بیلوکس
صفحه: [1]   پایین
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: واژه های آشنا  (دفعات بازدید: 403 بار)
رمضانی(مدیر تالار)
مدیر انجمن
کاربر فعال
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 178



ديدن مشخصات
« : 05 مرداد 1388,ساعت 20:52:39 »

تولد تا مرگ فاصله ای نه چندان زیاد در برابر عمر پایان پذیر دنیا. خیلی خنده دار است اگر بیاندیشیم که ما فقط به این فاصله فکر می کنیم و دیگر هیچ. در این فاصله زندگی می کنیم و برای این فاصله ممکن است بسیاری از چیزها را زیر پا بگذاریم. گاهی برای جزء جزء این فاصله گریه می کنیم و گاهی از جزئی ترین چیز آن شاد می شویم.

در زندگی گروهی انسانها روابط اجتماعی مهمترین راه دوام این فاصله کوتاه زندگی است و زبان به عنوان پرکاربردترین راه برقراری ارتباط میان انسانها اهمیت اساسی داشته و دارد.

لکنت زبان به عنوان مختل کننده صحبت با دیگر افراد جامعه و روابط اجتماعی این بخش اساسی از زندگی  این افراد به نام برقراری ارتباط را با مشکل مواجه ساخته است. فرد دارای این مشکل در جامعه گوشه گیر و منزوی گردیده و کمتر مایل به شرکت در فعالیت های گروهی و روابط اجتماعی می باشد. این فرد تمام فکر و ذکرش بر روی لکنتش متمرکز گردیده و کمتر به دیگر مسائل زندگی فکر می کند.

صبح که از خواب بلند می شود لکنتش یادش رفته اما به محض خواست کاری از اینفرد که دارای کوچکترین جنبه کلامی باشد وی متزلزل گردیده و قبل از هر چیز به چگونه صحبت کردن خود در مواجه با آن عمل فکر میکند. اگر از او خواسته شود که به نانوایی برود حتی اگر نانوایی ۱۰ کیلومتر دورتر و شلوغ هم باشد اندیشه وی بر روی گفتن جمله دو نان بدهید متمرکز است.

هنگامی که برای کنکور می خواند یا در اندیشه پذیرفته شدن در مرکزی آموزشی است به جای تمرکز روی درس روی آینده و شرکت در کلاس های آن و عکس العمل های مورد انتظار اساتید و دانشجویان متمرکز است.

در خیابانی که همه منتظر تاکسی هستند و تاکسی ها با سرعت عبور کرده و مسیرها تک تک گفته می شود او را نخواهید دیدو چون کسی است که در آخرین تجربه اش نتوانسته است مسیر خود را در زمان مورد نظر راننده تاکسی به وی بگوید. او پیاده می رود و از اتوبوس استفاده می کند . آری او بی دردسرترین راه را برای خود انتخاب می کند.

صحبت برای او دردسر است در کلاس اگر تنها کسی هم باشد که مطلبی را می داند مطرح نخواهد کرد او در جلسات و بحث های گروهی تنها موافق با همه است زیرا که جرات مخالفت را که مستلزم بیان دلیل قانع کننده است به خود راه نمی دهد. او می خواهد تنها باشد اما نه در رویا بلکه در واقعیت او در رویاهایش همه کار می کند اگر برای یکفرد معمولی پولدار شدن رویایی شیرین است برای او رویای سخنرانی و تدریس و صحبت و خلاصه گل مجلس شدن شرین ترین خاطره و لحظه ی زندگی اش است اما اگر صدای گوشخراش تلفن این وسیله تنفربار این رویا را بر هم نزند و....

همه می گویند که او می تواند  همه برای او دلسوزی می کنند و همه می خواهند به او کمک کنند هیچکس تا به حال به او نخندیده است و اگر هم کسی خندیده لااقل او ندیده است. او از صحبت کردن در باره مشکلش بیزار است و دلسوزی های نصیحت دار را دوست ندارد.

او می داند که می تواند اما نمی داند ازکجا شروع کند زیرا این غده ای نیست که آنرا بردارند یا دندانی نیست که آن را بکشند . نقطه مشکل را نمی داند نه تنها او که هیچ کس نمی داند آری اگر زخم بود مکان قرار دادن مرحم مشخص بود اما زخمی که مکان مشخص ندارد درمان مشخص هم نخواهد داشت.

او می خواهد او نباشد او می خواهد آن باشد که خودش می خواهد و برای آن شدن باید خودش بخواهد.

و اما تو سعی کن او نباشی چون او که من هستم  نمی خواهم او باشم....

نویسنده: او که نمی خواهد او بماند - جلال رمضانی

نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386 در وبلاگم
خارج شده است

[dir:ltr]


[/dir]
saman3417
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3


ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #1 : 05 مرداد 1388,ساعت 21:06:13 »

بسیار عالی بود ممنون
خارج شده است
هادی الماسیان
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10


ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #2 : 11 مرداد 1388,ساعت 21:14:08 »

ممنون از مقاله زیبایتون
ولی انگار تو وجود من یکی قبل از من حرف می زنه و اجازه حرف زدن رو از من می گیره
واقعا راه حل چیه؟
 متعجب
خارج شده است
نیما
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 37


ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #3 : 14 مرداد 1388,ساعت 20:34:33 »

خیلی خوب بود.
خارج شده است
( گفتاردرمانگر )
کاربر فعال
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 156



ديدن مشخصات WWW آدرس ايميل
« پاسخ #4 : 17 مرداد 1388,ساعت 23:07:17 »

عالی بود
خارج شده است

هر جا اراده هست ... راهی نیز وجود دارد....
sad eyes
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 13


ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #5 : 25 مرداد 1388,ساعت 17:35:20 »

KHETLI Jleb bood.eine vaghe`eyat bood!!!daghighan moshakhasate khodam bood :'( :'( :'(
خارج شده است
masume
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 7


ديدن مشخصات
« پاسخ #6 : 29 مرداد 1388,ساعت 23:13:38 »

سلام . واقعا مطلبتون زیبا بود و کاملا حقیقتی رو که شبانه روز زندگی من باهاش میگذره رو به خوبی توصیف کرده بود...
به امید موفقیت برای شما و همه دوستان
خارج شده است
parisa
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 2


ديدن مشخصات
« پاسخ #7 : 08 مهر 1388,ساعت 13:54:36 »

بسیار عالی بود ممنون
خارج شده است
msh22
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 52


ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #8 : 30 آذر 1388,ساعت 19:58:35 »

خوب بود
ولی باید باهاش جنگید، اسلحه ام رو باید پیدا کنم؟ کجا گذاشتم؟ شما ندیدی؟ مامان اسلحم کجاستتتتتتتتتتتتتتتت...!!!!!!!!!!!!!! پوزخند پوزخند
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  
 
پرش به :