!
نویسنده پیام
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #1
گفتار روان برای چه؟!
من سال های درازی از زندگی ام را با این فکر سپری کرده ام که اگر لکنت نداشتم چه کارها که نمی کردم، اگر لکنت نداشتم، زندگی ام سراسر گل و بلبل می شد و اوضاع بر وفق مراد بود و ایام به کام...
اکنون این فکر به ذهنم آمده است که: گفتار روان برای چه؟!!
بله! این فکر هم مثل همان فکرهای قبلی شاید ساخته و پرداخته ی ذهنم هست و ممکن است درست نباشد، ولی قدری قابل تامل است. برای چه مشتاق رسیدن به گفتار روان بوده ام آیا اصلا این چنین رسیدنی وجود دارد؟
آیا من واقعا گفتار روان را صرفا برای رها شدن از این قفل ها و انقباض های پرفشار و پی در پی می خواهم یا...
من هم مثل همه ی شما ، سالیان متمادی اسپاسم ها و درد های لکنت را چشیده ام، نگاههای پر از تعجب بقیه را دیده ام و گاهی هم مسخره شده ام، من هم دوست داشته ام با پدر و مادر و خانواده ام صحبت کنم اما هر بار، در همان ابتدای سخن، لکنت، شیرینی گفتار را آن قدر به کامم تلخ می کرد که به چند کلمه ی خشک و خالی بسنده می کردم.
الان وقتی به خودم دقت می کنم ، می بینم اولین قفل مساوی است با قطع صدا، فشار و درد در ناحیه ی حنجره و دیگر اندام های گفتاری ، چند ثانیه بعد، رها شدن قفل و پدیدار شدن صدا و ادامه ی گفتار.
اما اتفاق دیگری هم چنان در جریان است، چرا من هنوز تحت فشار هستم؟ چرا ذهن من در لحظه ی رهایی از قفل، رها نمی شود و همانطور اسیر سیر افکاری است که درونش شکل گرفته ؟
بله، اولین قفل برابر است با محبوس شدن ذهن من در افکار تولید شده ی خودش، بعد از اتمام درد واقعی ای که لکنت برایم می آفریند، ذهن خودم برایم بی وقفه تولید درد و رنج می کند.
افکار و حرف های آزار دهنده ای از جنس: چرا لکنت کردم؟ آیا در آن لحظه ترحم برانگیز به نظر می رسیدم؟
دیگران در مورد من چه قضاوتی می کنند؟و...
اینها افکاری است که هر فرد دارای لکنتی یقینا تجربه کرده است. حال دوباره از خودم سوال می کنم که آیا من فقط برای رها شدن از دردهای جسمی لکنت، گفتار روان می خواهم؟ یا برای متوقف کردن این افکار آزار دهنده ؟! گفتار روان برای چه ؟ فشار جسمی لکنت بیشتر آزارم می دهد یا فشار حرفهای ذهنم؟!
آیا ساکت شدن ذهنم منوط به رسیدن به گفتار روان است ؟ پس چرا افراد دیگر علی رغم داشتن گفتاری روان، در تب و تاب و بی قراری اند؟
موضوع این است که اگر لکنت هم نبود، ذهن مان شاید حرفهای دیگری برای ناآرام کردن ما پیدا می کرد.
امیدورام دچار برداشت اشتباه نشوید. من اصلا مخالف تلاش کردن برای درمان لکنت نیستم.
ولی حرف بنده این است که می توان گفتاری همراه با لکنت اما با ذهنی آرام تر را تجربه کرد.
و برعکس افرادی را هم دیده ام که علی رغم داشتن ناروانی های بسیار اندک، ذهنی پر از نگرانی و ترس دارند، ترس از لکنت کردن و...
مدتی است که " خواستن " و " آرزوی" روان شدن ندارم. در غیاب افکار آزار دهنده، بدون خجالت، با لکنت حرف میزنم.
گویا مهسا را با لکنت پذیرفته ام. اگرچه اطرافیانم هنوز چنین پذیرشی ندارند.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۴-۲۸-۱۳۹۵ ۰۸:۴۹ صبح، توسط m_kuhestani.)
۴-۲۶-۱۳۹۵ ۱۲:۳۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، behnam.mohamadzadeh ، رنگین کمون ، LAILA556 ، DAVOOD ، molaei ، محمد حسین ، تبسم 68 ، fahime ، سعیدـ112 ، aramesh ، nasibeh ، sevenskylove ، لبخند ، Kia.na
eslamise
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 22
تاریخ عضویت: خرد ۱۳۹۵
سپاس ها 0
سپاس شده 66 بار در 21 ارسال


ارسال: #2
RE: گفتار روان برای چه؟!
خیلی جالب بود...دقیقا منم درگیر افکار ازاردهنده بعد لکنت هستم و ازبین بردن این افکار خیلی مهمتر ازرسیدن به گفتار روانه...
۴-۲۶-۱۳۹۵ ۰۹:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط DAVOOD ، m_kuhestani ، محمد حسین ، تبسم 68 ، fahime ، سعیدـ112 ، رنگین کمون ، nasibeh ، sevenskylove ، لبخند
ابوذر ابراهیمی
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 193
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۴
سپاس ها 269
سپاس شده 549 بار در 180 ارسال


ارسال: #3
RE: گفتار روان برای چه؟!
-----------------------------
ببخشید خیلی حرف زدم

I feel blue
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۱۸-۱۳۹۵ ۰۲:۰۷ عصر، توسط ابوذر ابراهیمی.)
۴-۲۷-۱۳۹۵ ۱۲:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط molaei ، m_kuhestani ، محمد حسین ، تبسم 68 ، fahime ، سعیدـ112 ، رنگین کمون ، behnam.mohamadzadeh ، aramesh ، nasibeh ، sevenskylove ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #4
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلامeslamis
اگر به ذهن تان دقت کنید ، این افکار را مشاهده می کنید. حتی میتوانید وقتی که ذهن تان خیلی شلوغ هست، افکار و حرفهای ذهن تان را روی کاغذ بنویسید. این کار خیلی مفید هست، چون وقتی شروع به نوشتن می کنید، می بینید که فقط چندتا فکر هستند، اما مدام در ذهن تکرار می شوند و ذهن را شلوغ و آشفته می کنند. آگاهی به همین موضوع، خودش خیلی کمک کننده ست.
سلام آقای ابراهیمی
خیلی هم خوووب. ان شاء الله به گفتار روان برسید چون به گفته ی خودتان مستحقش هستید. تلاش تان مستدام.
اما من به تجربه دریافته ام که تعریف "درمان" لکنت، برای هر فرد متفاوت هست و حرف آن استاد که لکنت 100% درمان می شود اگر به معنای 100%روان شدن است، خیلی دقیق نیست. چون درمان به شدت و نوع لکنت اولیه ی خود فرد بستگی دارد و البته به خیلی فاکتورهای دیگر...
اما در هر صورت "پذیرش لکنت" به معنای "توقف" نیست. پذیرش یعنی اینکه من روانا بپذیرم که گاهی لکنت می کنم و در صورت بروز لکنت، خودم را ملامت نکنم و آشفته و شرمنده نشوم. یعنی اینکه با وجود لکنت هم می توانم رضایت درونی داشته باشم ،زندگی ام را موکول به آینده و روزی که به روانی کامل می رسم، نکنم. شاید بارها به زبان بیاوریم که ما، افرادی " دارای لکنت " هستیم ولی هنوز درونا لکنت را نپذیرفته باشیم.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۴-۲۷-۱۳۹۵ ۱۰:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، تبسم 68 ، fahime ، سعیدـ112 ، رنگین کمون ، behnam.mohamadzadeh ، aramesh ، nasibeh ، sevenskylove ، لبخند
تبسم 68
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 230
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۲
سپاس ها 2440
سپاس شده 2054 بار در 260 ارسال


ارسال: #5
RE: گفتار روان برای چه؟!
دقیقا همون طور که گفتی مهسا جان .
تاثیر فشار ذهنی لکنت خیلی بیشتر از صرفا خود لکنت کردنه ..و صرفا با پذیرش لکنت این فشار ذهنی کم و کمتر میشه .
شاید خیلی از ما افراد دارای لکنت تسلط بر شیوه های گفتاری و صرفا راه لکنت نکردن برامون پررنگ تر از پذیرش لکنت باشه .ولی غافل از اینکه تا پذیرش صورت نگیره این پازل درمان درست در نمیاد ...

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش ***** بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
۴-۲۷-۱۳۹۵ ۱۱:۳۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط fahime ، محمد حسین ، سعیدـ112 ، رنگین کمون ، behnam.mohamadzadeh ، m_kuhestani ، DAVOOD ، sevenskylove ، لبخند
aramesh
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 93
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 413
سپاس شده 313 بار در 88 ارسال


ارسال: #6
RE: گفتار روان برای چه؟!
درود.

و به نظرم این یعنی اینکه خودمون رو همونجوری که هستیم بپذیریم.

خودمون رو دوست داشته باشیم.

مطمئنا وقتی که از صحبت کردنمون خوشمون نمیاد. همینطور به خودمون استرس و فشار وارد می کنیم.

چه باورکنید می توانید چه باور کنید نمی توانید

درهر صورت حق با شماست.
۴-۲۷-۱۳۹۵ ۰۸:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، تبسم 68 ، m_kuhestani ، DAVOOD ، sevenskylove ، fahime ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #7
RE: گفتار روان برای چه؟!
به نظر من در طول فرآیند درمان، خیلی مهم هست که فرد متوجه درونش باشد که هدفش از اجرای شیوه و رسیدن گفتار روان چیست؟ گفتار روان برای چه؟!
اگر فرد همچنان به خاطر ترس از لکنت کردن و اینکه بقیه متوجه لکنتش شوند، خواستار گفتار روان باشد، حتی اگر به درصد بالایی از روانی گفتار هم دست یابد، باز هم درونا این ترس را با خود حمل میکند و این ،روی کیفیت زندگی اش تاثیرگذار است.
ولی هنگامی که فرد لکنتش را واقعا پذیرفته و درونا با خودش در صلح و آشتی است، فشار عظیمی از روی ذهن و روانش برداشته می شود.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۵-۱۰-۱۳۹۵ ۰۶:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تبسم 68 ، LAILA556 ، zohair ، DAVOOD ، ابوذر ابراهیمی ، behnam.mohamadzadeh ، fahime ، aramesh ، لبخند
ابوذر ابراهیمی
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 193
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۴
سپاس ها 269
سپاس شده 549 بار در 180 ارسال


ارسال: #8
RE: گفتار روان برای چه؟!
هیچ موقعیتی آسون نمیشه، بلکه ما قوی تر میشیم

I feel blue
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۱۸-۱۳۹۵ ۰۲:۰۸ عصر، توسط ابوذر ابراهیمی.)
۵-۱۳-۱۳۹۵ ۱۱:۱۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تبسم 68 ، m_kuhestani ، behnam.mohamadzadeh ، DAVOOD ، sevenskylove ، fahime ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #9
RE: گفتار روان برای چه؟!
(۵-۱۳-۱۳۹۵ ۱۱:۱۶ عصر)ابوذر ابراهیمی نوشته شده توسط:  [quote='m_kuhestani' pid='112846' dateline='1469974457']
به نظر من در طول فرآیند درمان، خیلی مهم هست که فرد متوجه درونش باشد که هدفش از اجرای شیوه و رسیدن گفتار روان چیست؟ گفتار روان برای چه؟!
اگر فرد همچنان به خاطر ترس از لکنت کردن و اینکه بقیه متوجه لکنتش شوند، خواستار گفتار روان باشد، حتی اگر به درصد بالایی از روانی گفتار هم دست یابد، باز هم درونا این ترس را با خود حمل میکند و این ،روی کیفیت زندگی اش تاثیرگذار است.
ولی هنگامی که فرد لکنتش را واقعا پذیرفته و درونا با خودش در صلح و آشتی است، فشار عظیمی از روی ذهن و روانش برداشته می شود.

چه قدر حرفهاتون شبیه کتاب "توصیه هایی برای افراد دارای لکنته" :) . . . خصوصاً فصل 24 کتاب . . . البته در کل کتاب سعی بر این شده که به مخاطب این رو حالی کنه لکنت رو بپذیریم و با اون زندگی کنیم!

در این میون ما فقط دیدگاه هایی از ذهنمون عبور می کنه که مربوط به افرادی هست که با وجود لکنت زندگی خوبی رو داشتن . . . آیا هیچ وقت اومدیم خودمون رو برانداز کنیم و ببینیم که تجربه واقعی خودمون چی بوده؟ چیزی رو تونستیم تغییر بدیم که قبل از درمان نتونسته بودیم؟ . . . با نگاهی به زندگی خودمون متوجه میشیم که چیزهایی تغییر کرده که یه روزی برامون خیلی خیلی سخت بوده . . . آیا ما یه نفر دیگه شدیم ؟ یا اینکه نه موقعیت ها آسون تر شدن؟ . . .

چیزی که خیلی واضحه اینه هیچ موقعیتی تغییر نکرده، تنها ما با شیوه تونستیم از پس این موقعیت ها بر بیایم . . . نتیجه اینکه هیچ موقعیتی آسون نمیشه، بلکه ما قوی تر میشیم . . . در هیچ موقعیتی نباید فریب این رو بخوریم که من دیگه بیشتر از این نمی تونم . . . برای هر موقعیتی راهکاری وجود داره . . .

هیچ چیز غیر قابل تغییر نیست . . .

[/



سلام. ممنون که نظرات تان را می نویسید.
من این کتاب را خوانده ام. ولی چیزهایی که در این تاپیک می نویسم، تجربه ی واقعی خودم هم هست، نه فقط دیدگاه های افراد دیگر. صحبت من در مورد موقعیت های سخت یا آسان و اجرای شیوه و تمریناتی که همه ی ما انجام میدهیم ، نیست.
حرف من در مورد جنبه های " روانی" لکنت هست که بسیار بیشتر از نمود ظاهری آن ( قفل، تکرار و..) زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
هدفم از ایجاد این تاپیک ، صحبت در مورد تغییراتی هست که در " ذهن و روانم" اتفاق افتاده است ، موضوعاتی که خودم آنها را تجربه کرده ام و شاید بتواند برای بقیه نیز مفید واقع شود.
من پذیرفتم که گاهی لکنت میکنم ، یک فرد دارای لکنت هستم و با بروز لکنت، از نظر ذهنی ، برآشفته و مشوش نمیشوم. رضایت درونی و کیفیت زندگی ام ، صرفا وابسته به بروز یک قفل یا یک تکرار در گفتارم نیست.
این را هم به وضوح تجربه کرده ام که وقتی به هر دلیلی ، لکنت بروز می کند ، ولی من واکنش طبیعی نسبت به آن نشان می دهم و دچار ترس یا خجالت نمی شوم، به مخاطبم هم این اجازه را می دهم که با من راحت تر ارتباط برقرار کند و در این مورد حتی سوال بپرسد. ولی اگر از وقوع لکنت ، ترس داشته باشم و این ترس و شرم در رفتارم نمایان باشد، چطور از بقیه که در این مورد اطلاعی ندارند، انتظار دارم نسبت به آن ، رفتار طبیعی و مناسب داشته باشند.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۱۴-۱۳۹۵ ۱۲:۰۶ عصر، توسط m_kuhestani.)
۵-۱۴-۱۳۹۵ ۱۰:۰۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، DAVOOD ، sevenskylove ، fahime ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند
DAVOOD
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 553
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۴
سپاس ها 1192
سپاس شده 1076 بار در 488 ارسال


ارسال: #10
RE: گفتار روان برای چه؟!
این را هم به وضوح تجربه کرده ام که وقتی به هر دلیلی ، لکنت بروز می کند ، ولی من واکنش طبیعی نسبت به آن نشان می دهم و دچار ترس یا خجالت نمی شوم، به مخاطبم هم این اجازه را می دهم که با من راحت تر ارتباط برقرار کند و در این مورد حتی سوال بپرسد. ولی اگر از وقوع لکنت ، ترس داشته باشم و این ترس و شرم در رفتارم نمایان باشد، چطور از بقیه که در این مورد اطلاعی ندارند، انتظار دارم نسبت به آن ، رفتار طبیعی و مناسب داشته باشند


دقیقا درسته
پذیرفتن اینکه من لکنت دارم خیلی به آرامش روح و روان کمک میکنه،تا اینکه بیایم خودخوری یا پنهان کاری کنیم بیشتر استرس به خودمون وارد می کنیم
و دوم اینکه : ما باید خیلی به خودمون احترام بزاریم تا دیگرانو مجبور کنیم که به ما احترام بزارن این همون اعتماد به نفسه که باید تقویت بشه
۵-۱۶-۱۳۹۵ ۰۹:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، m_kuhestani ، fahime ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند
ابوذر ابراهیمی
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 193
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۴
سپاس ها 269
سپاس شده 549 بار در 180 ارسال


ارسال: #11
RE: گفتار روان برای چه؟!
ببخشید اگه با صحبتهام سوء تفاهمی بوجود اومد.

پیروز و سربلند باشید.

I feel blue
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۱۸-۱۳۹۵ ۰۲:۱۱ عصر، توسط ابوذر ابراهیمی.)
۵-۱۶-۱۳۹۵ ۰۱:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط m_kuhestani ، sevenskylove ، fahime ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #12
RE: گفتار روان برای چه؟!
(۵-۱۶-۱۳۹۵ ۰۱:۴۹ عصر)ابوذر ابراهیمی نوشته شده توسط:  هر از گاهی که کلمه پذیرش از ذهنم خطور می کنه و یا از دوستی میشنوم، نا خودآگاه یاد دوستانی می افتم که با وجود اینکه در دراز مدت به گفتار درمانی مراجعه کردن ، هنوز هم دچار لکنت میشن و عین خیالشون هم به ظاهر نیست!


وقتی با دوستام در مورد موقعیت های سختمون صحبت می کنیم ، متوجه این میشم که اونها در ابتدای درمان انگیزه بالایی برای درمان داشتن ولی بعد از گذشت مثلاً 20 جلسه، تمریناتشون رو کمتر انجام دادن و در هر موقعیتی از شیوه استفاده نمی کنن . . . ازشون که علت رو می پرسم ، این طوری جواب میدن که من قبلاً تمریناتم رو انجام دادم و الآن باید در هر موقعیتی با شیوه حرف بزنم ، الان هم اگه لکنت رخ میده هیچ اشکالی نداره ، چون من پذیرفتم ک لکنت دارم و همه هم می دونن !!!

این یعنی تصور درمان و توقف تمرین.
ببینید چه قدر دیدگاه پذیرش اینجا می تونه آسیب وارد کنه!

بله منم در ابتدای درمان پذیرفتم که لکنت دارم و باید برای بهبودی خودم تلاش کنم . . . البته هنوزم درمانم ادامه داره و نباید از تمرین دست بکشم . . . لکنتم رو در مواقعی که از توانم خارجه می پذیرم ، البته در صورتی که با شیوه حرف زده باشم.

حالا من اینو می گم : پذیرش قبول ، ولی نباید این بره توی ذهنمون که من دیگه الآن در اکثر مواقع بدون لکنت هستم و در چند موقعیتی که در طول روز یا هفته لکنت پیش میاد ، نباید از خودم شاکی باشم! . . . در صورتی که با شیوه حرف بزنیم و نتونیم استرس درونمون رو کنترل کنیم و دچار لکنت شدیم اینجا درسته که بپذیریم و خودمون رو اذیت نکنیم که ای وای من این همه رفتم گفتار درمانی آخرش چی شد! . . . . برای هر موقعیتی تمرین و تکنیکی وجود داره . . . هیچ موقعیتی نیست که نتونیم گفتارمون رو کنترل کنیم . . .

فکر کنم الآن واضح تر منظورم رو گفتم . . . ببخشید اگه با صحبتهام سوء تفاهمی بوجود اومد.

پیروز و سربلند باشید.
سلام. خواهش میکنم، سوء تفاهمی نبود.
بعدا خواهم نوشت....

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۵-۱۷-۱۳۹۵ ۰۲:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، sevenskylove ، fahime
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #13
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام.
من قبلا هم گفتم که پذیرش با درمان و انجام تمرینات در تناقض نیست.
منظور من این هست که چرا " زندگی کردن " را موکول به روزی می کنیم که به گفتار روان ، " خواهیم رسید".
من هم زمانی به شدت در جستجوی گفتار 100%روان بودم و میگفتم اگر به گفتار روان برسم ، فلان کار را میکنم.
تا اینکه یک روز درمانگرم گفتند : ممکن است به گفتار کاملا روان نرسی، ولی میتوانی لکنتت را به خوبی کنترل کنی، با لکنت هم می شود موثر بود و....
وآن روز چقدر برای من دردناک و غم انگیز بود. به همین دلیل هست که صحبت از پذیرش لکنت میکنم. اینکه وقتی گفته می شود : " لکنت درمان دارد"، لزوما منظور از درمان ، گفتار 100% روان در همه ی موقعیت ها نیست.
آیا این دیدگاه و این صحبت مضر نیست که وقتی به گفتار روان رسیدم ، به آرزوهایم میرسم!!!
این دقیقا یعنی موکول کردن زندگی به آینده. به روزی که شاید برای برخی از افراد وجود نداشته باشد.
اصلا هم قصدم ناامید کردن نیست. واقع بین بودن هست. اینکه لکنت هرفرد ، منحصر به خود اوست و با لکنت دیگری متفاوت است و پذیرش لکنت، به معنای بیخیالی نسبت به این موضوع یا عدم تلاش برای درمانش نیست.

شاد باشید.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۲۰-۱۳۹۵ ۰۷:۴۶ عصر، توسط m_kuhestani.)
۵-۲۰-۱۳۹۵ ۰۷:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، sevenskylove ، fahime ، لبخند
LAILA556
عضو انجمن

ارسال‌ها: 3,376
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 24691
سپاس شده 29020 بار در 3481 ارسال


ارسال: #14
RE: گفتار روان برای چه؟!
next is now

۵-۲۰-۱۳۹۵ ۰۹:۰۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، fahime ، m_kuhestani ، sevenskylove
درمانگر
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1,344
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۸۸
سپاس ها 4707
سپاس شده 13062 بار در 1316 ارسال


ارسال: #15
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام
پذیرش مفهومیه که به تدریج تکامل پیدا می کنه ...
گاهی فرد فکر می کنه پذیرش یعنی تسلیم.
گاهی فکر می کنه برابر است با درماندگی .
وقتی فردی به پذیرش می رسه در درمان پویاتر عمل می کنه و متعهدانه تر .

۵-۲۰-۱۳۹۵ ۱۱:۲۹ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ابوذر ابراهیمی ، DAVOOD ، ehsan_m_khani ، fahime ، m_kuhestani ، sevenskylove ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #16
RE: گفتار روان برای چه؟!
سلام.
ممنون که می نویسید.
گاهی از لکنت کردن یا اینکه دیگران، ما را به عنوان یک فرد دارای لکنت بشناسند، به شدت دلهره و هراس داریم و بعد از وقوع لکنت،
ذهن مان شلوغ و پر از فکرهای آزار دهنده می شود . دقت کرده اید که در این ذهن شلوغ ، چه حرف هایی در جریان است؟
ممکن است خودمان را با اطرافیان مقایسه کنیم که راحت تر حرف می زنند؟! یا خودمان را ملامت می کنیم که چرا این گونه صحبت کرده ایم؟! یا چرا من باید لکنت داشته باشم؟! یا اینکه نگران نگاه ها و حرف ها و یا لبخند های دیگران هستیم؟! و حرف ها و اعمال دیگران را تفسیر میکنیم؟! یا احساس تفاوت با دیگران؟! ( ولی باید دقت داشته باشیم که آن تفسیرها هم فکر خود ماست نه واقعیت اعمال دیگران.)
یادم می آید که گاهی افکارم را می نوشتم و وقتی فکرها را روی صفحه ی کاغذ می آوردم، می دیدم که چند فکر مدام در ذهنم
تکرار می شوند و تکرار همان افکار است که ذهن را شلوغ می کند تا حدی که دیگر اصلا متوجه هیچ چیز نبودم و در زندانی خود ساخته، گرفتار می شدم. در میان آن حرف ها بیشتر از همه ملامت و مقایسه آزارم میداد و نوشتن و آگاه شدن بر این موضوع ، موجب می شد که در دفعات بعد حداقل بدانم که در ذهنم چه می گذرد.
گاهی هم همین افکار و رنج های ذهنی ما را به سمت درمان سوق می دهد. البته گاهی هم اینطور نیست.
دقیقا امشب داشتم به این فکر میکردم که چه چیز موجب می شود من هنوز تمرین کنم ، آن افکار آزاردهنده خیلی کم شده اند ، از شناخته شدن به عنوان یک فرد دارای لکنت هیچ ترسی ندارم، در انتظار گفتار کاملا روان هم نیستم ، ولی دوست دارم راحت تر صحبت کنم و آن انقباض ها و فشارهای جسمی ناشی از لکنت کمتر شود، یا شاید هم ، چون تجربه کرده ام که وقتی تمرین میکنم ،لکنت هایم قابل کنترل تر است.
فکر میکنم مفید است که متوجه این افکار و آنچه در درون مان میگذرد، باشیم.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۲۴-۱۳۹۵ ۰۲:۱۵ صبح، توسط m_kuhestani.)
۵-۲۳-۱۳۹۵ ۱۰:۲۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، ابوذر ابراهیمی ، fahime ، sevenskylove ، لبخند
ehsan_m_khani
عضو انجمن
***
کمیته های اجرایی

ارسال‌ها: 1,031
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۰
سپاس ها 15916
سپاس شده 11167 بار در 1042 ارسال


ارسال: #17
RE: گفتار روان برای چه؟!
(۵-۲۰-۱۳۹۵ ۱۱:۲۹ عصر)درمانگر نوشته شده توسط:  سلام
پذیرش مفهومیه که به تدریج تکامل پیدا می کنه ...
گاهی فرد فکر می کنه پذیرش یعنی تسلیم.
گاهی فکر می کنه برابر است با درماندگی .
وقتی فردی به پذیرش می رسه در درمان پویاتر عمل می کنه و متعهدانه تر .
535353
سلام
مرحله به مرحله ی گفته های شما را در درمان احساس کردم...
پذیرش یک مفهوم پیش رونده ست که با پیشرفت درمان ،توسعه پیدا میکنه.
پذیرش صرفا به معنای این نیست که از وضعیتی که داری راضی و خوشحال باشی. به این مفهومه که با وجود یک مشکل به راهت و به هدفت مطابق با ارزشهات ادامه بدی. در شرایطی که آن مشکل کمترین تاثیر را در زندگیت داشته باشه...
در مجموع فکر میکنم میتونیم بگیم پذیرش یعنی یافتن مقیاس واقعی یک مشکل و مقیاس واقعی تاثیر آن به تناسب مرحله ای از رشد.

حرف زدن سکوت را می فهمیدم ...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۲۵-۱۳۹۵ ۰۳:۱۷ عصر، توسط ehsan_m_khani.)
۵-۲۴-۱۳۹۵ ۰۱:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط behnam.mohamadzadeh ، fahime ، سعیدـ112 ، m_kuhestani ، sevenskylove ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #18
RE: گفتار روان برای چه؟!
یادم می آید که زمانی حال درونی ام، وابسته به گفتارم بود. حالم خوب بود، اگر گفتارم روان بود و
حالم بد میشد ، اگر لکنت می کردم.
از وقتی سعی کردم تا بپذیرم که یک فرد دارای لکنت هستم،
به تبع آن پذیرفتم که لکنت نوسان دارد و ممکن است روزهایی بیشتر از حد معمول بروز پیدا کند،
پذیرفتم که شاید لازم باشد همیشه تمرینات روزانه ام را انجام دهم.
یاد گرفتم که با لکنت هم می توانم به کارهایی که دوست دارم بپردازم و
نیاز نیست که زندگی ام را متوقف کنم و منتظر روزی بنشینم که روان شوم.
یاد گرفتم که می توان فارغ از همه ی برخوردها ، قضاوت ها و خنده های دیگران، در جامعه حضور داشت ، حرف زد و نرنجید.

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۵-۲۵-۱۳۹۵ ۰۸:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط fahime ، behnam.mohamadzadeh ، sevenskylove ، dark_sky ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #19
RE: گفتار روان برای چه؟!
یکی از عملکردهای فکر، اشتغال دائم خود با چیزی است. اکثر ما می خواهیم ذهن مان را دائما مشغول نگه داریم، تا خود را آنگونه که هستیم نبینیم. ما از ذهن خالی خود می ترسیم و از نگاه کردن به ترس هایمان نیز دچار وحشت می شویم.

"رهایی از دانستگی"،" کریشنا مورتی"، ترجمه ی "مرسده لسانی".

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
۵-۲۹-۱۳۹۵ ۰۶:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط dark_sky ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند
m_kuhestani
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 935
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
سپاس ها 6798
سپاس شده 10220 بار در 944 ارسال


ارسال: #20
RE: گفتار روان برای چه؟!
امشب داشتم به این فکر می کردم که چقدر ما غرق در نعمت هستیم ، ولی دریغ از یک لحظه شکر گزاری و توجه به این نعمت ها!
مادرم داشت یک سریال می دید و در آن سریال، یکی از شخصیت های فیلم از پله ها به سمت پایین پرت شد (از ارتفاع 2یا3متری ) و بعد از سقوط ، توانایی راه رفتن رو از دست داد و به گردنش هم آسیب هایی رسید. دقیقا همین اتفاق برای من هم ، در کودکی افتاد. ولی من فقط بیهوش شدم و بعد از به هوش آمدن، با لکنت حرف می زدم.
مگر فکر کردن به نداشته ها و حسرت ها، لحظه ای امان مان می دهد که قدری هم داشته ها و نعمت ها را ببینیم!!!

و به ان ها گفتم:
افتابي لب درگاه شماست ,كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۳۰-۱۳۹۵ ۱۱:۱۱ عصر، توسط m_kuhestani.)
۵-۳۰-۱۳۹۵ ۱۱:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط dark_sky ، ابوذر ابراهیمی ، لبخند
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان