انجمن لکنت ایران

 
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • green color
  • blue color

خاطرات يک درمانجوی لکنت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ماه رمضان هم اومد، ياد گفتار درمانگرم افتادم که مي گفت اگه روزه، لکنتت رو تشديد مي کنه نبايد روزه بگيري! آقا من دکترت هستم و مي گم ضرر داره! روزه نگير!

اما مگه مي شه برا خاطر لکنت روزه نگرفت.... مگه دل آدم آروم مي گيره؟

ولي خداييش روزه بد جور لکنتم رو زياد مي کنه اساسي به هم ريختم!

قبل ماه مبارک، اين فيلم هاي انجمن لکنت آمريکا رو نگاه مي کردم و آقا تا دلت بخواد راه افتاده بودم... حتي وقتي آژانس هم مي خواستم بگيرم خودم زنگ مي زدم!


راستي نگفتم کي هستم.... از کي لکنت داشته ام.... اينکه کي هستم باشه برا يه وقت ديگه اما از کي لکنت داشتم؟.... بذار فکر کنم....

وقتي تو محل کارم مدير بخش شدم که لکنت داشتم،نه قبلش...وقتي رفتم سر کار، وقتي سربازيم تمام شد،... قبلش...وقتي فوق ليسانس تمام شد؟.... نه زمان به دنيا اومدن پسرم هم لکنت داشتم.... قبلش بود... زمان کنکورليسانس هم لکنت داشتم که به خاطر استرس کنکور هم شديد شده بود!  قبلش؟ زمان راهنمايي؟ نه ابتدايي هم بود آقا دردسرت ندم از وقتي يادم مي آيد اين لکنت هم با من بود.... مادر خدابيامرزم مي گفت وقتي چهار ساله بودم از دندانپزشکي ترسيده بودم و لکنت کردم. نه! اون خدابيامرز مي گفت زبونت مي گرفت آره اون موقع ها مي گفتن زبونش مي گيره! راستم مي گفتن حد اقل اسمش معلومه که چه کوفتيه اما از لکنت بيشتر آدم ياد کت و شلوار اتو کشيده مي افته که اصلا اون حال گند آدمو موقعي که زبون مي گيره نشون نمي ده اما بي خيال الان ديگه همه با کلاس شدن و ما هم بايد بگيم لکنت اگه نه اين آقاي دبير محترم انجمن(!) خاطرات ما رو چاپ نمي کنه! راستي چاپ که نيست بايد بگم نو سايت آپ نمي کنه؟.... بگذريم... از شروع لکنت گفتم از علتش هم که نپرس چون فکر مي کنم ترس از دندانپزشکي هم خيلي معتبر نباشه چون بندگان خدا پدر و مادر خدابيامرزم بايد يه علتي برا ديگران مي گفتند، دندانپزشک بيچاره مقصر شد.... اما پس علت لکنت چيه؟ ما که هر چي کتاب خونديم با حرف هاي خوشگل گفتند که نمي دونيم! ولي خيلي هم فرقي نمي کنه هر چي بوده الان اين لکنت رفيق همراه ماست و ....بي خيال.

از ماه مبارک مي گفتم و از تشديد کردن لکنتم آره ديروز براي تعمير ماشين رفتم ، پيش تعمير کار و لوازم يدکي فروش ،پيش هر کدام يه دست قفل حسابي را به اجرا گذاشتم! البته راضي بودم ديگه حالم از لکنت کردن گرفته نبود، تازه خودم خواستم لکنت کنم .... نه که خودم بخوام ولي از روش دور زدن وعوض کردن حرف و پيچوندن استفاده نکردم که هر جور شده لکنت را پنهون کنم! آره مثل تمرين کتاب و فيلم هاي آموزشي لکنت، لکنت کردم و در حين لکنت به فشار هاي زبان و گردن و ... دقت کردم و از لکنتي بودن هم خجالت نکشيدم.... خودش کلي قدم بزرگ بوده .... راستي نگفتم آخه من مي خوام لکنتم را درمان کنم و برا شما هم مي خوام از درمانم بگم.....

28/6/86

 

آخرین بروزرسانی ( سه شنبه, 17 آذر 1388 ساعت 07:05 )  
یادداشت یافت نشد.: ArticleID=0

عضویت

http://www.e85.ir/images/ozviat.jpg

GTranslate

English French German Italian Portuguese Russian Spanish

رتبه سایت در گوگل

امتیاز گوگل من

ورود به ...

آخرین مباحث تالار گفتگو