چهارمین همایش انجمن لکنت ایران

درمان لکنت
خبرهای انجمن :
  • چهارمین همایش انجمن لکنت ایران در 30 بهمن ماه 1393 در راه است....
  • همایش انجمن لکنت ایران در شهرستان ها. اولین بار به همت دوستان خوزستانی، در استان خوزستان و شهر اهواز برگزار می شود
  • شماره سامانه پیامکی انجمن لکنت ایران 50002010099269 - "اخبار رسمی انجمن تنها از این سامانه اطلاع رسانی خواهد شد"
  • به دلیل احترام به حریم خصوصی کاربران، امکان مشاهده فعالیت افراد آنلاین از انجمن حذف شد
  • با هدف رفاه کاربران انجمن، امکان مشاهده لیست موضوعات مشابه هر موضوع، در پایین هر تاپیک افزوده شده است

سخنرانی موفق
Powered By MyBBIran.com - Hamed

ارسال پاسخ 
زندگی نامه افراد موفق
نویسنده پیام
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #1
زندگی نامه افراد موفق
قسمت اول:

چيرو هوندا در سال 1906 در روستايي كوچك، در ژاپن به دنيا آمد.

نام او «سوئیچر هوندا» است. او بانی شرکت هوندا و سازنده اتومبیل ها و موتور سیکلت هایی به همین نام می باشد.

هوندا مطالعه خود را به مجله اي بنام دنياي چرخها محدود كرد. روزي هنگام ورق زدن آن مجله چشمش به يك آگهي استخدام افتاد. شركت آرتي شوكاتي توكيو، به يك شاگرد تعمير كار نياز داشت. او از آن شركت تقاضاي كار كرد، كه
موافقت شد.
بيست ساله بود كه مدير به او پيشنهاد داد شعبه اي از شركت آرت شوكاتي در دهكده اش باز كند. او مجبور بود كه گاهي تمام شب را نيز كار كند.
هوندا به اين فكر افتاد كه در 30 سالگي نخستين اختراع خود را به ثبت برساند.
هوندا به اين فكر افتاد كه از رئيس خود جدا شود، تمام اندوخته خود را به خريد توكاي شويكي اختصاص داد.

در سال 1938 آقای هوندا دانشجوی فقیری بود که آرزو داشت یک حلقه پیستون طراحی کند و آن را برای تولید به شرکت تویوتا بفروشد. او هر روز به دانشگاه می رفت و شبها تا دیروقت به طراحی پیستونش می پرداخت پس انداز کمش را هم صرف خرید قطعه برای طرحش میکرد. اما باز هم به جایی نرسیده بود، سرانجام مجبور شد جواهرهای زنش را هم بفروشد، پس از سالها تلاش او پیستونی را که مطمئن بود کارخانه تویوتا خواهد خرید، طراحی کرد اما تویوتا پیستون را نخواست.

هوندا در دانشگاه با تحقیر و تمسخر دانشجویان و استادان روبرو شد که او را بخاطر ساختن چنین وسیله مضحکی دیوانه می پنداشتند. آیا هوندا ناراحت و عصبانی بود ؟ خیلی

آیا وضع مالی اش هم بد بود ؟ بله خیلی بد !

آیا از کار دست کشید ؟ به هیچ وجه

بر عکس او دو سال دیگر صرف ادامه تحقیق های خود برای ساختن حلقه پیستونی بهتر کرد. او کلید موفقیت را داشت :

1) تصمیم گرفت که چه می خواهد

2) به فعالیت پرداخت

3) مدام روش کار خود را تغییر می داد و قابلیت انعطاف داشت


نخستين رينگ و پيستونهاي او آنطور بايد و شايد با استاندارد هاي معمول آن زمان مطابقت نمي كرد و قابل عرضه نبود. سنگيني بار مسئوليت كمي هوندا را خم كرده بود. پس از گذراندن دوره نقاهت، هوندا با كوله بار مختصري از اطلاعات فني به كارخانه بازگشت تا توليد رينگ و پيستون رابا كيفيت برتر از سر بگيرد.او در اين بازي برنده شد او موسسه تحقيقات هوندا را پايه گذاري كرد.

سرانجام، پس از بیش از دو سال، طرح خود را بهبود بخشیدو این بار تویوتا آن را خرید. پس از آن آقای هوندا تصمیم گرفت کارخانه تولید حلقه پیستون را تاسیس و راه اندازی کند. اما برای ساختن کارخانه احتیاج به سیمان داشت و دولت ژاپن هم که خود را برای جنگ جهانی دوم مهیا می کرد، دچار کمبود شدید سیمان شده بود اما هوندا عزم خود را جزم کرده بود تا این کارخانه را بسازد. او با گروهی از دوستانش هفته ها شبانه روز کار کرد تا راهی برای ساختن سیمان یافت. او کارخانه اش را ساخت و سرانجام توانست حلقه های پیستونش را تولید کند.

داستان هوندا به همینجا ختم نمی شود،در طول جنگ آمریکا کارخانه را بمباران کرد و بیشتر آن را نابود ساخت و او مجبور شد کارو کسبش را به تویوتا بفروشد. وقتی جنگ پایان گرفت، وضع کشور ژاپن بسیار آشفته بود، ذخایر کشور بسیار پایین آمده بود. گازوئیل جیره بندی شده و در بعضی مناطق، نایاب شده بود « آقای هوندا » حتی برای اتومبیلش گازوئیل نداشت تا برای خانواده اش از بازار خرید کند اما او بجای ناامید شدن، سوال برای نیرومندی از خودش پرسید: چه راه دیگری برای تامین غذای خانواده ام دارم ؟ چگونه میتوانم با استفاده از چیزهای کمی که هم اکنون دارم به بازار برسم ؟

«هوندا» موتور کوچکی در اتاقش دید.ناگهان به فکرش رسید آن را بر روی دوچرخه اش سوار کند، در آن لحظه بود که اولین موتور سیکلت جهان ابداع شد . او با اختراع جدیدش به بازار میرفت و برمی گشت، در طی زمان او تصمیم گرفت کارخانه جدیدی تاسیس کند و به تولید موتور سیکلت بپردازد، اما او پولی نداشت و وضع مالی ژاپن هم بسیار آشفته بود.« هوندا » چگونه میتوانست موفق شود؟

ولی هوندا بجای اینکه بگوید هیچ راهی نیست و ناامید شود ،به ایده ای جدید رسید.او تصمیم گرفت نامه ای به صاحبان فروشگاه های دوچرخه در سراسر ژاپن بنویسد و بگوید که برای تولید وسیله نقلیه جدید و ارزان و قابل استفاده برای همگان، طرحی دارد که می تواند تمام ژاپن را به حرکت در آورد، هوندا در نامه اش خواسته بود که صاحبان فروشگاهها در طرح او سرمایه گذاری کنند. از 18 هزار صاحب فروشگاه دوچرخه که نامه هوندا را دریافت کردند ،3 هزار نفر برایش پول فرستادند و او توانست اولین سری موتور سیکلت خود را تولید کند. به طور حتم فکر می کنید این طرح با موفقیت فراوانی روبرو شد ، مگر نه ؟ خیر این طور نیست.


چند سال بعد توليدات شركت هوندا همه جا پيچيد و مدلهاي گوناگون آن به بازار هاي جهان عرضه شد. شركت هوندا در سال 1962 به طور رسمي اعلام كرد كه به جرگه توليد كنندگان اتومبيل پيوسته است. زندگي هوندا را با دستور العمل هايي كه براي كسب موفقيت در پنج عبارت زير خلاصه كرده به پايان مي رسانيم.
1- همواره بلند نظر و با نشاط باشيد.
2- به نظرهاي معقول اهميت دهيد، به انديشه هاي تازه توجه داشته باشيد و اوقات خود را صرف بهبود توليد كنيد.
3- كارتان را دوست داشته باشيد و بكوشيد تا آنجا كه ممكن است كار را براي خود دلپذير كنيد.
4- بي وقفه تلاش كنيد تا آهنگي موزون و آرام به كار خود بدهيد.
5- ارزش تحقيق و تلاش را در نظر داشته باشيد.



عشق موتور از همان كودكي در خون او بود و يكي از بزرگترين سرگرمي‌هاي وي، تماشاي موتور كوچكي بود كه به منظور تامين نيروي محركه كارخانه برنج‌كوبي مجاور منزل آنها به كار مي‌رفت. سر و صداي موتور براي همگان سرسام‌آور و براي سوئي چيرو سحرانگيز بود. سوئي چيرو ساعت‌ها در مقابل كارخانه برنج كوبي به سر و صداي موتور گوش مي‌داد و به روياي بزرگ خود يعني كسب مقام و شهرت جهاني در مسابقات موتور‌سواري مي‌انديشيد.


عرصه جديد موفقيت‌هاي سوئي چيرو :
هوندا باور داشت كه كمپاني‌ها و شركت‌هاي ژاپني مي‌توانند از دستور‌العمل‌هاي مبتني بر تجارت آمريكايي و تكيه بر سود شخصي بهره‌مند شده و موفقيت‌هاي بيشتري را كسب كنند.سوئي چيرو در سال 1959 به تحقيقاتي همه‌جانبه در جهت شناسايي و كشف پتانسيل‌هاي خارجي اقدام كرد.

اراده آهنين، تلاش بي‌وقفه، روح ريسك‌پذير، درايت و آگاهي ذاتي و بهره‌گيري از استعدادهاي خدادادي عواملي بودند كه موفقيت و شهرت را براي اين چشم بادامي ‌ريز نقش به ارمغان آورده بودند.هوندا، تلاش‌هاي بشردوستانه و خيرخواهانه زيادي انجام داد كه شهرت او را بيشتر كرده و باعث نقش بستن نام او در افكار جهانيان شد.

شليك نهايي؛ تسلط بر صنعت خودروسازي:
در سال 1969 كارخانجات آمريكايي هوندا، محصولات اتومبيل و كاميون خود با عنوان N600 سدان را وارد بازار كرد. اما اين سوال در افكار عمومي‌ كه سال‌ها با محصولات موتورسيكلت هوندا آشنا بودند، نقش بست: «آيا كارخانجات معتبر توليد موتورسيكلت مي‌تواند خودروهايي مرغوب با كيفيت و ايمني لازم را وارد بازار كند؟»

در سال 1972 همزمان با رشد صنعتي كشورهاي در حال پيشرفت و روند رو‌به‌رشد ساخت كارخانجات، مساله آلودگي محيط‌زيست مطرح شد و محصولات هوندا به دليل توليد آلودگي كمتر مورد حمايت گسترده قرار گرفتند. حمايت رسمي‌دولت آمريكا از محصولات اين كارخانجات يكي از اين موارد بود.

قواعد پيشرفت:
سوئي چيرو هوندا توليد‌كننده‌اي بود كه در اكثر موارد منتظر درخواست بازار نمي‌ماند. او محصولات شركت را با نهايت دقت و با در نظر گرفتن سلايق موتورسواران طراحي كرده و به بازار عرضه مي‌كرد. بسياري معتقد بودند او خواسته تمام موتور سواران را مي‌داند.

Benly در سال 1959‌، CB77 در سال 1961، CB750 در سال 1969 و Gold wing Gllooo در سال 1975 نمونه‌هايي از توليدات كارخانجات هوندا هستند كه مورد توجه جوانان و موتور سواران قرار گرفته و با تقاضاي شديد بازار مواجه شدند.

كارخانجات موتور‌سازي هوندا از دير باز به توليد محصولاتي بر پايه مهندسي و فناوري معروف بوده است. هوندا به منظور موفقيت در قبضه بازار، ارتباطي نزديك با مشتريان موتورسيكلت‌هاي خود داشت و همين امر باعث موفقيت روز افزون او مي‌گشت‌.

كارخانجات هوندا سال‌ها پس از بازنشستگي وي نيز بر پايه همان اصول يعني توليد محصولاتي با كيفيت برتر، تكيه بر دانش و فناوري جديد‌، در نظر گرفتن سلايق و توقعات موتورسواران و احترام به حقوق شهروندي در توليد محصولاتي با آلودگي كمتر گام برمي‌دارند.

عملكرد محدود‌، تفكر جهاني:
كارخانجات موتورسيكلت هوندا با توليد بيش از 100 ميليون دستگاه، جايگاه بزرگترين كارخانجات توليد موتورسيكلت جهان و در صنعت خودرو‌سازي مقام هفتم را از آن خود كرده‌اند. هم‌اكنون كارخانجات هوندا با توليد سالانه بيش از 10 ميليون موتورسيكلت، اسكوتر، دستگاه‌هاي چمن‌زني،‌ تراكتور و تجهيزات فني جايگاه محكمي‌ را در اين صنعت به خود اختصاص داده است.

افتخار كسب تمام اين موفقيت‌ها از آن مردي است كه پس از جنگ جهاني دوم و مشكلات ناشي از ركود اقتصادي دهه 1960 قاطعانه بر اصول خود- توليد ملي در گرو بازاريابي جهان- اصرار ورزيد.او معتقد بود اقتصاد كشورها تنها با زير نظر داشتن بازارهاي جهاني مي‌توانند به موفقيت دست پيدا كنند.سوئي چيرو مديري بود كه نمي‌توانست ميز كار خود را براي دو ساعت متوالي تحمل كند.

وي هميشه در سالن توليد كارخانجات يا موسسه تحقيقاتي هوندا به‌سر مي‌برد و معتقد بود كه موفقيت‌هاي بزرگ اقتصادي در سالن‌هاي توليدي رقم مي‌خورد.

پايان راه مردي كه هنوز زنده است:
سوئي چيرو هوندا بزرگ مرد صنعت موتور و خودرو‌سازي در سال 1991 در سن 85 سالگي از دنيا رفت.

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۲-۱۳۸۹ ۰۱:۲۲ عصر، توسط Maximum.)
۱۲-۲-۱۳۸۹ ۱۲:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hossein.amel ، محمد حسین ، یاسین ، parvaz ، rrrbbb ، Foruzande ، sadeh ، abbas.mohtasham ، VigVig ، nima66 ، khodam
محمد حسین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 1,569
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 14511
سپاس شده 14277 بار در 1599 ارسال


ارسال: #2
RE: زندگی نامه افراد موفق
سلام دوستان
فکر می کنم این مطلبی رو که آقا مسعود گذاشتن توی ازدحام مطالب گم شد!...با فرستادن این پاسخ فقط می خواستم دوستانی که نخوندنش حتما یه نگاهی بهش بندازن...خیلی جالبه...
ممنون از آقا مسعود...
۱۲-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، Maximum ، sadeh ، یاسین ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam ، hamid150
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #3
RE: زندگی نامه افراد موفق
مرسی از محمد حسین عزیز
دوستان هم اگر زندگی نامه پر باری یافتن قرار بدن
تشکر

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۸ عصر، توسط Maximum.)
۱۲-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Foruzande ، sadeh ، محمد حسین ، یاسین ، abbas.mohtasham ، VigVig ، khodam
abbas.mohtasham
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 42
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
سپاس ها 169
سپاس شده 264 بار در 43 ارسال


ارسال: #4
RE: زندگی نامه افراد موفق
كوروش دوم معروف به کوروش بزرگ، شاه پارسی به دليل جنگجویی و بخشندگی‌اش شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی «خورشیدوار»، کور یعنی «خورشید» و وش یعنی «مانند».
تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می رسد که برای چند نسل بر «انشان»، در جنوب غربی ایران حکومت کرده بودند. شاه هخامنش «انشان» بوده که در حدود سال ۷۰۰ ق.م می‌زیسته است. پس از مرگ او، «تسپس انشان» به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش پاذشاهي را به دو نفر از پسرانش ، «کوروش اول انشان» و «آریارمنس فارس»، واگذار نمود. سپس پسران هر کدام به ترتیب «کمبوجیه اول انشان» و «آرسامس فارس»، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت «ماندانا» دختر آژدهاک پادشاه قبيله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه ازدواج کرد و نام فرزند خود را کوروش نهاد. کوروش کبیر، اولین امپراتور هخامنشی، حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان - به وجود آورد. از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است. زیرا زمانی حاکم بزرگترین امپراتوری هایی بود که تاکنون وجود داشته است. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد.
کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. وي پس از فتح آسیای صغیر (شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج و باروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.
پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود. حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کوروش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به «سرزمین موعود» باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.

فرمان کوروش کبیر
فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است. این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.

در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید :
«آنگاه که من به آرامش و بی آزار به بابل در آمدم، در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهيانم به صلح در بابل گام برداشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختی هايشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد. از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند، در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند، برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هايشان دیر زمانی ویران بود، مرمت کردم و پیکره ایزدانی را که میان آنان جای داشتند، به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... و اجازه دادم همگان در صلح بزیند».

زندگی
سفری سوی ناپیداهاست
لیک باید چون آب
بگذری از تنگی هر حادثه ای
از همه خرمی دشت چشم باید پوشید
و باید بگذشت تا سفر هست
نباید که بمانی در راه Rolleyes
۱۲-۴-۱۳۸۹ ۱۱:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، Foruzande ، محمد حسین ، Maximum ، sadeh ، VigVig ، khodam
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #5
RE: زندگی نامه افراد موفق
پي ير اميديار [سرگذشت سايت eBay]

داستان eBay‬‬ (يكي از پيشروترين شركت‌هاي ايالات متحده آمريكا كه در زمينه تجارت الكترونيك فعاليت مي‌كند) از يك كلكسيون عروسك‌هاي پلاستيكي داراي شيريني Pez‬‬ آغاز شد.

يك مهندس جوان برنامه‌نويس ايراني بنام "پي ير اميديار" (OMIDYAR (PIERRE‬‬ يك شب در سال ۱۹۹۵‬‬با دوست خود كه عاشق جمع‌آوري Pez‬‬بود، مشغول شام خوردن بودند كه دوستش از اينكه شريكي براي ايجاد يك كلكسيون Pez‬‬در سانفراسيسكو ندارد، شروع به گله كرد.
در آن هنگام اميديار به او پيشنهاد كرد كه از اينترنت براي پيدا كردن يك شريك تجاري استفاده كند و براي كمك به دوست خود يك قسمت از وب سايت كوچكش را به اين امر اختصاص داد و نام آن راAuction Web‬‬ نهاد.
برنامه‌اي كه او بر روي وب سايت شخصي خود ايجاد كرده بود، به كاربران امكان ليست كردن وسايل مختلف خود از جمله كلكسيون Pez ‬‬دوست خود را مي‌داد.

در مدت كوتاهي تعداد زيادي فروشنده و خريدار براي اقلام ليست شده برروي سايت پيدا شدند.
رفته رفته تعداد كاربران اين سايت زياد شد و معاملات زيادي از طريق آن صورت گرفت.
مهندس جوان تصميم گرفت كه يك سايت جداگانه براي اين امر ايجاد كند و نام آن را eBay نهاد.
اميديار با گرفتن مبلغي بين ۲۵‬‬سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه مي‌داد كه اجناس خود را براي شركت در حراج روي سايت eBay‬‬ معرفي كنند.
همچنين درصدي از خريد و فروش‌هايي كه انجام مي‌شد به او مي‌رسيد و به اين ترتيب eBay‬‬ اين امكان را فراهم كرد كه فروشندگان و خريداران با هم به راحتي و از راه دور به خريد و فروش بپردازند.
پير اميديار در سال ۱۹۶۷‬‬در شهر پاريس بدنيا آمد و وقتي كه كودك بود به همراه خانواده به ايالت مريلند مهاجرت كرد.
او اولين برنامه كامپيوتري خود را در سن ۱۴ ‬‬سالگي براي كتابخانه مدرسه‌اي كه در آن مشغول تحصيل بود، نوشت.
او در سال ۱۹۸۸ ‬‬از دانشگاه Tufts University‬‬در رشته كامپيوتر فارغ التحصيل شد و در يك شركت بعنوان برنامه‌نويس سيستم‌هاي Macintosh‬‬ مشغول بكار شد.
سپس در يك شركت وابسته به Apple‬‬ بنام Claris‬‬مشغول بكار شد.
در سال ۱۹۹۱‬‬ در تاسيس يك شركت نرم‌افزاري به نام Ink Development Corp‬ ‬ همكاري كرد و اين شركت سپس به eShop‬‬ تغيير نام داد.
eShop‬‬در سال ۱۹۹۶‬‬توسط شركت Microsoft‬‬ خريداري شد.
اميديار سپس به شركت General Magic‬‬ كه توسط Apple‬‬ حمايت مي‌شد، پيوست.
پس از ۹‬‬ ماه كه نخستين حراج در سايت eBay‬‬ انجام شد، او شغل خود در General Magic‬‬ را رها كرد تا تمام وقت خود را صرف سايت خود eBay‬‬ كند.
در سال ۱۹۹۸‬‬ او تصميم گرفت از Meg Whitman‬‬ كه فارغ‌التحصيل رشته بازرگاني بود، براي رونق دادن به eBay‬‬ياري بگيرد.
پس از مدتي eBay‬‬ شعبه‌هايي در آلمان، ژاپن، كانادا و استراليا ايجاد كرد و روز به روز رونق بيشتري يافت.
در پايان سال ۱۹۹۸‬‬ كاربران اين سايت به ۲۱ ‬‬ميليون نفر رسيدند كه درآمدي بيش از ۷۵۰ ميليون دلار را براي eBay‬‬ به ارمغان آوردند.
رفته رفته اين جوان ايراني زاده خلاق بيشتر و بيشتر در كار خود موفقيت كسب كرد بطوريكه امروزه در فهرست پولدارترين افراد آمريكايي قرار دارد.
پي ير اميديار در سال ۱۹۹۹‬‬با همان دوست خود كه عاشق كلكسيون Pez‬‬ بود، ازدواج كرد.

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
۱۲-۵-۱۳۸۹ ۰۱:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hossein.amel ، محمد حسین ، sadeh ، یاسین ، VigVig ، khodam
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #6
RE: زندگی نامه افراد موفق
« Mark Cuban» در یک خانواده متوسط در «Pitts burgh» ایالات متحده متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و همچینین به سبب علاقه فراوان خودش به تجارت به این عرصه قدم گذاشت. در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی با یک عینک ته استکانی در محله های اطراف کیسه زباله می فروخت. و اندک درآمد خود را صرف هزینه های ضروری کودکانه اش می کرد. در همان روزها بود که اصول اولیه تجارت را به خوبی آموخت؛ او دریافت که هیچ شغلی سبب کاهش اعتبار اجتماعی نمی شود و از سویی دیگر آموخت که برای کسب درآمد حتما نیازی نیست که انسان سرمایه کلان اولیه داشته باشد.
او که در مدرسه علیرغم مشکل بینایی و همچنین فرصت اندک برای درس خواندن به سبب کار روزانه اش توانسته بود. همواره بهترین نمرات را به دست آورد، به عنوان یکی از بهترین شاگردان مدرسه دوران تحصیلی را به اتمام رسانده و تصمیم به ورود به دانشگاه گرفت. رشته مورد علاقه او با بازرگانی بود و در سراسر ایالات متحده تنها ده دانشگاه تدریس این رشته را در اختیار داشتند. از میان این ده دانشگاه، کم هزینه ترین یعنی دانشگاه «Indiana» را برگزید وبرای ادامه تحصیل وارد آنجا شد. اگر چه«Indiana» در مقایسه با دیگران کم هزینه تر بود اما به هر حال دوران دانشجویی نیز خرج و مخارج خاص خود را داشت. و «Mark» برای تامین هزینه هایش به مشاغل گوناگونی روی آورد تا بتواند حداقل علاوه بر هزینه تحصیل، خود را از گرسنگی برهاند.
از همان سال اول با مشکلات فراوانی روبه رو شد: سنگینی هزینه ها و اجبار او برای روی آوردن به حرفه های مختلف از یکسو و رفتار خشن و ناملایم ناظم دانشکده از سویی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی سازدولی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی می سازد ولی دیگر تاب ادامه تحصیل برای MBA را نداشت. از همین رو به کارشناسی اکتفا کرد و از دانشگاه بیرون آمد.
با بیرون آمدن از دانشگاه «Cuban» تصمیم گرفت تا تمامی آموخته ها و تجربیات این سالهای سخت را به کار بندد. و تلاش خود را برای آینده ای روشن آغاز نماید. او که با نیاز بازار وقت جامعه به خوبی آَشنایی داشت تصمیم گرفت تا وارد وضعیت کامپیوتر شود، صنعتی که حتی کوچکترین اطلاعاتی در مورد آن نداشت! با بکار گیری تمامی زوایای اقتصادی و همچنین مطالعه بسیار در مورد مسائل ابتدایی این عرصه، «Cuban» در سال 1983 یک شرکت کامپیوتری با نام «MICroSolutinos» و با کاربری مشاوره کامپیوتری بنا کرد که در عرض چند سال به سرعت به اولین شرکت مشاوره و ادغام سیستم ها تبدیل شدو واز سالی 1990 این شرکت سالانه درآمدی معادل 30 میلیون دلار به دست آورد. اما در آمد واقعی زمانی عاید«Cuban» شد که کمپانی بزرگ «COMPU Sever» اقدام به خرید شرکت«cuban » نمود ودر جریان این معامله سرمایه بسیار خوبی از آن او کرد.
با بدست آوردن این گنج باور نکردنی«Cuban» دیگر تمامی روزهای سخت گذشته را پشت سر گذاشته بود وحال تمامی رویاهایش را در عالم واقعیت می دید. او که در دوران کودکی همیشه آرزو داشت همانند اشراف زاده ها در گوشه ای بنشیند و از گذر زندگی لذت ببرد، تصمیمم گرفت تا کسب و کار را رها کرده و روزهای خوش زندگی را آغاز نماید.
از این رو به همراه یکی از هم کلاسی های قدیمی اش در «Indiana» خانه ای در «Dalls» خرید و هر دو به اتفاق هم به یاد آوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه «Cuban» خرید و هر دو به اتفاق هم به یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه«Cuban» به طور فیزیکی به کار اشتغال نداشت اما ذهن او همواره درگیر مسائل متعدد بود. او که علاقه شدیدی به ورزش بسکتبال داشت، به خود می اندیشید که چرا نمی تواند بازی تیم های مورد علاقه اش را از رادیو دنبال نماید، همین فکر جرقه ای بود برای یک پدیده نوین! "چرا نمی شود شبکه های رادیویی و تلویزیونی را مستیما از طریق اینترنت دریافت کرد؟ "
این سوال به تولد «Broadcast.com» در سال 1995 انجامید و در نتیجه آن«Cuban» به شهرت بسیار بالایی دریافت.
با روی کار آمدن«Broadcast.com» دیگر تمامی کاربران اینترنتی قادر بودند تمامی برنامه های داخواهشان را به طور مستقیم از طریق اینترنت دریافت کنند و این مساله شور و هیجان خاصی در میان مردم پدید آورد. چندی بعد در سال 1999 کمپانی «yahoo» این سایت را به مبلغ 2 میلیارد دلار «Cuban» خرید و با این اقدام او را روانه لیست میلیارددرهای دنیا نمود.
حال او حتی از رویاهای کودکانه اش نیز فراتر رفته بود و دیگر نمی توانست با این سرمایه چه کند؟! ابتدا خانه ای به مساحت 6000 مترمربع در «Dallas» خریداری کرد وبعد یک هواپیمای شخص به قمیت 41 میلیون دلار برای خرید و سرانجام بهترین هدیه زندگی اش را به خودش داد: خرید ساهم یکی از تیم های بسکتبال حاضر درNBA با نام «dallas Mavericks» به مبلغ 280 دلار!
در 14 فوریه سال 2000 با در اختیار گرفتن این تیم، می نماید.
عشق و علاقه فراوان او به این رشته ورزشی سبب شد تا او یک شبکه ورزشی تلویزیون را مختص به این تیم نمایدو همچنین در خطوط هوایی.America Airlines اقدام به بخش مسابقات این تیم می نماید

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۲-۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ صبح، توسط Maximum.)
۱۲-۱۲-۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، parvaz ، hossein.amel ، محمد حسین ، sadeh ، VigVig ، khodam
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #7
RE: زندگی نامه افراد موفق
iرندی گيج، در خانواده ای ديده به جهان گشود که مادری تنها و بدون همسر، با درآمدی بسيار ناچيز، مسؤليت بزرگ کردن سه کودک را بر عهده داشت. سالهای کودکی رندی در فقر و فلاکت سپری شد. زمانی که او نوجوانی بيش نبود ، در دام اعتياد به مواد مخدر و الکل گرفتار شد. بنابراين مجبور شد هم برای مصرف خويش و هم برای کسب درآمد، به فروش مواد مخدر روي آورد اما او با اين درآمد نيز
نمی توانست مخارج خود را تأمين کند. پس به سمت جرم و جنايت کشيده شد. او در نتيجه اعمال خلاف از دبيرستان اخراج و نهايتاً در يک سرقت مسلحانه دستگير و روانه زندان شد. زمانی که رندی در زندان به سر می برد ، مردی بازارياب به استعدادی ذا تی و نهانی در وجود او پی برد که تا کنون در شخص ديگری نديده بود او احساس کرد اگر رندی روش خود را در زندگی تغيير داده و در راه مثبت قدم بگذارد، مي تواند هر کاری را که اراده کند به بهترين نحو ممکن انجام دهد و انسان موفقی شود. ازاين رو رندی را از اين مطلب آگاه کرد که توانايي انجام کارهای بسيار عظيمی را دارد. اين سخن تأثير بسيار زيادی بر ذهن رندی گذاشت و او را دگرگون ساخت. او شهامت و جرأتی مضاعف يافت و تصميم گرفت زندگی خود را از نو بسازد. زمانی که از زندان آزاد شد، دنيا در نظرش تغيير کرده بود. او تصميمش را گرفت تا آينده ای موفق برای خود بسازد. پس شروع به تلاش کرد: از کارگری به عنوان ظرفشوی يک شيرينی پزی آغاز کرد تا اکنون که به يک مولتی ميليونر تبديل شده است. اکنون زندگی او به اندازه ای خوب است که اکثر مردم حتی در رؤياهايشان نيز نمی توانند تصور کنند. او يک انسان مولتی ميليونر و در عين حال بسيار خيرخواه است و خدمات بشردوستانه بسيار زيادی در سراسر جهان انجام می دهد. او در زندگی به تمام آرزوهايش دست يافته و اکنون تنها يک آرزو بيشتر ندارد: رموزی را که درباره موفقيت می داند، با مردم جهان در ميان بگذارد. رندی تصوير سلامتی است. او در 47 سالگی در بهترين وضعيت جسمانی قرار دارد. گويي که يک جوان 25 ساله است. او سوار ماشين رؤيايی اش می شود، در خانه رؤيايی اش زندگی می کند، دو کمد بسيار بزرگ انباشته ازلباسهای گران قيمت طراحی شده توسط بزرگ ترين و مشهورترين طراحان ايتاليايی و فرانسوی دارد و ... . مردم به او لقب" ناپلئون هيل عصر جديد" داده اند - البته ناپلئون هيل هيچگاه نتوانست به درجه ای از موفقيت که رندی به آن رسيده است، دست يابد ( نقل از " فورد سائکس" ) - رندی مؤلف پر فروش ترين کتاب های جهان نظير: 37راز موفقيت، توانگری را بر خود پذيرا باشيد، موفقيت ذهن، 7 قانون معنوی موفقيت و 101 کليد برای موفقيت شما، است که به زبانهای : آلمانی، اسپانيولی، روسی، چينی، هلندی، نروژی، پرتغالی، کره ای، چک، اندونزيايی، هندی ، اسلواکي ، مقدونی و کرواتي ترجمه شده و جزو پرفروش ترين کتاب های سال در کشورهای مختلف بوده است. اما بايد توجه داشته باشيد که رندی در يک چشم بر هم زدن، به موفقيت در زندگی دست نيافته است .موفقيت او نتيجه سال ها کار و تلاش سخت و مداوم است. او توانست بر ذهن نيمه هشيار خود تسلط يابد؛ نقص های کار و نداشتن برنامه ريزی در زندگی را در خود کشف کرده و اين موانع را از ميان بردارد.

برای مدت بيش از 15 سال است که رندی به مردم کمک می کند تا محدوديت باورها و عقايد خود را از بين برده و آنها را تبديل به باورهايی عميق و قدرتمند کنند تا به آرزوهای خود دست يابند .تجربيات سازنده رندی در مورد غلبه بر فقر ، ترس و عدم اعتماد به نفس به شما کمک می کند تا قد رت حقيقی ذهن خود را در جذب و نگهداری موفقيت در زندگی تان درک کرده و آن را آشکار سازيد .داستان زندگی رندی - داستان ترقی از سلول زندان در نوجوانی تا تبديل شدن به يک مولتی ميليونر خود ساخته - الهام بخش زندگی ميليون ها انسان در سراسر جهان است[/align]

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۲۰-۱۳۸۹ ۱۱:۱۴ عصر، توسط Maximum.)
۱۲-۱۸-۱۳۸۹ ۱۰:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، یاسین ، hossein.amel ، sadeh ، VigVig ، khodam ، hamid150
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #8
George Eastman: بنیانگذار کداک
امروزه از «George Eastman» موسس کمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عکاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در یکی از روستاهای «نیویورک» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشکده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا کرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال ۱۸۶۲ درست زمانی که دانشکده در حال شکل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندک سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.

با پدید آمدن چنین شرایطی «George» که تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به ترک تحصیل شد و راهی بازار کار گردید. ابتدا برای یک شرکت کوچک بیمه مشغول به کار شد و پس از آن به استخدام بانک محلی «Rochester» درآمد.

هنگامی که ۲۳ سال بیشتر نداشت یکی از همکارانش با مشاهده فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او پیشنهاد کرد که تعطیلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفریح بپردازند. در میان کلام همکار دلسوز پیشنهادی مطرح شد که سرآغاز تحول زندگی «George» و تکنولوژی بشر به حساب می‌آمد. او گفت که برای ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربینی تهیه نماید و از خانواده‌اش چند عکس یادگاری بگیرد.

اگر چه «George» دوربینی اجاره کرد اما هرگز تعطیلات آخر هفته را در بیرون از خانه نگذراند. سنگینی، حجم و گرانی مبلغ تهیه یک دوربین و یا حتی یک عکس تمامی فکر او را به خود مشغول ساخته بود. «آیا امکان ظهور دوربینی جدید با خصوصیات کاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بیکاری او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمایش موادی بود تا بتواند امولسیون ژلاتین را در جایگاه نگاتیو فیلم دوربین قرار دهد. سرانجام پس از یکسری آزمایشات مستمر و طولانی مدت او در سال ۱۸۸۰ توانست ماشینی با قابلیت کارایی با نگاتیو خشک جهت تهیه عکس اختراع نماید و به ثبت رساند.

یکسال بعد با کمک‌های مالی «Henry Strong» کمپانی «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعالیت‌های شدید «George» در آن دیگر مجبور به استعفا از بانک شد. در سال ۱۸۸۴ فعالیت‌های کمپانی «Eastman» که حال به یک کمپانی تولید فیلم تبدیل شده بود گسترش یافت و او توانست فیلم‌های حلقه‌ای را جایگزین نگاتیوهای شیشه‌ای نماید که با استقبال بسیار بی‌نظیری مواجه شد.

سرانجام در سال ۱۸۹۲ کمپانی «Eastman Kodak» افتتاح شد، کمپانی که با ظهور خود انقلاب بزرگی در صنعت عکاسی دنیا پدید آورد. اندکی بعد کمپانی «Kodak» توانست با بکارگیری چند نوآوری دیگر، دوربین‌های سبک با کارایی بسیار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نماید. شعار آنها با فرستادن این دوربین‌ها به بازار این بود: «شما تنها یک دکمه را فشار دهید، ما بقیه کارها را انجام می‌دهیم.» در مدت زمان بسیار اندکی دوربین‌های عکاسی «Kodak» در سراسر جهان شهرت یافت و میزان تقاضای آن به شدت سرعت گرفت.

در همان فاصله زمانی ابتکار جدید «Eastman» برای پایه‌ریزی ظهور فیلم‌های متحرک در سال‌های بعد نیز با سر و صدای بسیاری همراه شد. در سال ۱۸۸۸ هنگامی که «Eastman» نام «Kodak» را برای کمپانی و محصولات خود برگزید، از او سؤالات بسیاری در مورد علت انتخاب این نام پرسیده شد و او در پاسخ اظهار داشت که از دوران کودکی علاقه خاصی به حرف «K» داشته است و همیشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود می‌ دانسته است. از نظر او انتخاب کلمه‌ای که با این حرف شروع و با آن خاتمه می‌یابد، قطعاً خوش‌شانسی و موفقیت فراوانی برای او دربر خواهدداشت.

در سال ۱۹۰۲ «George Eastman» که حال به یک ثروتمند مشهور تبدیل شده بود، تصمیم گرفت تا خانه‌ای را که همیشه در خواب‌های کودکی‌اش می‌دیده بنا نماید. از همین رو مشهورترین آرشیتکت آن دوران در ایالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌ای به مساحت ۳۲۰۰ متر با ۵۰ اتاق و مجهزترین سیستم گرمایش، تلفن و برق و از همه مهم‌تر با طراحی داخلی طراحان کاخ سفید که هزینه ساختش مبلغی معادل ۳۳۵ هزار دلار آن زمان شد، ساخت.

از خصوصیات بارز «Eastman» می‌توان به سخاوتمندی و علم دوستی او اشاره کرد. از آنجا که او در دوران نوجوانی به دلیل مصائب مالی و خانوادگی نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد، در این دوران که صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشی کمک‌های شایانی اهدا می‌کرد. او در دوران حیاتش مبلغی معادل ۲۰ میلیون دلار به موسسه تکنولوژیکی «ماساچوست» اهدا نمود. همچنین مرکز فن‌آوری «Rochester» مبلغی معادل ۶۲۵ هزار دلار در سال ۱۹۰۱ از «Eastman» به عنوان هدیه دریافت کرد. او همچنین هدیه‌ای معادل ۲ میلیون دلار به هر یک از موسسات آموزشی «Tuskegee» و «Hampton» ارایه نمود.

«George Eastman» همچنین علاقه فراوانی به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پیشرفت و توسعه این شهر گام برمی‌داشت. بنای موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشکده موسیقی این شهر و همچنین بخشیدن منزل مسکونی مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله این اقدامات به شمار می‌روند.

سرانجام در ۱۴ مارس ۱۹۳۲ این مخترع بزرگ و ثروتمند خیر دار فانی را وداع گفت. هنگامی که جسد او را به خاک می‌سپردند، آخرین جمله وصیتنامه او توجه همگان را به خود جلب کرد: «من کارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد.»

اگر چه «Eastman» به این نتیجه رسیده که کارش را به اتمام رسانده است اما کمپانی صاحب‌نامش راه درازی را مقابل خود می‌دید. امروز کمپانی «Kodak» به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم‌های دوربین عکاسی در جایگاهی قرار گرفته که بدون شک روح بنیانگذار خود را راضی و خشنود در بالای سر خود مشاهده می‌نماید

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
۱۲-۲۸-۱۳۸۹ ۱۲:۴۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، hossein.amel ، محمد حسین ، sadeh ، VigVig ، khodam
VigVig
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 538
تاریخ عضویت: خرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2459
سپاس شده 2039 بار در 466 ارسال


ارسال: #9
RE: زندگی نامه افراد موفق
[تصویر:  1292954069.jpg]

زندگینامه آنتونی رابینز

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM،American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است .

با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل

می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

انسان در بازی گاهی میبرد گاهی چیزی یاد می گیردSleepy
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۱۹-۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ صبح، توسط VigVig.)
۱-۱۹-۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sadeh ، یاسین ، Foruzande ، Maximum ، محمد حسین ، hossein.amel ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #10
RE: زندگی نامه افراد موفق
دوستان
کسی سخنرانی های اقای دکتر علی رفیعی را گوش کرده؟؟؟؟؟؟
۱-۲۹-۱۳۹۰ ۰۶:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط VigVig
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #11
RE: زندگی نامه افراد موفق
خداییش شرمنده مون کردید از این همه توجه و سیل جواب های شما Exclamation Cool Big Grin
۲-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط VigVig
VigVig
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 538
تاریخ عضویت: خرد ۱۳۸۹
سپاس ها 2459
سپاس شده 2039 بار در 466 ارسال


ارسال: #12
RE: زندگی نامه افراد موفق
خب یاسین جان کسی که گوش نکرده باشه نمیاد بگه من گوش نکردم... اونایی که کوش کردن میان میگن ... حتما کسی گوش نداده دیگه برادر.
بعدشم این قضیه چربطی به این تابیک داره آخه

انسان در بازی گاهی میبرد گاهی چیزی یاد می گیردSleepy
۲-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، Foruzande ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #13
RE: زندگی نامه افراد موفق
از اینکه بسیار بسیار به خودم احترام میزارم Heart
خودم ادامه میدم. Tongue
شاید برای شما جالب نباشه
ولی از زمانی که صحبت های دکتر رفیعی را گوش میدم نگاهم به نظام سیاست دنیا عوض شد!!
مثلا...
دوستان میدونید شماره پرواز هواپیمای 11 سپتامبر که به برج های دوقلوی امریکا برخورد کرد چند بوده؟؟؟؟؟
بله درست گفتید،شماره پرواز Q33NY بود!
حالا بیایید این شماره ( Q33NY ) را در صفحه WORD بنویسید
بعد فونت را به wingdings تغییر بدید
حالا چی میبینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۰۴ صبح، توسط یاسین.)
۲-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد حسین ، VigVig
Maximum
عضو انجمن
عضو انجمن

ارسال‌ها: 340
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
سپاس ها 2934
سپاس شده 1743 بار در 340 ارسال


ارسال: #14
RE: زندگی نامه افراد موفق
HuhHuhIdea

طولانی ترین سفرها،فقط با یک قدم آغاز می شوند...
۲-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، محمد حسین ، VigVig ، khodam
Dabir
دبیر انجمن
******
دبیر انجمن

ارسال‌ها: 2,022
تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸
سپاس ها 14188
سپاس شده 18237 بار در 1981 ارسال


ارسال: #15
RE: زندگی نامه افراد موفق
از کجا می دونی که شماره پرواز این بوده؟
۲-۴-۱۳۹۰ ۰۷:۲۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، VigVig ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #16
RE: زندگی نامه افراد موفق
اقای خجسته فر اینجا بود که خداوند سرچ در اینترنت را افرید !!!!!
البته برای توضیح بیشتر برای کسانی که پیگیری کردند این را هم بگویم که ورقه ها را برج های دوقلو فرض کنید!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۲۰ صبح، توسط یاسین.)
۲-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۱۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط VigVig
Dabir
دبیر انجمن
******
دبیر انجمن

ارسال‌ها: 2,022
تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸
سپاس ها 14188
سپاس شده 18237 بار در 1981 ارسال


ارسال: #17
RE: زندگی نامه افراد موفق
تکرار سوال
از کجا می دونی شماره پرواز ها این بوده؟
۲-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط یاسین ، VigVig ، khodam
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #18
RE: زندگی نامه افراد موفق
این هم شماره پرواز
http://911review.org/Sept11Wiki/Q33ny.shtml
البته ادرس دیگه ای هم موجود است
۲-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۳۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Dabir
دبیر انجمن
******
دبیر انجمن

ارسال‌ها: 2,022
تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸
سپاس ها 14188
سپاس شده 18237 بار در 1981 ارسال


ارسال: #19
RE: زندگی نامه افراد موفق
یاسین جان متنی که لینکش را گذاشتی به صورت مشخص نوشته که شماره پرواز های هواپیما ها چیز دیگه ای بوده!
و شکلی که در نرم افزار Word دیده می شه اصولا ربطی به ماجرای شماره پرواز نداره!!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ عصر، توسط Dabir.)
۲-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hossein.amel ، یاسین ، VigVig ، khodam ، hamid150
یاسین
عضو انجمن
********

ارسال‌ها: 4,173
تاریخ عضویت: ارد ۱۳۸۹
سپاس ها 26164
سپاس شده 30765 بار در 4118 ارسال


ارسال: #20
RE: زندگی نامه افراد موفق
صحبت شما قابل احترام Heart
یک سرچ در اینترنت جواب خیلی از سوال ها را میدهد!!!

حتما سی دی کامل صحبت های دکتر رفیعی را برایتان می اورم.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۴-۱۳۹۰ ۰۲:۵۵ عصر، توسط یاسین.)
۲-۴-۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط VigVig ، razieh
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Smile اگه قرار باشه بانفرقبلیت چند روز زندگی کنی چیکار میکنی؟ کوچولو 130 5,765 ۹-۶-۱۳۹۳ ۰۴:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ali.asoodeh
  اگر برات از یک کشور اروپایی یا امریکا دعوت نامه ای بیاد برای تحصیل میری یا می مونی تو پرند 11 1,174 ۱۰-۳۰-۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ صبح
آخرین ارسال: saleh
  اسم زندگی sadra.salehi 6 664 ۸-۳۰-۱۳۹۲ ۰۳:۳۸ صبح
آخرین ارسال: shetesheri
Bug 10 اصل گاندی برای تغییر زندگی Foruzande 3 761 ۶-۱۵-۱۳۹۲ ۱۰:۲۰ صبح
آخرین ارسال: razieh
  پرسش نامه shr 20 2,212 ۴-۱-۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ صبح
آخرین ارسال: shr
  زندگی ات را متحول کن! LOVE 9 1,011 ۲-۲۴-۱۳۹۲ ۰۸:۰۷ عصر
آخرین ارسال: Abi Anari
  واقعیات زندگی به زبان شیرین ریاضی (طنز ) mhmd 1 866 ۶-۳۱-۱۳۹۱ ۰۹:۲۹ عصر
آخرین ارسال: mhmd
  توهم زندگی ساده mhmd 3 703 ۶-۲۷-۱۳۹۱ ۰۷:۴۷ عصر
آخرین ارسال: razieh
  تغییر در زندگی mhmd 1 497 ۶-۲۵-۱۳۹۱ ۱۰:۵۷ صبح
آخرین ارسال: ali1391
Bug خصوصیات افراد دارای/فاقد اعتمادبنفس Foruzande 6 1,072 ۶-۱۰-۱۳۹۱ ۱۲:۴۷ عصر
آخرین ارسال: سیمین بری
  تا شقایق هست زندگی ... sadeh 9 1,095 ۱۲-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۴۰ صبح
آخرین ارسال: VigVig
  چه تعداد انسان‌ تا به حال روی کره زمین زندگی کرده‌اند؟ K I N D E R 1 435 ۶-۷-۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ عصر
آخرین ارسال: K I N D E R
  |:: 2مطلب»10 موقعیت وحشتناک زندگی در فضا و عمو حاجی شیرازی!::| K I N D E R 2 717 ۶-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۰۶ صبح
آخرین ارسال: K I N D E R

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان