چاپ اولین کتاب انجمن لکنت ایران

Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
زندگی من با ورود یک عضو تازه..
نویسنده پیام
سهبا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 528
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 492
سپاس شده 2561 بار در 527 ارسال


ارسال: #1
زندگی من با ورود یک عضو تازه..
سلام دوستان..نی نی من ب دنیا اومد...س هفته زودتر...
هم شیرینه هم گاهی سخت....
سعی دارم خاطراتم ولحظات قشنگ ودوس داشتنی خودم رو از ورود این عضو تازه ب دنیای خودم بنویسم...ان شاله...
سعی کردم از وقتی نی نی ب دنیا اومد قوی باشم...سختی های زایمانو جدی نگیرم...درداش رو خیلی باور نکنم...
اولای زایمانم داش لکنتم برمیگشت..چون انگار بقیه باورشون نمیشد زایمان کرده باشم...چون دردامو زیاد نشون نمیدادم...خخخ...توقعشون ازم بالا رفته بود ومیخواسم طبیعی باشه عملکردام...بعد ی خورده دردامو نشون دادم فهمیدن ک زایمانی بوده خخخ...بیخیالش...
لکنت ب نظر من بسگی ب اراده ادم داره...قوی بودن وباور خودمون توش خیلی موثره...خیلی...از وقتی خودمو باور کردم لکنتم حذف شده...دنیام شیرین تر شده....اینو از بقیه هم شنیدم ک میگن سهبای ما قوی تر شده...ارداه اش..همتش....
پس گام اول توی درمان لکنت باور توانایی خودمونه..اینو درحد شعار بش نگاه نکنیم...باورش کنیم...وعملیش

سایه ات را از مدار روسیاهان بر مدار..
ماه از شب بر نمیگیرد نگاه خویش را

علیرضا بدیع
۱۱-۱۷-۱۳۹۵ ۱۰:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط zeinab ، sadeh ، رنگین کمون ، Kia.na
دانشجو
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 379
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۳
سپاس ها 350
سپاس شده 696 بار در 306 ارسال


ارسال: #2
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
سلام. بنده به عنوان عضو کوچک انجمن خیلی خیلی تبریک میگم ان شالله کوچولو گل با خودش برکت و شادی بیاره براتون.
ان شالله سالیان سال بسلامتی کنار پدر و مادر بزرگ شه نی نی گل.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۸-۱۳۹۵ ۱۲:۵۴ صبح، توسط دانشجو.)
۱۱-۱۸-۱۳۹۵ ۱۲:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط zeinab ، sadeh ، سهبا ، رنگین کمون
میترا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۵
سپاس ها 0
سپاس شده 3 بار در 1 ارسال


ارسال: #3
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
سلام دوستان گل...من پسر سه ساله و سه ماهه ای دارم که کلمات و جملات کمی استفاده میکنه.میشه لطفا تجربیاتتونو بگین و یه گفتاردرمان خوب تو شیراز بهم معرفی کنین با ادرس و شماره تلفنشون ...ممنون
۱۱-۱۹-۱۳۹۵ ۰۳:۴۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sadeh ، سهبا ، رنگین کمون
سهبا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 528
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 492
سپاس شده 2561 بار در 527 ارسال


ارسال: #4
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
30 بهمن.
سلام دوستان خوبم...
خوبین؟
گاهی لازمه ادم ی نگاهی ب تموم عمر خودش بکنه برسه ب الان خودش...
ی انالیز وبرداشت از عملکردای خودش..افق تازه ای رو پیش روش قرار میده تا بتونه نسبت ب کشیدن الگو برای اینده اش بهتر عمل کنه...
گاهی هم صبر کردن در برابر چیزایی ک برات پیش میاد وقوی وخوب ومثبت رفتار کردن یعنی با خوش بینی رفتار کردن بازدهی مطلوبی رو براش داره...
کافیه تجربش کنیم...
گاهی کافیه لپ خودتو بگیری ی ماچ محکم بهش بکنی ب خودت دس مریزاد بگی بگی چاکرتیم دربست..خخخ.
من الان ب چن ماه پیشم...والان خودم همین حس رو دارم...
دوس دارم از اینجا ب بعدم حساب شده رفتار کنم...
جوریکه وقتی در اینده برمیگردم بعقبم رو نگاه میکنم نسبت ب تفکر خوبم ب خودم افرین بگم..
نزدیک ب بیس روز مادر واقعی بودن برای علی رو تمرین کردم..هنوز ناشی هستم..هنوز کم تجربه...هنوز دغدغه واسترس دارم براش..استرس خوب نشدن زردی علی...وتشر همه ب من وپدرش ک چرا اهمال کارید...نمیدونن..ما از دنیای پدر ومادر شدن چیز زیادی نمیدونیم...هر چیزی هس الان از دنیای اینتر نت ودهن این واون میشنوم...وگرن..من کجا ودنیای بچه داری کجا...
...
کاش علی خوب بشه...
کاش شوهرم کارش حل بشه...
کاش منم خستگی های روزانه ام کم بشه..ودیدم ب دنیای اطرافم بهتر بشه وبتونم قشنگتر وباز تر اطرافم رو ببینم ونفس بکشم از کارای بچه داری..خخ..
ولی جدای از همه این حرفها میدونم خدا همیشه باهامه وبا همه هس..وقربونش برم همه جا هوامو داره ..اینه بهم همیشه ارامش میده

سایه ات را از مدار روسیاهان بر مدار..
ماه از شب بر نمیگیرد نگاه خویش را

علیرضا بدیع
۱۱-۳۰-۱۳۹۵ ۱۲:۵۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رنگین کمون ، لبخند
رنگین کمون
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 246
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۴
سپاس ها 3086
سپاس شده 644 بار در 231 ارسال


ارسال: #5
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
(۱۱-۳۰-۱۳۹۵ ۱۲:۵۸ صبح)سهبا نوشته شده توسط:  30 بهمن.
سلام دوستان خوبم...
خوبین؟
گاهی لازمه ادم ی نگاهی ب تموم عمر خودش بکنه برسه ب الان خودش...
ی انالیز وبرداشت از عملکردای خودش..افق تازه ای رو پیش روش قرار میده تا بتونه نسبت ب کشیدن الگو برای اینده اش بهتر عمل کنه...
گاهی هم صبر کردن در برابر چیزایی ک برات پیش میاد وقوی وخوب ومثبت رفتار کردن یعنی با خوش بینی رفتار کردن بازدهی مطلوبی رو براش داره...
کافیه تجربش کنیم...
گاهی کافیه لپ خودتو بگیری ی ماچ محکم بهش بکنی ب خودت دس مریزاد بگی بگی چاکرتیم دربست..خخخ.
من الان ب چن ماه پیشم...والان خودم همین حس رو دارم...
دوس دارم از اینجا ب بعدم حساب شده رفتار کنم...
جوریکه وقتی در اینده برمیگردم بعقبم رو نگاه میکنم نسبت ب تفکر خوبم ب خودم افرین بگم..
نزدیک ب بیس روز مادر واقعی بودن برای علی رو تمرین کردم..هنوز ناشی هستم..هنوز کم تجربه...هنوز دغدغه واسترس دارم براش..استرس خوب نشدن زردی علی...وتشر همه ب من وپدرش ک چرا اهمال کارید...نمیدونن..ما از دنیای پدر ومادر شدن چیز زیادی نمیدونیم...هر چیزی هس الان از دنیای اینتر نت ودهن این واون میشنوم...وگرن..من کجا ودنیای بچه داری کجا...
...
کاش علی خوب بشه...
کاش شوهرم کارش حل بشه...
کاش منم خستگی های روزانه ام کم بشه..ودیدم ب دنیای اطرافم بهتر بشه وبتونم قشنگتر وباز تر اطرافم رو ببینم ونفس بکشم از کارای بچه داری..خخ..
ولی جدای از همه این حرفها میدونم خدا همیشه باهامه وبا همه هس..وقربونش برم همه جا هوامو داره ..اینه بهم همیشه ارامش میده

سلام سهبا جونم
خوبی عزیز دلم ؟ 8
واقعیتش من این تاپیک رو جدیدا دیدم .... قدم نورسیده مبارک باشه خانمی 6039039039
خیلی وقت بود که ازت بی خبر بودیم عزیزم.
انشاالله فرزندت علی آقای گل زیر سایه ی پدر و مادر عزیزش سلامت و سربلند باشه 63
آرزوی بهترین هارو برای شما و خانوادت دارم 8
بازم بیا تالار و برامون بنویس نوشته هات موجب دلگرمیمونه 8
۱۲-۵-۱۳۹۵ ۰۱:۰۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند
سهبا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 528
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 492
سپاس شده 2561 بار در 527 ارسال


ارسال: #6
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
سلام دوستان..خوبین؟
دوازده سیزد تیره شایدم چهارده..با کلی تاخیر رسیدم...علی من الن تو شیش ماهه..ماشالاش باشه خیلی بانمک شده..دل من خیلی براتون تنگ شده بود حس میکنم ی خونه اینجا دارم ک عده ای منتظرمند گاهی...
دوستتون دارم...
نمیدونم...این روزا حال دلم خوب نیس...برای حال دلم دعا کنید...ی خورده برنامه های زندگیم ب هم ریخته و..
شایدم من دارم بیش از حد سخ میگیرم..درحد توضیح نیس..ولی ..امیدوارم خدا باز هم ب من نزدیک باشه..ان شالله...ب امید رسیدن روزهای شاد برای همتون

سایه ات را از مدار روسیاهان بر مدار..
ماه از شب بر نمیگیرد نگاه خویش را

علیرضا بدیع
۴-۱۴-۱۳۹۶ ۱۲:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط لبخند ، رنگین کمون
سهبا
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 528
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۹۲
سپاس ها 492
سپاس شده 2561 بار در 527 ارسال


ارسال: #7
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
صدای گریه همیشگی علی توی گوشامه..حتی الان...ساعت نزدیک یک شب..نمیخوابه..نمیدونم...خخخ...میسپارمش ب باباش باش کارایی میکنه ک توش میمونم..ی بار دیدم صدایی از بچه نمیاد دیدم تو دهنش دستمال کارغذی کرده..میخنده..وااای..داشتم دیوونه میشدم..اصلا حس نمیکنه ممکنه بچه مشکلی براش پیش بیاد.
پروژه هرروز من بودن با علیه...وشوهر گل من هرروز ب من یاداور میشه ک باید مادر خوبی باشم...صبور....
از همه دکترا ناامید شدم...دکتر متخصصی ک هرماه برای چکاپ علی میرفتم تشخیصای چن ماهش اشتباه بود....دکتر معروفی ک ادعای خوب بودن کارش توی فامیل زبانزد بود...ومن مدام ب بچم گیر میدادم ک چرا گریه میکنه ..دکتر ب من گف ب خاطر الرژی گریه میکنه وب خاطر دندون دراوردن...الان نزدیک س ماهه میگذره واثری از دندون هاش نیس....وگریه های علی با رفتن پیش ی عطا وتجویز چن داروی گیاهی حل شد تقریبا..هنوزم هس..ولی اثر دیوونه کنندگیش کم شده.
خخخخ
نمیدونم...ایا من برای مادرنمونه شدن ساخته شدم یا ن..ولی گاهی از خودم میپرسم من اعصابشو دیگه ندارم....مدام غر زدن وگریه کردن...واای...پس کی تموم میشه؟خخخ
البته خداروشکرووالحمدلله ب خاطر وجود این نعمت....ک بسیار شیرینه...
کاش علی امشب بخوابه....کاش...فعلا ک دس پدرشه ونمیدونم داره چ بلایی سرش میاره..خخ...میگه دارم باش تمرین تک آوری میکنم خدا حفظش کنه بچمو..خخخخ
ببخشین دوستای خوبم..اعصابم ی کم ریخته بود بهم گفتم شاید دردودلی ارومش کنه یاحق

سایه ات را از مدار روسیاهان بر مدار..
ماه از شب بر نمیگیرد نگاه خویش را

علیرضا بدیع
۴-۲۷-۱۳۹۶ ۱۲:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رنگین کمون ، لبخند
محمد1382
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۶
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال


ارسال: #8
RE: زندگی من با ورود یک عضو تازه..
سلام خوبین؟
۵-۲۵-۱۳۹۶ ۰۲:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  روزهای خوب زندگی ام در سال 95 سهبا 17 2,258 ۱۰-۲۱-۱۳۹۵ ۱۰:۱۷ عصر
آخرین ارسال: سهبا
  بالحظات سخت زندگی که گفتارتون توش مهمه چه طور کنار میاین؟ سهبا 37 8,678 ۱-۲۹-۱۳۹۳ ۰۸:۰۰ عصر
آخرین ارسال: سهبا

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان